<?xml version="1.0"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
	<id>https://majall.community/wiki/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Wiki+admin</id>
	<title>مجال - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
	<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://majall.community/wiki/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Wiki+admin"/>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="https://majall.community/wiki/index.php/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/Wiki_admin"/>
	<updated>2026-06-17T13:27:03Z</updated>
	<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
	<generator>MediaWiki 1.45.1</generator>
	<entry>
		<id>https://majall.community/wiki/index.php?title=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C:Common.css&amp;diff=55</id>
		<title>مدیاویکی:Common.css</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://majall.community/wiki/index.php?title=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C:Common.css&amp;diff=55"/>
		<updated>2026-05-10T09:02:11Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Wiki admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;/* دستورات این بخش همهٔ کاربران را تحت تاثیر قرار می‌دهند. */&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wiki admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://majall.community/wiki/index.php?title=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C:Common.css&amp;diff=54</id>
		<title>مدیاویکی:Common.css</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://majall.community/wiki/index.php?title=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%88%DB%8C%DA%A9%DB%8C:Common.css&amp;diff=54"/>
		<updated>2026-05-10T09:01:29Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Wiki admin: صفحه‌ای تازه حاوی «/* دستورات این بخش همهٔ کاربران را تحت تاثیر قرار می‌دهند. */ /* Change body text color */ body {     color: #333333; /* Dark gray */ }  /* Change link colors */ a {     color: #0055cc; /* Blue */ }  /* Change heading colors */ h1, h2, h3, h4, h5, h6 {     color: #222222; }» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;/* دستورات این بخش همهٔ کاربران را تحت تاثیر قرار می‌دهند. */&lt;br /&gt;
/* Change body text color */&lt;br /&gt;
body {&lt;br /&gt;
    color: #333333; /* Dark gray */&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/* Change link colors */&lt;br /&gt;
a {&lt;br /&gt;
    color: #0055cc; /* Blue */&lt;br /&gt;
}&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
/* Change heading colors */&lt;br /&gt;
h1, h2, h3, h4, h5, h6 {&lt;br /&gt;
    color: #222222;&lt;br /&gt;
}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wiki admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://majall.community/wiki/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1&amp;diff=51</id>
		<title>کار</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://majall.community/wiki/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1&amp;diff=51"/>
		<updated>2026-01-28T14:02:33Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Wiki admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==کار چیست؟==&lt;br /&gt;
کار یکی از بنیادی‌ترین مفاهیم در تجربه‌ی انسانی است که در بسترهای فکری و تاریخی متفاوت، به شیوه‌های گوناگون درک و تعریف شده است. گاه کار به‌عنوان فعالیتی برای تولید و خلق ارزش مورد توجه قرار گرفته، گاه به‌مثابه کنشی اجتماعی یا رابطه‌ای میان انسان و طبیعت بررسی شده و در برخی خوانش‌ها، ابعاد معنایی، اخلاقی یا حتی اجبارآمیز آن برجسته شده است. به همین دلیل بهتر است این مفهوم را به صورت مجموعه‌ای از برداشت‌های نظری بررسی کرد که هر یک بر جنبه‌ای خاص از آن تاکید می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ادامه، بعضی از این برداشت‌ها مرور می‌شوند؛ از برداشت‌هایی که در نظریه‌های اقتصادی درباره‌ی نقش کار در تولید و خلق ارزش شکل گرفته‌اند، تا تامل‌هایی که در فلسفه، کار را به‌عنوان بخشی از وضعیت انسانی، آزادی، اجبار یا خودتحقق‌بخشی فهم کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==بررسی مفهوم کار در مکاتب اقتصادی==&lt;br /&gt;
===کار در مکتب سوداگری (مرکانتلیسم)===&lt;br /&gt;
در برخی مکاتب اقتصادی از جمله مکتب سوداگری (مرکانتلیسم) کار به دو دسته «کار مولد» و «کار غیر مولد» تقسیم می‌شود و به تبع آن نیروی کار نیز در دو گروه مولد (تولیدی) و غیرمولد (غیرتولیدی) مورد بررسی قرار می‌گیرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* سوداگران بین نیروی کار مولد یا تولیدی و نیروی کار غیرمولد یا غیر تولیدی تفکیک قائل شده و از دولت می‌خواستند به منظور هدایت هرچه بیشتر افراد به کارهای تولیدی از عرضه کارگران غیرتولیدی بکاهد. کشاورزات، صنعت‌گران، بازرگانان و به طور خلاصه هر نوع مالکیت نیروی انسانی در جامعه که به تولید کالاهای صادراتی کمک کند از نظر سوداگران نیروی کار تولیدی به شمار می‌‎آید؛ در حالی که خرده‌فروشان، اطبا، وکلا، هنرمندان و سایر افراد از این گونه در محدوده نیروی کار غیرتولیدی به حساب می‌آیند. بنابراین، نیروی کاری که در کارهای تولیدی مصرف می‌شود، مولد و آنچه در بخش خدمات استفاده می‌شود، غیرمولد محسوب می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص۶۸&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کار در اقتصاد کلاسیک===&lt;br /&gt;
====نظریات آدام اسمیت درباره کار====&lt;br /&gt;
در اندیشه‌ی آدام اسمیت، کار جایگاهی محوری در فهم ثروت و تولید دارد. اسمیت کار انسانی را از اصلی‌ترین عوامل موثر در شکل‌گیری ثروت به شمار می‌آورد و حتی در نظریه ارزش مبتنی بر کار (Labor Theory of Value) خود اعلام می‌کند ارزش هر کالا برای مالک آن که نمی‌خواهد آن را مصرف کند، بلکه مایل است ‌آن را با کالای دیگری مبادله کند، معادل مقدار کاری است که خرید کالا را ممکن می‌کند؛ بنابراین «کار» معیار حقیقی ارزش مبادله تمام کالاهاست.&amp;lt;ref&amp;gt; Wealth of Nations, ed. Edwin Cannon The Modern Library, 1965, New York, p.26&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین مانند آنچه درباره نظریات سوداگران بررسی شد، اسمیت نیز کار را به دو دسته مولد و غیرمولد تقسیم می‌کند (اگرچه برخلاف سوداگران انرژی و قدرت نیروی انسانی را منبع ثروت می‌داند نه فلزات گران‌بها). &amp;lt;ref&amp;gt; Wealth of Nations, ed. Edwin Cannon The Modern Library, 1965, New York, p.Lvii&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کار مولد از نظر اسمیت دو تعریف دارد:&lt;br /&gt;
* نیروی کار مولد نیروی کاری است که به تولید کالاهای قابل لمس کمک می‌کند و بنابراین به ارزش خالص محصول می‌افزاید.&lt;br /&gt;
* نیروی کار مولد نیروی کاری است که در بخش تولید کشاورزی و غیرکشاورزی قادر به تولید کالایی باشد که قابل ذخیره شدن است. &lt;br /&gt;
با در نظر گرفتن این تعریف‌ها، بخش خدمات از نظر اسمیت به ارزش مذکور کمک نمی‌کند و نیروی کاری که در این بخش مشغول به کار است، غیرمولد حساب می‌شود و به تولید سالانه ملی کمکی نمی‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص۱۱۰&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
این شیوه از تقسیم‌بندی کار بعدها توسط جان مینارد کینز مورد بررسی و نقد قرار گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====کار در نظریات ریکاردو====&lt;br /&gt;
از نظر ریکاردو، ارزش مبادله‌ای کالاها اساسا به مقدار کاری بستگی دارد که برای تولید آن‌ها لازم است، نه به میزان دستمزدی که در ازای این کار پرداخت می‌شود. او بر این نکته تاکید می‌کند که در شرایطی که فناوری و سرمایه مورد استفاده مشابه باشند، تفاوت در مقدار کارِ لازم برای تولید کالاها، عامل اصلی تفاوت در ارزش مبادله‌ای آن‌ها خواهد بود.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص۱۵۰&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نظریات ریکاردواجزایی مانند دستمزد نیروی کار، سود سرمایه و بهره مالکانه(اجاره زمین) نه منشا ارزش، بلکه شیوه‌های توزیع ارزشی هستند که قبلا از طریق کار انسانی ایجاد شده است. هرچند ریکاردو می‌پذیرد که قیمت‌های بازار در عمل می‌توانند تحت تأثیر عوامل متعددی قرار گیرند، اما در سطح نظری، کار همچنان محور اصلی تحلیل او از ارزش و توزیع ثروت باقی می‌ماند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص۱۵۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کار در نظریات مارکس===&lt;br /&gt;
مارکس نیز با الهام از نظریه ریکاردو در ارتباط با نقش کار به عنوان منشا قیمت و ارزش، خصوصیت مشترک کالاها را کار انجام شده برای تولید آن‌ها می‌داند و معتقد است ارزش مبادله ناشی از کار است. بنابراین، ارزش یک کالا به وسیله مقدار کار انجام شده برای تولید آن تعیین می‌شود و در نتیجه نیروی کار منبع اصلی ارزش اقتصادی است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به طور دقیق‌تر، مارکس معتقد است: «ارزش کالا به وسیله «زمان کار اجتماعا لازم یا ضروری» برای تولید کالا تعیین می‌شود. این زمان مجموع اوقات کار صرف شده لازمی است که برای تولید کالا در شرایط معمولی تولید و مهارت متوسط کارگران و وجود ماشین‌آلات مدرن به کار می‌رود. زمان کاری که اجتماعا برای تولید کالا لازم است، شامل کار مستقیم کارگران، کار نهفته در ماشین آلات و کار متراکم در مواد خام مصرفی است.&amp;lt;ref&amp;gt; Robert Freedman (ed.), Marx on Economics, Harcourt, Brace and World, Inc., New York, 1961, p. 33.&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نکته دیگری که در نظریات مارکس مطرح می‌شود، نظریه «ارزش اضافی» است. ارزش اضافی از نظر مارکس از آن جهت به وجود می‌آید که نیروی کار در یک دوره معین از زمان، ارزش اقتصادی بیشتری نسبت به هزینه کار ایجاد می‌کند. از آن جا که نیروی کار منبع اصلی ارزش اقتصادی محسوب می‌شود، هنگامی که کارگران ارزش تمام محصول کار خود را دریافت نکنند، استثمار ایجاد می‌شود. تفاوت میان ارزش محصول کل روزانه و قیمت عرضه کار روزانه نشان‌دهنده «ارزش اضافی» است که به وسیله صاحبان سرمایه و ابزار تولید غیرانسانی مثل کالاهای سرمایه‌ای و زمین تصاحب می‌شود. &amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص۱۹۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفهوم استثمار که درنظریات مارکس مطرح می‌شود را می‌توان از دو جنبه فلسفی و فنی بررسی کرد:&lt;br /&gt;
* جنبه فلسفی: این مورد، شیوه تولید در سرمایه‌داری را مورد برسی قرار می‌دهد. از آنجا که در این نظام سرمایه‌داران مالکیت عوامل تولید را در اختیار دارند، کارگران به دلیل عدم مالکیت این‌ها باید برای گذران زندگی، آن‌طور که مارکس می‌گوید: «خدمات کاری خود را به صورت کالا به سرمایه‌داران بفروشند». به همین دلیل و از آنجایی که کارگران در ازای تولید روزانه‌شان ارزش تمام محصول تولیدی‌شان را دریافت نمی‌کنند، پس استثمار می‌شوند.&lt;br /&gt;
* جنبه فنی: این بخش به &#039;حجم&#039; «ارزش اضافی» مربوط است. از آن جایی که کارگران با ماشین‌آلات و ابزارهای بروز کار می‌کنند، بازدهی آن‌ها بالاست. با در نظر گرفتن این نکته، حتی اگر ساعت کاری کارگران افزایش پیدا نکند، «حجم ارزش اضافی» بالا می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نکته دیگری هم که در خصوص نظریات مارکس در ارتباط با کار باید در نظر گرفت، مربوط به نقش سرمایه و مواد اولیه در نظریات اوست. این عوامل اگرچه در تولید کالاها نقش دارند، اما به طور واضح در دسته بندی نیروی کار جای نمی‌گیرند. او برای حل این مسئله سرمایه را &#039;کار متبلور&#039; می‌داند و به همین دلیل هم سود کارفرما را ارزشی می‌داند که از کارگر ربوده شده است. سرمایه و مواد اولیه‌ای که در فرایند تولید مورد استفاده قرار می‌گیرند، به‌عنوان «نیروی کار متراکم» کارگران از دوره‌های قبلی تولید هستند و در نتیجه تنها معیار سنجش ارزش مبادله، همان زمان کار اجتماعا لازم است که برای تولید کالا ضروری است.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص۱۹۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کار در مکتب توزیع===&lt;br /&gt;
اگرچه در عمده نظریات اقتصادی انسان اقتصادی (انسانی که رفتارش فقط تحت تاثیر انگیزه‌های اقتصادی و نفع شخصی است) از کار گریزان است، اما مکتب توزیع انسان را یک صنعت‌گر می‌داند و ماهیت کار را از دیدگاهی تازه مورد بررسی قرار می‌‌دهد. این مکتب بر تاثیرات تغییردهنده کار بر انسان متمرکز و خواهان در نظر گرفتن انگیزه‌های چندگانه‌ایست که سبب می‌شود مردم کار کنند. پیروان این مکتب کار را -مخصوصا زمانی که با خلق همراه باشد- دارای ماهیتی روحانی و عرفانی در نظر می‌گیرند. با توجه به این دیدگاه مردم می‌توانند کار را لذت بخش بدانند و وقتی بدانند کار از نظر احساسی و فکری پاداش به همراه دارد، مایل به انجام کار سخت باشند.&amp;lt;ref&amp;gt;لارنز توبیاس، ترجمه شربتی وحید، حیدری محدثه، فراسوی کاپیتالیسم و سوسیالیسم، 1398، به نقل از مک فیل ادوارد&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیروان این مکتب با کسانی که مدعی هستند طبیعت انسان تفریح را به کار ترجیح می‌دهد یا انسان‌ها دوست ندارند از رئیس دستور بگیرند، یا اینکه حالت مونتاژگونه کارهای مدرن تا حدی برای دست‌یابی به سود بالا ضروری است، اختلاف نظر دارند. آن‌ها باور ندارند اینکه کارگران بتوانند درباره شرایط کاری‌شان نظر بدهند باعث نازپروردگی آن‌ها می‌شود. درواقع حتی ممکن است راهکارهایی که نظام سرمایه‌داری برای بیشتر کردن تلاش کارگران به کار گرفته در نهایت باعث ایجاداین قبیل کارگران شود. در نهایت دیدگاه توزیع‌گرایان درباره کار را می‌توان به این شکل خلاصه کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
انسان از طریق کار نه تنها طبیعت را تغییر داده و آن را با نیازهای خود سازگار می‌کند، بلکه به احساس ایفای نقش انسانی دست می‌یابد و به نوعی خود را انسانی‌تر می‌یابد. &amp;lt;ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
Pope John Paul II, Laborem Exercense, (translation from the Vatican edition)&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کار در فلسفه==&lt;br /&gt;
در طول تاریخ بسیاری از فیلسوفان و متفکران به بررسی مفهوم کار پرداخته‌اند و در جستجوی پاسخ سوالاتی از جمله اینکه چه کسانی، چگونه و چرا باید کار کنند بوده‌اند. اما انسان معاصر شاید بیش از همیشه با مفهوم کار درگیر است. در واقع، بیشتر بزرگسالان بخش قابل‌ توجهی از زمان خود را صرف کار می‌کنند و بسیاری از جوامع معاصر را می‌توان «اشتغال‌محور» دانست.&amp;lt;ref&amp;gt;Gorz, Andre, 2010. Critique of Economic Reason, London: Verso.&amp;lt;/ref&amp;gt;در چنین جوامعی، کار منبع اصلی درآمد است و کار کردن به لحاظ جامعه‌شناختی حالتی «هنجاری» دارد؛ یعنی انتظار می‌رود حداقل برای بزرگسالان، کار بخش مرکزی زندگی روزمره باشد. به همین خاطر هم می‌توان کار را پدیده‌ای عمیقا موثر بر کیفیت و شرایط زندگی به شمار آورد.&amp;lt;ref&amp;gt;https://plato.stanford.edu/entries/work-labor/#:~:text=In%20such%20societies%2C%20work%20is%20the%20primary%20source%20of%20income%20and%20is%20%E2%80%98normative%E2%80%99%20in%20the%20sociological%20sense%2C%20i.e.%2C%20work%20is%20expected%20to%20be%20a%20central%20feature%20of%20day%2Dto%2Dday%20life%2C%20at%20least%20for%20adults.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ساموئل کلارک در مقاله‌ای با عنوان «کار خوب» چنین عنوان کرده که کار را به عنوان مفهومی دارای تاریخ، نمی‌توان به شکلی دقیق تعریف کرد، با این‌حال می‌توان آن را با تعریف برخی مرزها به این شکل معرفی کرد:&lt;br /&gt;
*  کار نوعی فعالیت است، نه استراحت، بیکاری یا بی‌کاری.&lt;br /&gt;
*  کار ضروری است، نه اختیاری، تفننی یا صرفا بازی‌گونه؛ کار به‌نحوی —شاید غیرمستقیم— نه فقط با خواسته‌های ما که با نیازهایمان پیوند دارد. در جامعه‌ی تجاری، این پیوند معمولا از این راه برقرار می‌شود که ما از پولی که بابت کار دریافت می‌کنیم برای خرید خوراک، سرپناه و دیگر ضروریات استفاده می‌کنیم.&lt;br /&gt;
* کار تولیدی است، نه صرفا فعالیتی مصرفی. این به آن معنا نیست که کار حتما باید نتیجه‌ای ارزشمند داشته باشد —کندن گودال و دوباره پر کردن آن هم اگر راهی برای جلوگیری از گرسنگی باشد، کار است— اما این ویژگی باعث می‌شود، مثلا، غذا خوردن بیرون از حوزه‌ی کار قرار بگیرد.&amp;lt;ref&amp;gt;Clark, Samuel, 2017. “Good Work,” Journal of Applied Philosophy, 34: 61–73.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علی‌رغم اینکه کار مفهومی چندوجهی است، با این‌حال می‌توان با بررسی شیوه‌های مختلف سازمان‌دهی کار، تا حدی به تعریف آن نزدیک‌تر شد. به‌عنوان، یکی از نکات مهم  درباره مفهوم کار به‌ویژه در بحث‌های معاصر تمرکز بر «اشتغال» (Employment) است. این در حالی است که بسیاری از کارها در قالب اشتغال انجام نمی‌شوند و هر ادعای فلسفی مهمی که درباره اشتغال صادق باشد، لزوما درباره کار صدق نمی‌کند و بالعکس.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همان‌طور که در بخش نظریات اقتصادی هم بررسی شد، در رابطه‌ی اشتغالی، فرد کارگر نیروی کار خود را در ازای جبران (معمولا دریافت پول) به دیگری می‌فروشد. خریدار نیروی کار (یعنی کارفرما که در نظریات اقتصادی از آن با عنوان صاحب سرمایه یاد شد) نقشی واسطه‌ای میان کارگر و کسانی دارد که در نهایت از کالاها یا خدمات تولیدشده استفاده می‌کنند (مصرف‌کنندگان). این واسطه معمولا خود کارگران استخدام‌شده (کارکنان) را مدیریت می‌کند—یا کسانی را برای این کار می‌گمارد—و بیشتر شرایط مربوط به اینکه چه چیزی تولید شود، فرایند تولید چگونه سازمان یابد و مانند آن را تعیین می‌کند. این نوع سامان‌دهی همان چیزی است که معمولاً از آن به‌عنوان «داشتن شغل» یاد می‌کنیم.&amp;lt;ref&amp;gt;Cholbi, Michael, &amp;quot;Philosophical Approaches to Work and Labor&amp;quot;, The Stanford Encyclopedia of Philosophy (Summer 2023 Edition), Edward N. Zalta &amp;amp; Uri Nodelman (eds.), URL = &amp;lt;https://plato.stanford.edu/archives/sum2023/entries/work-labor/&amp;gt;.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اما کارگر می‌تواند حتی بدون وجود چنین واسطه‌ای کالا یا خدمات تولید کند. در بعضی موارد، کارگر یک «مالک» یا صاحب کسب‌وکار است؛ یعنی کسی که هم مالک بنگاه است و هم خود در فرایند تولید مشارکت می‌کند (برای مثال، صاحب رستورانی که هم‌زمان سرآشپز آن هم هست). به این وضعیت می‌توان «خوداشتغالی» گفت؛ وضعیتی که با حالتی تفاوت دارد که در آن مالکان صرفا سرمایه‌گذارند و خود در تولید نقشی ندارند. برخی مالکان همچنین کارفرما هم هستند؛ یعنی کارگران دیگری را استخدام می‌کنند تا نیروی کارشان را در فرایند تولید به کار گیرند. می‌توان گفت در بخش بزرگی از تاریخ بشر، شکل غالب کار نه «داشتن شغل»، بلکه کارآفرینی یا خوداشتغالی بوده است، و این شکل همچنان نیز رایج است. در مقابل، شغل‌ها (یعنی روابط اشتغالی نسبتا پایدار) بیش از آنچه معمولا تصور می‌شود محصول مدرنیته‌ی صنعتی‌ هستند.&amp;lt;ref&amp;gt;Suzman, James, 2021. Work: A History of How We Spend Our Time, London:Bloomsbury. Svendsen, Lars Fredrik, 2015. Work, 2nd edition, London: Routledge.&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کارکنان و صاحبان کسب‌وکار اغلب در رابطه‌ای مبادله‌ای با مصرف‌کنندگان قرار دارند؛ آن‌ها کالا یا خدماتی تولید می‌کنند که مصرف‌کنندگان با درآمد خود می‌خرند. اما این الگو همیشگی نیست. به‌عنوان مثال پزشکانی که در درمان‌گاه‌های دولتی یا خیریه کار می‌کنند، دستمزد خود را نه از بیماران، که از نهادهای دولتی، خیریه‌ها و منابع مشابه دریافت می‌کنند. با این حال، این کارکنان نیز انتظار دارند از راه کار خود، از منبعی درآمد داشته باشند. در عین حال، برخی شکل‌های کار اساسا بدون دستمزد یا جبران مالی انجام می‌شوند. بردگان کار می‌کنند، و در برخی موارد زندانیان نیز کار می‌کنند، اما کارشان اغلب بدون پرداخت است. همچنین کار داوطلبانه در مؤسسات خیریه یا مراقبت بدون دستمزد از کودکان، سالمندان یا بیماران و البته کاری که زنان خانه‌دار در خانه انجام می‌دهند نیز از مصادیق کار به شمار می‌آید.&amp;lt;ref&amp;gt;Clark, Samuel, 2017. “Good Work,” Journal of Applied Philosophy, op. Cit. p 62.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بنابراین، کار نه لزوما به معنای کار کردن برای دیگران و نه حتما جبران مالی همراه است. این نکته‌ها مهم‌اند، زیرا نشان می‌دهند برخی شرایطی که معمولا تصور می‌کنیم برای کار ضروری‌ هستند (مثل داشتن شغل یا دریافت دستمزد) در واقع ضروری نیستند. با این حال، این مشاهده‌ها بیشتر به ما می‌گویند کار «چه چیزی نیست». پرسش همچنان باقی است: آیا می‌توان پاسخ دقیق‌تری برای پرسش «کار چیست» پیدا کرد؟&amp;lt;ref&amp;gt;Cholbi, Michael, &amp;quot;Philosophical Approaches to Work and Labor&amp;quot;, The Stanford Encyclopedia of Philosophy (Summer 2023 Edition), Edward N. Zalta &amp;amp; Uri Nodelman (eds.), URL = &amp;lt;https://plato.stanford.edu/archives/sum2023/entries/work-labor/&amp;gt;.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wiki admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://majall.community/wiki/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1&amp;diff=50</id>
		<title>کار</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://majall.community/wiki/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1&amp;diff=50"/>
		<updated>2026-01-27T15:22:11Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Wiki admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==کار چیست؟==&lt;br /&gt;
کار یکی از بنیادی‌ترین مفاهیم در تجربه‌ی انسانی است که در بسترهای فکری و تاریخی متفاوت، به شیوه‌های گوناگون درک و تعریف شده است. گاه کار به‌عنوان فعالیتی برای تولید و خلق ارزش مورد توجه قرار گرفته، گاه به‌مثابه کنشی اجتماعی یا رابطه‌ای میان انسان و طبیعت بررسی شده و در برخی خوانش‌ها، ابعاد معنایی، اخلاقی یا حتی اجبارآمیز آن برجسته شده است. به همین دلیل بهتر است این مفهوم را به صورت مجموعه‌ای از برداشت‌های نظری بررسی کرد که هر یک بر جنبه‌ای خاص از آن تاکید می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در ادامه، بعضی از این برداشت‌ها مرور می‌شوند؛ از برداشت‌هایی که در نظریه‌های اقتصادی درباره‌ی نقش کار در تولید و خلق ارزش شکل گرفته‌اند، تا تامل‌هایی که در فلسفه، کار را به‌عنوان بخشی از وضعیت انسانی، آزادی، اجبار یا خودتحقق‌بخشی فهم کرده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==بررسی مفهوم کار در مکاتب اقتصادی==&lt;br /&gt;
===کار در مکتب سوداگری (مرکانتلیسم)===&lt;br /&gt;
در برخی مکاتب اقتصادی از جمله مکتب سوداگری (مرکانتلیسم) کار به دو دسته «کار مولد» و «کار غیر مولد» تقسیم می‌شود و به تبع آن نیروی کار نیز در دو گروه مولد (تولیدی) و غیرمولد (غیرتولیدی) مورد بررسی قرار می‌گیرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* سوداگران بین نیروی کار مولد یا تولیدی و نیروی کار غیرمولد یا غیر تولیدی تفکیک قائل شده و از دولت می‌خواستند به منظور هدایت هرچه بیشتر افراد به کارهای تولیدی از عرضه کارگران غیرتولیدی بکاهد. کشاورزات، صنعت‌گران، بازرگانان و به طور خلاصه هر نوع مالکیت نیروی انسانی در جامعه که به تولید کالاهای صادراتی کمک کند از نظر سوداگران نیروی کار تولیدی به شمار می‌‎آید؛ در حالی که خرده‌فروشان، اطبا، وکلا، هنرمندان و سایر افراد از این گونه در محدوده نیروی کار غیرتولیدی به حساب می‌آیند. بنابراین، نیروی کاری که در کارهای تولیدی مصرف می‌شود، مولد و آنچه در بخش خدمات استفاده می‌شود، غیرمولد محسوب می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص۶۸&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کار در اقتصاد کلاسیک===&lt;br /&gt;
====نظریات آدام اسمیت درباره کار====&lt;br /&gt;
در اندیشه‌ی آدام اسمیت، کار جایگاهی محوری در فهم ثروت و تولید دارد. اسمیت کار انسانی را از اصلی‌ترین عوامل موثر در شکل‌گیری ثروت به شمار می‌آورد و حتی در نظریه ارزش مبتنی بر کار (Labor Theory of Value) خود اعلام می‌کند ارزش هر کالا برای مالک آن که نمی‌خواهد آن را مصرف کند، بلکه مایل است ‌آن را با کالای دیگری مبادله کند، معادل مقدار کاری است که خرید کالا را ممکن می‌کند؛ بنابراین «کار» معیار حقیقی ارزش مبادله تمام کالاهاست.&amp;lt;ref&amp;gt; Wealth of Nations, ed. Edwin Cannon The Modern Library, 1965, New York, p.26&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین مانند آنچه درباره نظریات سوداگران بررسی شد، اسمیت نیز کار را به دو دسته مولد و غیرمولد تقسیم می‌کند (اگرچه برخلاف سوداگران انرژی و قدرت نیروی انسانی را منبع ثروت می‌داند نه فلزات گران‌بها). &amp;lt;ref&amp;gt; Wealth of Nations, ed. Edwin Cannon The Modern Library, 1965, New York, p.Lvii&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کار مولد از نظر اسمیت دو تعریف دارد:&lt;br /&gt;
* نیروی کار مولد نیروی کاری است که به تولید کالاهای قابل لمس کمک می‌کند و بنابراین به ارزش خالص محصول می‌افزاید.&lt;br /&gt;
* نیروی کار مولد نیروی کاری است که در بخش تولید کشاورزی و غیرکشاورزی قادر به تولید کالایی باشد که قابل ذخیره شدن است. &lt;br /&gt;
با در نظر گرفتن این تعریف‌ها، بخش خدمات از نظر اسمیت به ارزش مذکور کمک نمی‌کند و نیروی کاری که در این بخش مشغول به کار است، غیرمولد حساب می‌شود و به تولید سالانه ملی کمکی نمی‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص۱۱۰&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
این شیوه از تقسیم‌بندی کار بعدها توسط جان مینارد کینز مورد بررسی و نقد قرار گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====کار در نظریات ریکاردو====&lt;br /&gt;
از نظر ریکاردو، ارزش مبادله‌ای کالاها اساسا به مقدار کاری بستگی دارد که برای تولید آن‌ها لازم است، نه به میزان دستمزدی که در ازای این کار پرداخت می‌شود. او بر این نکته تاکید می‌کند که در شرایطی که فناوری و سرمایه مورد استفاده مشابه باشند، تفاوت در مقدار کارِ لازم برای تولید کالاها، عامل اصلی تفاوت در ارزش مبادله‌ای آن‌ها خواهد بود.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص۱۵۰&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نظریات ریکاردواجزایی مانند دستمزد نیروی کار، سود سرمایه و بهره مالکانه(اجاره زمین) نه منشا ارزش، بلکه شیوه‌های توزیع ارزشی هستند که قبلا از طریق کار انسانی ایجاد شده است. هرچند ریکاردو می‌پذیرد که قیمت‌های بازار در عمل می‌توانند تحت تأثیر عوامل متعددی قرار گیرند، اما در سطح نظری، کار همچنان محور اصلی تحلیل او از ارزش و توزیع ثروت باقی می‌ماند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص۱۵۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کار در نظریات مارکس===&lt;br /&gt;
مارکس نیز با الهام از نظریه ریکاردو در ارتباط با نقش کار به عنوان منشا قیمت و ارزش، خصوصیت مشترک کالاها را کار انجام شده برای تولید آن‌ها می‌داند و معتقد است ارزش مبادله ناشی از کار است. بنابراین، ارزش یک کالا به وسیله مقدار کار انجام شده برای تولید آن تعیین می‌شود و در نتیجه نیروی کار منبع اصلی ارزش اقتصادی است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به طور دقیق‌تر، مارکس معتقد است: «ارزش کالا به وسیله «زمان کار اجتماعا لازم یا ضروری» برای تولید کالا تعیین می‌شود. این زمان مجموع اوقات کار صرف شده لازمی است که برای تولید کالا در شرایط معمولی تولید و مهارت متوسط کارگران و وجود ماشین‌آلات مدرن به کار می‌رود. زمان کاری که اجتماعا برای تولید کالا لازم است، شامل کار مستقیم کارگران، کار نهفته در ماشین آلات و کار متراکم در مواد خام مصرفی است.&amp;lt;ref&amp;gt; Robert Freedman (ed.), Marx on Economics, Harcourt, Brace and World, Inc., New York, 1961, p. 33.&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نکته دیگری که در نظریات مارکس مطرح می‌شود، نظریه «ارزش اضافی» است. ارزش اضافی از نظر مارکس از آن جهت به وجود می‌آید که نیروی کار در یک دوره معین از زمان، ارزش اقتصادی بیشتری نسبت به هزینه کار ایجاد می‌کند. از آن جا که نیروی کار منبع اصلی ارزش اقتصادی محسوب می‌شود، هنگامی که کارگران ارزش تمام محصول کار خود را دریافت نکنند، استثمار ایجاد می‌شود. تفاوت میان ارزش محصول کل روزانه و قیمت عرضه کار روزانه نشان‌دهنده «ارزش اضافی» است که به وسیله صاحبان سرمایه و ابزار تولید غیرانسانی مثل کالاهای سرمایه‌ای و زمین تصاحب می‌شود. &amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص۱۹۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفهوم استثمار که درنظریات مارکس مطرح می‌شود را می‌توان از دو جنبه فلسفی و فنی بررسی کرد:&lt;br /&gt;
* جنبه فلسفی: این مورد، شیوه تولید در سرمایه‌داری را مورد برسی قرار می‌دهد. از آنجا که در این نظام سرمایه‌داران مالکیت عوامل تولید را در اختیار دارند، کارگران به دلیل عدم مالکیت این‌ها باید برای گذران زندگی، آن‌طور که مارکس می‌گوید: «خدمات کاری خود را به صورت کالا به سرمایه‌داران بفروشند». به همین دلیل و از آنجایی که کارگران در ازای تولید روزانه‌شان ارزش تمام محصول تولیدی‌شان را دریافت نمی‌کنند، پس استثمار می‌شوند.&lt;br /&gt;
* جنبه فنی: این بخش به &#039;حجم&#039; «ارزش اضافی» مربوط است. از آن جایی که کارگران با ماشین‌آلات و ابزارهای بروز کار می‌کنند، بازدهی آن‌ها بالاست. با در نظر گرفتن این نکته، حتی اگر ساعت کاری کارگران افزایش پیدا نکند، «حجم ارزش اضافی» بالا می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نکته دیگری هم که در خصوص نظریات مارکس در ارتباط با کار باید در نظر گرفت، مربوط به نقش سرمایه و مواد اولیه در نظریات اوست. این عوامل اگرچه در تولید کالاها نقش دارند، اما به طور واضح در دسته بندی نیروی کار جای نمی‌گیرند. او برای حل این مسئله سرمایه را &#039;کار متبلور&#039; می‌داند و به همین دلیل هم سود کارفرما را ارزشی می‌داند که از کارگر ربوده شده است. سرمایه و مواد اولیه‌ای که در فرایند تولید مورد استفاده قرار می‌گیرند، به‌عنوان «نیروی کار متراکم» کارگران از دوره‌های قبلی تولید هستند و در نتیجه تنها معیار سنجش ارزش مبادله، همان زمان کار اجتماعا لازم است که برای تولید کالا ضروری است.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص۱۹۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کار در مکتب توزیع===&lt;br /&gt;
اگرچه در عمده نظریات اقتصادی انسان اقتصادی (انسانی که رفتارش فقط تحت تاثیر انگیزه‌های اقتصادی و نفع شخصی است) از کار گریزان است، اما مکتب توزیع انسان را یک صنعت‌گر می‌داند و ماهیت کار را از دیدگاهی تازه مورد بررسی قرار می‌‌دهد. این مکتب بر تاثیرات تغییردهنده کار بر انسان متمرکز و خواهان در نظر گرفتن انگیزه‌های چندگانه‌ایست که سبب می‌شود مردم کار کنند. پیروان این مکتب کار را -مخصوصا زمانی که با خلق همراه باشد- دارای ماهیتی روحانی و عرفانی در نظر می‌گیرند. با توجه به این دیدگاه مردم می‌توانند کار را لذت بخش بدانند و وقتی بدانند کار از نظر احساسی و فکری پاداش به همراه دارد، مایل به انجام کار سخت باشند.&amp;lt;ref&amp;gt;لارنز توبیاس، ترجمه شربتی وحید، حیدری محدثه، فراسوی کاپیتالیسم و سوسیالیسم، 1398، به نقل از مک فیل ادوارد&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیروان این مکتب با کسانی که مدعی هستند طبیعت انسان تفریح را به کار ترجیح می‌دهد یا انسان‌ها دوست ندارند از رئیس دستور بگیرند، یا اینکه حالت مونتاژگونه کارهای مدرن تا حدی برای دست‌یابی به سود بالا ضروری است، اختلاف نظر دارند. آن‌ها باور ندارند اینکه کارگران بتوانند درباره شرایط کاری‌شان نظر بدهند باعث نازپروردگی آن‌ها می‌شود. درواقع حتی ممکن است راهکارهایی که نظام سرمایه‌داری برای بیشتر کردن تلاش کارگران به کار گرفته در نهایت باعث ایجاداین قبیل کارگران شود. در نهایت دیدگاه توزیع‌گرایان درباره کار را می‌توان به این شکل خلاصه کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
انسان از طریق کار نه تنها طبیعت را تغییر داده و آن را با نیازهای خود سازگار می‌کند، بلکه به احساس ایفای نقش انسانی دست می‌یابد و به نوعی خود را انسانی‌تر می‌یابد. &amp;lt;ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
Pope John Paul II, Laborem Exercense, (translation from the Vatican edition)&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کار در فلسفه==&lt;br /&gt;
در طول تاریخ بسیاری از فیلسوفان و متفکران به بررسی مفهوم کار پرداخته‌اند و در جستجوی پاسخ سوالاتی از جمله اینکه چه کسانی، چگونه و چرا باید کار کنند بوده‌اند. اما انسان معاصر شاید بیش از همیشه با مفهوم کار درگیر است. در واقع، بیشتر بزرگسالان بخش قابل‌ توجهی از زمان خود را صرف کار می‌کنند و بسیاری از جوامع معاصر را می‌توان «اشتغال‌محور» دانست.&amp;lt;ref&amp;gt;Gorz, Andre, 2010. Critique of Economic Reason, London: Verso.&amp;lt;/ref&amp;gt;در چنین جوامعی، کار منبع اصلی درآمد است و کار کردن به لحاظ جامعه‌شناختی حالتی «هنجاری» دارد؛ یعنی انتظار می‌رود حداقل برای بزرگسالان، کار بخش مرکزی زندگی روزمره باشد. به همین خاطر هم می‌توان کار را پدیده‌ای عمیقا موثر بر کیفیت و شرایط زندگی به شمار آورد.&amp;lt;ref&amp;gt;https://plato.stanford.edu/entries/work-labor/#:~:text=In%20such%20societies%2C%20work%20is%20the%20primary%20source%20of%20income%20and%20is%20%E2%80%98normative%E2%80%99%20in%20the%20sociological%20sense%2C%20i.e.%2C%20work%20is%20expected%20to%20be%20a%20central%20feature%20of%20day%2Dto%2Dday%20life%2C%20at%20least%20for%20adults.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ساموئل کلارک در مقاله‌ای با عنوان «کار خوب» چنین عنوان کرده که کار را به عنوان مفهومی دارای تاریخ، نمی‌توان به شکلی دقیق تعریف کرد، با این‌حال می‌توان آن را با تعریف برخی مرزها به این شکل معرفی کرد:&lt;br /&gt;
*  کار نوعی فعالیت است، نه استراحت، بیکاری یا بی‌کاری.&lt;br /&gt;
*  کار ضروری است، نه اختیاری، تفننی یا صرفا بازی‌گونه؛ کار به‌نحوی —شاید غیرمستقیم— نه فقط با خواسته‌های ما که با نیازهایمان پیوند دارد. در جامعه‌ی تجاری، این پیوند معمولا از این راه برقرار می‌شود که ما از پولی که بابت کار دریافت می‌کنیم برای خرید خوراک، سرپناه و دیگر ضروریات استفاده می‌کنیم.&lt;br /&gt;
* کار تولیدی است، نه صرفا فعالیتی مصرفی. این به آن معنا نیست که کار حتما باید نتیجه‌ای ارزشمند داشته باشد —کندن گودال و دوباره پر کردن آن هم اگر راهی برای جلوگیری از گرسنگی باشد، کار است— اما این ویژگی باعث می‌شود، مثلا، غذا خوردن بیرون از حوزه‌ی کار قرار بگیرد.&amp;lt;ref&amp;gt;Clark, Samuel, 2017. “Good Work,” Journal of Applied Philosophy, 34: 61–73.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wiki admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://majall.community/wiki/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1&amp;diff=49</id>
		<title>کار</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://majall.community/wiki/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1&amp;diff=49"/>
		<updated>2026-01-26T16:04:13Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Wiki admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==کار چیست؟==&lt;br /&gt;
کار از مفاهیمی است که در حوزه‌های مختلف از جمله اقتصاد، جامعه‌شناسی، حقوق، فلسفه و… مورد بررسی قرار گرفته و از این رو نیز، تعریف واحدی برای آن وجود ندارد. مفهوم کار بسته به چارچوب نظری و مسئله‌ای که مورد بررسی قرار می‌گیرد می‌تواند به عنوان فعالیتی اقتصادی، کنشی اجتماعی یا رابطه‌ای بین انسان و طبیعت تعریف شود. در ادامه چند مورد از این تعاریف آمده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کار می‌تواند به انجام وظایفی تعریف شود که متضمن صرف کوشش‌های جسمی و فکری بوده و هدفش تولید کالاها و خدماتی است که نیازهای انسانی را برآورده کند.&amp;lt;ref&amp;gt;حاجی‌زاده میمندی مسعود: جامعه‌شناسی کار، کار و جامعه شهریور ۱۳۷۹، ص ۱۷، به نقل از گیدنز آنتونی: جامعه‌شناسی، ترجمه حمید صبوری، نشر نی، ۱۳۷۵، ص ۵۱۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کار دو نوع است: اول، تغییر موقعیت ماده در سطح زمین یا نزدیک به آن نسبت به سایر مواد؛ دوم، دستور دادن به دیگران برای انجام همین کار.&amp;lt;ref&amp;gt;Russell, Bertrand, 1932. “In Praise of Idleness,” Harper’s Magazine, October 1932. &amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* استفاده از نیروی مادی و معنوی در راه تولید ثروت یا ایجاد خدمات را کار گویند.&amp;lt;ref&amp;gt;حاجی‌زاده میمندی مسعود: جامعه‌شناسی کار، کار و جامعه شهریور ۱۳۷۹، ص ۱۷، به نقل از توسلی غلام‌عباس: جامعه‌شناسی کار و شغل، ص ۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کار فعالیتی است قانونی که در مقابل آن مزد دریافت می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حاجی‌زاده میمندی مسعود: جامعه‌شناسی کار، کار و جامعه شهریور ۱۳۷۹، ص ۱۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* منظور من از کار، همان فعالیت‌های آشنایی است که در مزرعه‌ها، کارخانه‌ها، اداره‌ها، مدرسه‌ها، مغازه‌ها، کارگاه‌های ساختمانی، مرکزهای تماس، خانه‌ها و جاهای مشابه انجام می‌دهیم تا هم زندگی‌مان را بگذرانیم و هم معاش‌مان را تامین کنیم.&amp;lt;ref&amp;gt;Clark, Samuel, 2017. “Good Work,” Journal of Applied Philosophy, 34: 61–73.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کار در مکتب سوداگری (مرکانتلیسم)==&lt;br /&gt;
در برخی مکاتب اقتصادی از جمله مکتب سوداگری (مرکانتلیسم) کار به دو دسته «کار مولد» و «کار غیر مولد» تقسیم می‌شود و به تبع آن نیروی کار نیز در دو گروه مولد (تولیدی) و غیرمولد (غیرتولیدی) مورد بررسی قرار می‌گیرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* سوداگران بین نیروی کار مولد یا تولیدی و نیروی کار غیرمولد یا غیر تولیدی تفکیک قائل شده و از دولت می‌خواستند به منظور هدایت هرچه بیشتر افراد به کارهای تولیدی از عرضه کارگران غیرتولیدی بکاهد. کشاورزات، صنعت‌گران، بازرگانان و به طور خلاصه هر نوع مالکیت نیروی انسانی در جامعه که به تولید کالاهای صادراتی کمک کند از نظر سوداگران نیروی کار تولیدی به شمار می‌‎آید؛ در حالی که خرده‌فروشان، اطبا، وکلا، هنرمندان و سایر افراد از این گونه در محدوده نیروی کار غیرتولیدی به حساب می‌آیند. بنابراین، نیروی کاری که در کارهای تولیدی مصرف می‌شود، مولد و آنچه در بخش خدمات استفاده می‌شود، غیرمولد محسوب می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص۶۸&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کار در اقتصاد کلاسیک==&lt;br /&gt;
===نظریات آدام اسمیت درباره کار===&lt;br /&gt;
در اندیشه‌ی آدام اسمیت، کار جایگاهی محوری در فهم ثروت و تولید دارد. اسمیت کار انسانی را از اصلی‌ترین عوامل موثر در شکل‌گیری ثروت به شمار می‌آورد و حتی در نظریه ارزش مبتنی بر کار (Labor Theory of Value) خود اعلام می‌کند ارزش هر کالا برای مالک آن که نمی‌خواهد آن را مصرف کند، بلکه مایل است ‌آن را با کالای دیگری مبادله کند، معادل مقدار کاری است که خرید کالا را ممکن می‌کند؛ بنابراین «کار» معیار حقیقی ارزش مبادله تمام کالاهاست.&amp;lt;ref&amp;gt; Wealth of Nations, ed. Edwin Cannon The Modern Library, 1965, New York, p.26&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین مانند آنچه درباره نظریات سوداگران بررسی شد، اسمیت نیز کار را به دو دسته مولد و غیرمولد تقسیم می‌کند (اگرچه برخلاف سوداگران انرژی و قدرت نیروی انسانی را منبع ثروت می‌داند نه فلزات گران‌بها). &amp;lt;ref&amp;gt; Wealth of Nations, ed. Edwin Cannon The Modern Library, 1965, New York, p.Lvii&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کار مولد از نظر اسمیت دو تعریف دارد:&lt;br /&gt;
* نیروی کار مولد نیروی کاری است که به تولید کالاهای قابل لمس کمک می‌کند و بنابراین به ارزش خالص محصول می‌افزاید.&lt;br /&gt;
* نیروی کار مولد نیروی کاری است که در بخش تولید کشاورزی و غیرکشاورزی قادر به تولید کالایی باشد که قابل ذخیره شدن است. &lt;br /&gt;
با در نظر گرفتن این تعریف‌ها، بخش خدمات از نظر اسمیت به ارزش مذکور کمک نمی‌کند و نیروی کاری که در این بخش مشغول به کار است، غیرمولد حساب می‌شود و به تولید سالانه ملی کمکی نمی‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص۱۱۰&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
این شیوه از تقسیم‌بندی کار بعدها توسط جان مینارد کینز مورد بررسی و نقد قرار گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کار در نظریات ریکاردو===&lt;br /&gt;
از نظر ریکاردو، ارزش مبادله‌ای کالاها اساسا به مقدار کاری بستگی دارد که برای تولید آن‌ها لازم است، نه به میزان دستمزدی که در ازای این کار پرداخت می‌شود. او بر این نکته تاکید می‌کند که در شرایطی که فناوری و سرمایه مورد استفاده مشابه باشند، تفاوت در مقدار کارِ لازم برای تولید کالاها، عامل اصلی تفاوت در ارزش مبادله‌ای آن‌ها خواهد بود.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص۱۵۰&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نظریات ریکاردواجزایی مانند دستمزد نیروی کار، سود سرمایه و بهره مالکانه(اجاره زمین) نه منشا ارزش، بلکه شیوه‌های توزیع ارزشی هستند که قبلا از طریق کار انسانی ایجاد شده است. هرچند ریکاردو می‌پذیرد که قیمت‌های بازار در عمل می‌توانند تحت تأثیر عوامل متعددی قرار گیرند، اما در سطح نظری، کار همچنان محور اصلی تحلیل او از ارزش و توزیع ثروت باقی می‌ماند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص۱۵۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کار در نظریات مارکس==&lt;br /&gt;
مارکس نیز با الهام از نظریه ریکاردو در ارتباط با نقش کار به عنوان منشا قیمت و ارزش، خصوصیت مشترک کالاها را کار انجام شده برای تولید آن‌ها می‌داند و معتقد است ارزش مبادله ناشی از کار است. بنابراین، ارزش یک کالا به وسیله مقدار کار انجام شده برای تولید آن تعیین می‌شود و در نتیجه نیروی کار منبع اصلی ارزش اقتصادی است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به طور دقیق‌تر، مارکس معتقد است: «ارزش کالا به وسیله «زمان کار اجتماعا لازم یا ضروری» برای تولید کالا تعیین می‌شود. این زمان مجموع اوقات کار صرف شده لازمی است که برای تولید کالا در شرایط معمولی تولید و مهارت متوسط کارگران و وجود ماشین‌آلات مدرن به کار می‌رود. زمان کاری که اجتماعا برای تولید کالا لازم است، شامل کار مستقیم کارگران، کار نهفته در ماشین آلات و کار متراکم در مواد خام مصرفی است.&amp;lt;ref&amp;gt; Robert Freedman (ed.), Marx on Economics, Harcourt, Brace and World, Inc., New York, 1961, p. 33.&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نکته دیگری که در نظریات مارکس مطرح می‌شود، نظریه «ارزش اضافی» است. ارزش اضافی از نظر مارکس از آن جهت به وجود می‌آید که نیروی کار در یک دوره معین از زمان، ارزش اقتصادی بیشتری نسبت به هزینه کار ایجاد می‌کند. از آن جا که نیروی کار منبع اصلی ارزش اقتصادی محسوب می‌شود، هنگامی که کارگران ارزش تمام محصول کار خود را دریافت نکنند، استثمار ایجاد می‌شود. تفاوت میان ارزش محصول کل روزانه و قیمت عرضه کار روزانه نشان‌دهنده «ارزش اضافی» است که به وسیله صاحبان سرمایه و ابزار تولید غیرانسانی مثل کالاهای سرمایه‌ای و زمین تصاحب می‌شود. &amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص۱۹۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفهوم استثمار که درنظریات مارکس مطرح می‌شود را می‌توان از دو جنبه فلسفی و فنی بررسی کرد:&lt;br /&gt;
* جنبه فلسفی: این مورد، شیوه تولید در سرمایه‌داری را مورد برسی قرار می‌دهد. از آنجا که در این نظام سرمایه‌داران مالکیت عوامل تولید را در اختیار دارند، کارگران به دلیل عدم مالکیت این‌ها باید برای گذران زندگی، آن‌طور که مارکس می‌گوید: «خدمات کاری خود را به صورت کالا به سرمایه‌داران بفروشند». به همین دلیل و از آنجایی که کارگران در ازای تولید روزانه‌شان ارزش تمام محصول تولیدی‌شان را دریافت نمی‌کنند، پس استثمار می‌شوند.&lt;br /&gt;
* جنبه فنی: این بخش به &#039;حجم&#039; «ارزش اضافی» مربوط است. از آن جایی که کارگران با ماشین‌آلات و ابزارهای بروز کار می‌کنند، بازدهی آن‌ها بالاست. با در نظر گرفتن این نکته، حتی اگر ساعت کاری کارگران افزایش پیدا نکند، «حجم ارزش اضافی» بالا می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نکته دیگری هم که در خصوص نظریات مارکس در ارتباط با کار باید در نظر گرفت، مربوط به نقش سرمایه و مواد اولیه در نظریات اوست. این عوامل اگرچه در تولید کالاها نقش دارند، اما به طور واضح در دسته بندی نیروی کار جای نمی‌گیرند. او برای حل این مسئله سرمایه را &#039;کار متبلور&#039; می‌داند و به همین دلیل هم سود کارفرما را ارزشی می‌داند که از کارگر ربوده شده است. سرمایه و مواد اولیه‌ای که در فرایند تولید مورد استفاده قرار می‌گیرند، به‌عنوان «نیروی کار متراکم» کارگران از دوره‌های قبلی تولید هستند و در نتیجه تنها معیار سنجش ارزش مبادله، همان زمان کار اجتماعا لازم است که برای تولید کالا ضروری است.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص۱۹۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کار در مکتب توزیع==&lt;br /&gt;
اگرچه در عمده نظریات اقتصادی انسان اقتصادی (انسانی که رفتارش فقط تحت تاثیر انگیزه‌های اقتصادی و نفع شخصی است) از کار گریزان است، اما مکتب توزیع انسان را یک صنعت‌گر می‌داند و ماهیت کار را از دیدگاهی تازه مورد بررسی قرار می‌‌دهد. این مکتب بر تاثیرات تغییردهنده کار بر انسان متمرکز و خواهان در نظر گرفتن انگیزه‌های چندگانه‌ایست که سبب می‌شود مردم کار کنند. پیروان این مکتب کار را -مخصوصا زمانی که با خلق همراه باشد- دارای ماهیتی روحانی و عرفانی در نظر می‌گیرند. با توجه به این دیدگاه مردم می‌توانند کار را لذت بخش بدانند و وقتی بدانند کار از نظر احساسی و فکری پاداش به همراه دارد، مایل به انجام کار سخت باشند.&amp;lt;ref&amp;gt;لارنز توبیاس، ترجمه شربتی وحید، حیدری محدثه، فراسوی کاپیتالیسم و سوسیالیسم، 1398، به نقل از مک فیل ادوارد&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیروان این مکتب با کسانی که مدعی هستند طبیعت انسان تفریح را به کار ترجیح می‌دهد یا انسان‌ها دوست ندارند از رئیس دستور بگیرند، یا اینکه حالت مونتاژگونه کارهای مدرن تا حدی برای دست‌یابی به سود بالا ضروری است، اختلاف نظر دارند. آن‌ها باور ندارند اینکه کارگران بتوانند درباره شرایط کاری‌شان نظر بدهند باعث نازپروردگی آن‌ها می‌شود. درواقع حتی ممکن است راهکارهایی که نظام سرمایه‌داری برای بیشتر کردن تلاش کارگران به کار گرفته در نهایت باعث ایجاداین قبیل کارگران شود. در نهایت دیدگاه توزیع‌گرایان درباره کار را می‌توان به این شکل خلاصه کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
انسان از طریق کار نه تنها طبیعت را تغییر داده و آن را با نیازهای خود سازگار می‌کند، بلکه به احساس ایفای نقش انسانی دست می‌یابد و به نوعی خود را انسانی‌تر می‌یابد. &amp;lt;ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
Pope John Paul II, Laborem Exercense, (translation from the Vatican edition)&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wiki admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://majall.community/wiki/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1&amp;diff=48</id>
		<title>کار</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://majall.community/wiki/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1&amp;diff=48"/>
		<updated>2026-01-21T15:43:29Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Wiki admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==کار چیست؟==&lt;br /&gt;
کار از مفاهیمی است که در حوزه‌های مختلف از جمله اقتصاد، جامعه‌شناسی، حقوق، فلسفه و… مورد بررسی قرار گرفته و از این رو نیز، تعریف واحدی برای آن وجود ندارد. مفهوم کار بسته به چارچوب نظری و مسئله‌ای که مورد بررسی قرار می‌گیرد می‌تواند به عنوان فعالیتی اقتصادی، کنشی اجتماعی یا رابطه‌ای بین انسان و طبیعت تعریف شود. در ادامه چند مورد از این تعاریف آمده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کار می‌تواند به انجام وظایفی تعریف شود که متضمن صرف کوشش‌های جسمی و فکری بوده و هدفش تولید کالاها و خدماتی است که نیازهای انسانی را برآورده کند.&amp;lt;ref&amp;gt;حاجی‌زاده میمندی مسعود: جامعه‌شناسی کار، کار و جامعه شهریور ۱۳۷۹، ص ۱۷، به نقل از گیدنز آنتونی: جامعه‌شناسی، ترجمه حمید صبوری، نشر نی، ۱۳۷۵، ص ۵۱۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* استفاده از نیروی مادی و معنوی در راه تولید ثروت یا ایجاد خدمات را کار گویند.&amp;lt;ref&amp;gt;حاجی‌زاده میمندی مسعود: جامعه‌شناسی کار، کار و جامعه شهریور ۱۳۷۹، ص ۱۷، به نقل از توسلی غلام‌عباس: جامعه‌شناسی کار و شغل، ص ۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کار فعالیتی است قانونی که در مقابل آن مزد دریافت می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حاجی‌زاده میمندی مسعود: جامعه‌شناسی کار، کار و جامعه شهریور ۱۳۷۹، ص ۱۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کار در مکتب سوداگری (مرکانتلیسم)==&lt;br /&gt;
در برخی مکاتب اقتصادی از جمله مکتب سوداگری (مرکانتلیسم) کار به دو دسته «کار مولد» و «کار غیر مولد» تقسیم می‌شود و به تبع آن نیروی کار نیز در دو گروه مولد (تولیدی) و غیرمولد (غیرتولیدی) مورد بررسی قرار می‌گیرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* سوداگران بین نیروی کار مولد یا تولیدی و نیروی کار غیرمولد یا غیر تولیدی تفکیک قائل شده و موکدا از دولت می‌خواستند به منظور هدایت هرچه بیشتر افراد به کارهای تولیدی از عرضه کارگران غیرتولیدی بکاهد. کشاورزات، صنعت‌گران، بازرگانان و به طور خلاصه هر نوع مالکیت نیروی انسانی در جامعه که به تولید کالاهای صادراتی کمک کند از نظر سوداگران نیروی کار تولیدی به شمار می‌‎آید؛ در حالی که خرده‌فروشان، اطبا، وکلا، هنرمندان و سایر افراد از این گونه در محدوده نیروی کار غیرتولیدی به حساب می‌آیند. بنابراین، نیروی کاری که در کارهای تولیدی مصرف می‌شود، مولد و آنچه در بخش خدمات استفاده می‌شود، غیرمولد محسوب می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص۶۸&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کار در اقتصاد کلاسیک==&lt;br /&gt;
===نظریات آدام اسمیت درباره کار===&lt;br /&gt;
در اندیشه‌ی آدام اسمیت، کار جایگاهی محوری در فهم ثروت و تولید دارد. اسمیت کار انسانی را از اصلی‌ترین عوامل موثر در شکل‌گیری ثروت به شمار می‌آورد و حتی در نظریه ارزش مبتنی بر کار (Labor Theory of Value) خود اعلام می‌کند ارزش هر کالا برای مالک آن که نمی‌خواهد آن را مصرف کند، بلکه مایل است ‌آن را با کالای دیگری مبادله کند، معادل مقدار کاری است که خرید کالا را ممکن می‌کند؛ بنابراین «کار» معیار حقیقی ارزش مبادله تمام کالاهاست.&amp;lt;ref&amp;gt; Wealth of Nations, ed. Edwin Cannon The Modern Library, 1965, New York, p.26&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین مانند آنچه درباره نظریات سوداگران بررسی شد، اسمیت نیز کار را به دو دسته مولد و غیرمولد تقسیم می‌کند (اگرچه برخلاف سوداگران انرژی و قدرت نیروی انسانی را منبع ثروت می‌داند نه فلزات گران‌بها). &amp;lt;ref&amp;gt; Wealth of Nations, ed. Edwin Cannon The Modern Library, 1965, New York, p.Lvii&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کار مولد از نظر اسمیت دو تعریف دارد:&lt;br /&gt;
* نیروی کار مولد نیروی کاری است که به تولید کالاهای قابل لمس کمک می‌کند و بنابراین به ارزش خالص محصول می‌افزاید.&lt;br /&gt;
* نیروی کار مولد نیروی کاری است که در بخش تولید کشاورزی و غیرکشاورزی قادر به تولید کالایی باشد که قابل ذخیره شدن است. &lt;br /&gt;
با در نظر گرفتن این تعریف‌ها، بخش خدمات از نظر اسمیت به ارزش مذکور کمک نمی‌کند و نیروی کاری که در این بخش مشغول به کار است، غیرمولد حساب می‌شود و به تولید سالانه ملی کمکی نمی‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص۱۱۰&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
این شیوه از تقسیم‌بندی کار بعدها توسط جان مینارد کینز مورد بررسی و نقد قرار گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کار در نظریات ریکاردو===&lt;br /&gt;
از نظر ریکاردو، ارزش مبادله‌ای کالاها اساسا به مقدار کاری بستگی دارد که برای تولید آن‌ها لازم است، نه به میزان دستمزدی که در ازای این کار پرداخت می‌شود. او بر این نکته تاکید می‌کند که در شرایطی که فناوری و سرمایه مورد استفاده مشابه باشند، تفاوت در مقدار کارِ لازم برای تولید کالاها، عامل اصلی تفاوت در ارزش مبادله‌ای آن‌ها خواهد بود.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص۱۵۰&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نظریات ریکاردواجزایی مانند دستمزد نیروی کار، سود سرمایه و بهره مالکانه(اجاره زمین) نه منشا ارزش، بلکه شیوه‌های توزیع ارزشی هستند که قبلا از طریق کار انسانی ایجاد شده است. هرچند ریکاردو می‌پذیرد که قیمت‌های بازار در عمل می‌توانند تحت تأثیر عوامل متعددی قرار گیرند، اما در سطح نظری، کار همچنان محور اصلی تحلیل او از ارزش و توزیع ثروت باقی می‌ماند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص۱۵۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کار در نظریات مارکس==&lt;br /&gt;
مارکس نیز با الهام از نظریه ریکاردو در ارتباط با نقش کار به عنوان منشا قیمت و ارزش، خصوصیت مشترک کالاها را کار انجام شده برای تولید آن‌ها می‌داند و معتقد است ارزش مبادله ناشی از کار است. بنابراین، ارزش یک کالا به وسیله مقدار کار انجام شده برای تولید آن تعیین می‌شود و در نتیجه نیروی کار منبع اصلی ارزش اقتصادی است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به طور دقیق‌تر، مارکس معتقد است: «ارزش کالا به وسیله «زمان کار اجتماعا لازم یا ضروری» برای تولید کالا تعیین می‌شود. این زمان مجموع اوقات کار صرف شده لازمی است که برای تولید کالا در شرایط معمولی تولید و مهارت متوسط کارگران و وجود ماشین‌آلات مدرن به کار می‌رود. زمان کاری که اجتماعا برای تولید کالا لازم است، شامل کار مستقیم کارگران، کار نهفته در ماشین آلات و کار متراکم در مواد خام مصرفی است.&amp;lt;ref&amp;gt; Robert Freedman (ed.), Marx on Economics, Harcourt, Brace and World, Inc., New York, 1961, p. 33.&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نکته دیگری که در نظریات مارکس مطرح می‌شود، نظریه «ارزش اضافی» است. ارزش اضافی از نظر مارکس از آن جهت به وجود می‌آید که نیروی کار در یک دوره معین از زمان، ارزش اقتصادی بیشتری نسبت به هزینه کار ایجاد می‌کند. از آن جا که نیروی کار منبع اصلی ارزش اقتصادی محسوب می‌شود، هنگامی که کارگران ارزش تمام محصول کار خود را دریافت نکنند، استثمار ایجاد می‌شود. تفاوت میان ارزش محصول کل روزانه و قیمت عرضه کار روزانه نشان‌دهنده «ارزش اضافی» است که به وسیله صاحبان سرمایه و ابزار تولید غیرانسانی مثل کالاهای سرمایه‌ای و زمین تصاحب می‌شود. &amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص۱۹۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفهوم استثمار که درنظریات مارکس مطرح می‌شود را می‌توان از دو جنبه فلسفی و فنی بررسی کرد:&lt;br /&gt;
* جنبه فلسفی: این مورد، شیوه تولید در سرمایه‌داری را مورد برسی قرار می‌دهد. از آنجا که در این نظام سرمایه‌داران مالکیت عوامل تولید را در اختیار دارند، کارگران به دلیل عدم مالکیت این‌ها باید برای گذران زندگی، آن‌طور که مارکس می‌گوید: «خدمات کاری خود را به صورت کالا به سرمایه‌داران بفروشند». به همین دلیل و از آنجایی که کارگران در ازای تولید روزانه‌شان ارزش تمام محصول تولیدی‌شان را دریافت نمی‌کنند، پس استثمار می‌شوند.&lt;br /&gt;
* جنبه فنی: این بخش به &#039;حجم&#039; «ارزش اضافی» مربوط است. از آن جایی که کارگران با ماشین‌آلات و ابزارهای بروز کار می‌کنند، بازدهی آن‌ها بالاست. با در نظر گرفتن این نکته، حتی اگر ساعت کاری کارگران افزایش پیدا نکند، «حجم ارزش اضافی» بالا می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نکته دیگری هم که در خصوص نظریات مارکس در ارتباط با کار باید در نظر گرفت، مربوط به نقش سرمایه و مواد اولیه در نظریات اوست. این عوامل اگرچه در تولید کالاها نقش دارند، اما به طور واضح در دسته بندی نیروی کار جای نمی‌گیرند. او برای حل این مسئله سرمایه را &#039;کار متبلور&#039; می‌داند و به همین دلیل هم سود کارفرما را ارزشی می‌داند که از کارگر ربوده شده است. سرمایه و مواد اولیه‌ای که در فرایند تولید مورد استفاده قرار می‌گیرند، به‌عنوان «نیروی کار متراکم» کارگران از دوره‌های قبلی تولید هستند و در نتیجه تنها معیار سنجش ارزش مبادله، همان زمان کار اجتماعا لازم است که برای تولید کالا ضروری است.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص۱۹۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کار در مکتب توزیع==&lt;br /&gt;
اگرچه در عمده نظریات اقتصادی انسان اقتصادی (انسانی که رفتارش فقط تحت تاثیر انگیزه‌های اقتصادی و نفع شخصی است) از کار گریزان است، اما مکتب توزیع انسان را یک صنعت‌گر می‌داند و ماهیت کار را از دیدگاهی تازه مورد بررسی قرار می‌‌دهد. این مکتب بر تاثیرات تغییردهنده کار بر انسان متمرکز و خواهان در نظر گرفتن انگیزه‌های چندگانه‌ایست که سبب می‌شود مردم کار کنند. پیروان این مکتب کار را -مخصوصا زمانی که با خلق همراه باشد- دارای ماهیتی روحانی و عرفانی در نظر می‌گیرند. با توجه به این دیدگاه مردم می‌توانند کار را لذت بخش بدانند و وقتی بدانند کار از نظر احساسی و فکری پاداش به همراه دارد، مایل به انجام کار سخت باشند.&amp;lt;ref&amp;gt;لارنز توبیاس، ترجمه شربتی وحید، حیدری محدثه، فراسوی کاپیتالیسم و سوسیالیسم، 1398، به نقل از مک فیل ادوارد&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
پیروان این مکتب با کسانی که مدعی هستند طبیعت انسان تفریح را به کار ترجیح می‌دهد یا انسان‌ها دوست ندارند از رئیس دستور بگیرند، یا اینکه حالت مونتاژگونه کارهای مدرن تا حدی برای دست‌یابی به سود بالا ضروری است، اختلاف نظر دارند. آن‌ها باور ندارند اینکه کارگران بتوانند درباره شرایط کاری‌شان نظر بدهند باعث نازپروردگی آن‌ها می‌شود. درواقع حتی ممکن است راهکارهایی که نظام سرمایه‌داری برای بیشتر کردن تلاش کارگران به کار گرفته در نهایت باعث ایجاداین قبیل کارگران شود. در نهایت دیدگاه توزیع‌گرایان درباره کار را می‌توان به این شکل خلاصه کرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
انسان از طریق کار نه تنها طبیعت را تغییر داده و آن را با نیازهای خود سازگار می‌کند، بلکه به احساس ایفای نقش انسانی دست می‌یابد و به نوعی خود را انسانی‌تر می‌یابد. &amp;lt;ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
Pope John Paul II, Laborem Exercense, (translation from the Vatican edition)&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wiki admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://majall.community/wiki/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1&amp;diff=47</id>
		<title>کار</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://majall.community/wiki/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1&amp;diff=47"/>
		<updated>2026-01-21T15:07:11Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Wiki admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==کار چیست؟==&lt;br /&gt;
کار از مفاهیمی است که در حوزه‌های مختلف از جمله اقتصاد، جامعه‌شناسی، حقوق، فلسفه و… مورد بررسی قرار گرفته و از این رو نیز، تعریف واحدی برای آن وجود ندارد. مفهوم کار بسته به چارچوب نظری و مسئله‌ای که مورد بررسی قرار می‌گیرد می‌تواند به عنوان فعالیتی اقتصادی، کنشی اجتماعی یا رابطه‌ای بین انسان و طبیعت تعریف شود. در ادامه چند مورد از این تعاریف آمده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کار می‌تواند به انجام وظایفی تعریف شود که متضمن صرف کوشش‌های جسمی و فکری بوده و هدفش تولید کالاها و خدماتی است که نیازهای انسانی را برآورده کند.&amp;lt;ref&amp;gt;حاجی‌زاده میمندی مسعود: جامعه‌شناسی کار، کار و جامعه شهریور ۱۳۷۹، ص ۱۷، به نقل از گیدنز آنتونی: جامعه‌شناسی، ترجمه حمید صبوری، نشر نی، ۱۳۷۵، ص ۵۱۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* استفاده از نیروی مادی و معنوی در راه تولید ثروت یا ایجاد خدمات را کار گویند.&amp;lt;ref&amp;gt;حاجی‌زاده میمندی مسعود: جامعه‌شناسی کار، کار و جامعه شهریور ۱۳۷۹، ص ۱۷، به نقل از توسلی غلام‌عباس: جامعه‌شناسی کار و شغل، ص ۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کار فعالیتی است قانونی که در مقابل آن مزد دریافت می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حاجی‌زاده میمندی مسعود: جامعه‌شناسی کار، کار و جامعه شهریور ۱۳۷۹، ص ۱۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کار در مکتب سوداگری (مرکانتلیسم)==&lt;br /&gt;
در برخی مکاتب اقتصادی از جمله مکتب سوداگری (مرکانتلیسم) کار به دو دسته «کار مولد» و «کار غیر مولد» تقسیم می‌شود و به تبع آن نیروی کار نیز در دو گروه مولد (تولیدی) و غیرمولد (غیرتولیدی) مورد بررسی قرار می‌گیرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* سوداگران بین نیروی کار مولد یا تولیدی و نیروی کار غیرمولد یا غیر تولیدی تفکیک قائل شده و موکدا از دولت می‌خواستند به منظور هدایت هرچه بیشتر افراد به کارهای تولیدی از عرضه کارگران غیرتولیدی بکاهد. کشاورزات، صنعت‌گران، بازرگانان و به طور خلاصه هر نوع مالکیت نیروی انسانی در جامعه که به تولید کالاهای صادراتی کمک کند از نظر سوداگران نیروی کار تولیدی به شمار می‌‎آید؛ در حالی که خرده‌فروشان، اطبا، وکلا، هنرمندان و سایر افراد از این گونه در محدوده نیروی کار غیرتولیدی به حساب می‌آیند. بنابراین، نیروی کاری که در کارهای تولیدی مصرف می‌شود، مولد و آنچه در بخش خدمات استفاده می‌شود، غیرمولد محسوب می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص۶۸&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کار در اقتصاد کلاسیک==&lt;br /&gt;
===نظریات آدام اسمیت درباره کار===&lt;br /&gt;
در اندیشه‌ی آدام اسمیت، کار جایگاهی محوری در فهم ثروت و تولید دارد. اسمیت کار انسانی را از اصلی‌ترین عوامل موثر در شکل‌گیری ثروت به شمار می‌آورد و حتی در نظریه ارزش مبتنی بر کار (Labor Theory of Value) خود اعلام می‌کند ارزش هر کالا برای مالک آن که نمی‌خواهد آن را مصرف کند، بلکه مایل است ‌آن را با کالای دیگری مبادله کند، معادل مقدار کاری است که خرید کالا را ممکن می‌کند؛ بنابراین «کار» معیار حقیقی ارزش مبادله تمام کالاهاست.&amp;lt;ref&amp;gt; Wealth of Nations, ed. Edwin Cannon The Modern Library, 1965, New York, p.26&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین مانند آنچه درباره نظریات سوداگران بررسی شد، اسمیت نیز کار را به دو دسته مولد و غیرمولد تقسیم می‌کند (اگرچه برخلاف سوداگران انرژی و قدرت نیروی انسانی را منبع ثروت می‌داند نه فلزات گران‌بها). &amp;lt;ref&amp;gt; Wealth of Nations, ed. Edwin Cannon The Modern Library, 1965, New York, p.Lvii&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کار مولد از نظر اسمیت دو تعریف دارد:&lt;br /&gt;
* نیروی کار مولد نیروی کاری است که به تولید کالاهای قابل لمس کمک می‌کند و بنابراین به ارزش خالص محصول می‌افزاید.&lt;br /&gt;
* نیروی کار مولد نیروی کاری است که در بخش تولید کشاورزی و غیرکشاورزی قادر به تولید کالایی باشد که قابل ذخیره شدن است. &lt;br /&gt;
با در نظر گرفتن این تعریف‌ها، بخش خدمات از نظر اسمیت به ارزش مذکور کمک نمی‌کند و نیروی کاری که در این بخش مشغول به کار است، غیرمولد حساب می‌شود و به تولید سالانه ملی کمکی نمی‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص۱۱۰&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
این شیوه از تقسیم‌بندی کار بعدها توسط جان مینارد کینز مورد بررسی و نقد قرار گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کار در نظریات ریکاردو===&lt;br /&gt;
از نظر ریکاردو، ارزش مبادله‌ای کالاها اساسا به مقدار کاری بستگی دارد که برای تولید آن‌ها لازم است، نه به میزان دستمزدی که در ازای این کار پرداخت می‌شود. او بر این نکته تاکید می‌کند که در شرایطی که فناوری و سرمایه مورد استفاده مشابه باشند، تفاوت در مقدار کارِ لازم برای تولید کالاها، عامل اصلی تفاوت در ارزش مبادله‌ای آن‌ها خواهد بود.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص۱۵۰&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نظریات ریکاردواجزایی مانند دستمزد نیروی کار، سود سرمایه و بهره مالکانه(اجاره زمین) نه منشا ارزش، بلکه شیوه‌های توزیع ارزشی هستند که قبلا از طریق کار انسانی ایجاد شده است. هرچند ریکاردو می‌پذیرد که قیمت‌های بازار در عمل می‌توانند تحت تأثیر عوامل متعددی قرار گیرند، اما در سطح نظری، کار همچنان محور اصلی تحلیل او از ارزش و توزیع ثروت باقی می‌ماند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص۱۵۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کار در نظریات مارکس==&lt;br /&gt;
مارکس نیز با الهام از نظریه ریکاردو در ارتباط با نقش کار به عنوان منشا قیمت و ارزش، خصوصیت مشترک کالاها را کار انجام شده برای تولید آن‌ها می‌داند و معتقد است ارزش مبادله ناشی از کار است. بنابراین، ارزش یک کالا به وسیله مقدار کار انجام شده برای تولید آن تعیین می‌شود و در نتیجه نیروی کار منبع اصلی ارزش اقتصادی است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به طور دقیق‌تر، مارکس معتقد است: «ارزش کالا به وسیله «زمان کار اجتماعا لازم یا ضروری» برای تولید کالا تعیین می‌شود. این زمان مجموع اوقات کار صرف شده لازمی است که برای تولید کالا در شرایط معمولی تولید و مهارت متوسط کارگران و وجود ماشین‌آلات مدرن به کار می‌رود. زمان کاری که اجتماعا برای تولید کالا لازم است، شامل کار مستقیم کارگران، کار نهفته در ماشین آلات و کار متراکم در مواد خام مصرفی است.&amp;lt;ref&amp;gt; Robert Freedman (ed.), Marx on Economics, Harcourt, Brace and World, Inc., New York, 1961, p. 33.&lt;br /&gt;
&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نکته دیگری که در نظریات مارکس مطرح می‌شود، نظریه «ارزش اضافی» است. ارزش اضافی از نظر مارکس از آن جهت به وجود می‌آید که نیروی کار در یک دوره معین از زمان، ارزش اقتصادی بیشتری نسبت به هزینه کار ایجاد می‌کند. از آن جا که نیروی کار منبع اصلی ارزش اقتصادی محسوب می‌شود، هنگامی که کارگران ارزش تمام محصول کار خود را دریافت نکنند، استثمار ایجاد می‌شود. تفاوت میان ارزش محصول کل روزانه و قیمت عرضه کار روزانه نشان‌دهنده «ارزش اضافی» است که به وسیله صاحبان سرمایه و ابزار تولید غیرانسانی مثل کالاهای سرمایه‌ای و زمین تصاحب می‌شود. &amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص۱۹۶&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفهوم استثمار که درنظریات مارکس مطرح می‌شود را می‌توان از دو جنبه فلسفی و فنی بررسی کرد:&lt;br /&gt;
* جنبه فلسفی: این مورد، شیوه تولید در سرمایه‌داری را مورد برسی قرار می‌دهد. از آنجا که در این نظام سرمایه‌داران مالکیت عوامل تولید را در اختیار دارند، کارگران به دلیل عدم مالکیت این‌ها باید برای گذران زندگی، آن‌طور که مارکس می‌گوید: «خدمات کاری خود را به صورت کالا به سرمایه‌داران بفروشند». به همین دلیل و از آنجایی که کارگران در ازای تولید روزانه‌شان ارزش تمام محصول تولیدی‌شان را دریافت نمی‌کنند، پس استثمار می‌شوند.&lt;br /&gt;
* جنبه فنی: این بخش به &#039;حجم&#039; «ارزش اضافی» مربوط است. از آن جایی که کارگران با ماشین‌آلات و ابزارهای بروز کار می‌کنند، بازدهی آن‌ها بالاست. با در نظر گرفتن این نکته، حتی اگر ساعت کاری کارگران افزایش پیدا نکند، «حجم ارزش اضافی» بالا می‌رود.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نکته دیگری هم که در خصوص نظریات مارکس در ارتباط با کار باید در نظر گرفت، مربوط به نقش سرمایه و مواد اولیه در نظریات اوست. این عوامل اگرچه در تولید کالاها نقش دارند، اما به طور واضح در دسته بندی نیروی کار جای نمی‌گیرند. او برای حل این مسئله سرمایه را &#039;کار متبلور&#039; می‌داند و به همین دلیل هم سود کارفرما را ارزشی می‌داند که از کارگر ربوده شده است. سرمایه و مواد اولیه‌ای که در فرایند تولید مورد استفاده قرار می‌گیرند، به‌عنوان «نیروی کار متراکم» کارگران از دوره‌های قبلی تولید هستند و در نتیجه تنها معیار سنجش ارزش مبادله، همان زمان کار اجتماعا لازم است که برای تولید کالا ضروری است.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص۱۹۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wiki admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://majall.community/wiki/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1&amp;diff=46</id>
		<title>کار</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://majall.community/wiki/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1&amp;diff=46"/>
		<updated>2026-01-21T13:32:54Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Wiki admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==کار چیست؟==&lt;br /&gt;
کار از مفاهیمی است که در حوزه‌های مختلف از جمله اقتصاد، جامعه‌شناسی، حقوق، فلسفه و… مورد بررسی قرار گرفته و از این رو نیز، تعریف واحدی برای آن وجود ندارد. مفهوم کار بسته به چارچوب نظری و مسئله‌ای که مورد بررسی قرار می‌گیرد می‌تواند به عنوان فعالیتی اقتصادی، کنشی اجتماعی یا رابطه‌ای بین انسان و طبیعت تعریف شود. در ادامه چند مورد از این تعاریف آمده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کار می‌تواند به انجام وظایفی تعریف شود که متضمن صرف کوشش‌های جسمی و فکری بوده و هدفش تولید کالاها و خدماتی است که نیازهای انسانی را برآورده کند.&amp;lt;ref&amp;gt;حاجی‌زاده میمندی مسعود: جامعه‌شناسی کار، کار و جامعه شهریور ۱۳۷۹، ص ۱۷، به نقل از گیدنز آنتونی: جامعه‌شناسی، ترجمه حمید صبوری، نشر نی، ۱۳۷۵، ص ۵۱۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* استفاده از نیروی مادی و معنوی در راه تولید ثروت یا ایجاد خدمات را کار گویند.&amp;lt;ref&amp;gt;حاجی‌زاده میمندی مسعود: جامعه‌شناسی کار، کار و جامعه شهریور ۱۳۷۹، ص ۱۷، به نقل از توسلی غلام‌عباس: جامعه‌شناسی کار و شغل، ص ۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کار فعالیتی است قانونی که در مقابل آن مزد دریافت می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حاجی‌زاده میمندی مسعود: جامعه‌شناسی کار، کار و جامعه شهریور ۱۳۷۹، ص ۱۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کار در مکتب سوداگری (مرکانتلیسم)==&lt;br /&gt;
در برخی مکاتب اقتصادی از جمله مکتب سوداگری (مرکانتلیسم) کار به دو دسته «کار مولد» و «کار غیر مولد» تقسیم می‌شود و به تبع آن نیروی کار نیز در دو گروه مولد (تولیدی) و غیرمولد (غیرتولیدی) مورد بررسی قرار می‌گیرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* سوداگران بین نیروی کار مولد یا تولیدی و نیروی کار غیرمولد یا غیر تولیدی تفکیک قائل شده و موکدا از دولت می‌خواستند به منظور هدایت هرچه بیشتر افراد به کارهای تولیدی از عرضه کارگران غیرتولیدی بکاهد. کشاورزات، صنعت‌گران، بازرگانان و به طور خلاصه هر نوع مالکیت نیروی انسانی در جامعه که به تولید کالاهای صادراتی کمک کند از نظر سوداگران نیروی کار تولیدی به شمار می‌‎آید؛ در حالی که خرده‌فروشان، اطبا، وکلا، هنرمندان و سایر افراد از این گونه در محدوده نیروی کار غیرتولیدی به حساب می‌آیند. بنابراین، نیروی کاری که در کارهای تولیدی مصرف می‌شود، مولد و آنچه در بخش خدمات استفاده می‌شود، غیرمولد محسوب می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص۶۸&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کار در اقتصاد کلاسیک==&lt;br /&gt;
===نظریات آدام اسمیت درباره کار===&lt;br /&gt;
در اندیشه‌ی آدام اسمیت، کار جایگاهی محوری در فهم ثروت و تولید دارد. اسمیت کار انسانی را از اصلی‌ترین عوامل موثر در شکل‌گیری ثروت به شمار می‌آورد و حتی در نظریه ارزش مبتنی بر کار (Labor Theory of Value) خود اعلام می‌کند ارزش هر کالا برای مالک آن که نمی‌خواهد آن را مصرف کند، بلکه مایل است ‌آن را با کالای دیگری مبادله کند، معادل مقدار کاری است که خرید کالا را ممکن می‌کند؛ بنابراین «کار» معیار حقیقی ارزش مبادله تمام کالاهاست.&amp;lt;ref&amp;gt; Wealth of Nations, ed. Edwin Cannon The Modern Library, 1965, New York, p.26&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین مانند آنچه درباره نظریات سوداگران بررسی شد، اسمیت نیز کار را به دو دسته مولد و غیرمولد تقسیم می‌کند (اگرچه برخلاف سوداگران انرژی و قدرت نیروی انسانی را منبع ثروت می‌داند نه فلزات گران‌بها). &amp;lt;ref&amp;gt; Wealth of Nations, ed. Edwin Cannon The Modern Library, 1965, New York, p.Lvii&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کار مولد از نظر اسمیت دو تعریف دارد:&lt;br /&gt;
* نیروی کار مولد نیروی کاری است که به تولید کالاهای قابل لمس کمک می‌کند و بنابراین به ارزش خالص محصول می‌افزاید.&lt;br /&gt;
* نیروی کار مولد نیروی کاری است که در بخش تولید کشاورزی و غیرکشاورزی قادر به تولید کالایی باشد که قابل ذخیره شدن است. &lt;br /&gt;
با در نظر گرفتن این تعریف‌ها، بخش خدمات از نظر اسمیت به ارزش مذکور کمک نمی‌کند و نیروی کاری که در این بخش مشغول به کار است، غیرمولد حساب می‌شود و به تولید سالانه ملی کمکی نمی‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص۱۱۰&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
این شیوه از تقسیم‌بندی کار بعدها توسط جان مینارد کینز مورد بررسی و نقد قرار گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
===کار در نظریات ریکاردو===&lt;br /&gt;
====نظریه ارزش مبادله ریکاردو====&lt;br /&gt;
از نظر ریکاردو، ارزش مبادله‌ای کالاها اساسا به مقدار کاری بستگی دارد که برای تولید آن‌ها لازم است، نه به میزان دستمزدی که در ازای این کار پرداخت می‌شود. او بر این نکته تاکید می‌کند که در شرایطی که فناوری و سرمایه مورد استفاده مشابه باشند، تفاوت در مقدار کارِ لازم برای تولید کالاها، عامل اصلی تفاوت در ارزش مبادله‌ای آن‌ها خواهد بود.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص۱۵۰&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
در نظریات ریکاردواجزایی مانند دستمزد نیروی کار، سود سرمایه و بهره مالکانه(اجاره زمین) نه منشا ارزش، بلکه شیوه‌های توزیع ارزشی هستند که قبلا از طریق کار انسانی ایجاد شده است. هرچند ریکاردو می‌پذیرد که قیمت‌های بازار در عمل می‌توانند تحت تأثیر عوامل متعددی قرار گیرند، اما در سطح نظری، کار همچنان محور اصلی تحلیل او از ارزش و توزیع ثروت باقی می‌ماند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص۱۵۳&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کار در نظریات مارکس==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wiki admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://majall.community/wiki/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1&amp;diff=45</id>
		<title>کار</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://majall.community/wiki/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1&amp;diff=45"/>
		<updated>2026-01-21T12:32:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Wiki admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==کار چیست؟==&lt;br /&gt;
کار از مفاهیمی است که در حوزه‌های مختلف از جمله اقتصاد، جامعه‌شناسی، حقوق، فلسفه و… مورد بررسی قرار گرفته و از این رو نیز، تعریف واحدی برای آن وجود ندارد. مفهوم کار بسته به چارچوب نظری و مسئله‌ای که مورد بررسی قرار می‌گیرد می‌تواند به عنوان فعالیتی اقتصادی، کنشی اجتماعی یا رابطه‌ای بین انسان و طبیعت تعریف شود. در ادامه چند مورد از این تعاریف آمده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کار می‌تواند به انجام وظایفی تعریف شود که متضمن صرف کوشش‌های جسمی و فکری بوده و هدفش تولید کالاها و خدماتی است که نیازهای انسانی را برآورده کند.&amp;lt;ref&amp;gt;حاجی‌زاده میمندی مسعود: جامعه‌شناسی کار، کار و جامعه شهریور ۱۳۷۹، ص ۱۷، به نقل از گیدنز آنتونی: جامعه‌شناسی، ترجمه حمید صبوری، نشر نی، ۱۳۷۵، ص ۵۱۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* استفاده از نیروی مادی و معنوی در راه تولید ثروت یا ایجاد خدمات را کار گویند.&amp;lt;ref&amp;gt;حاجی‌زاده میمندی مسعود: جامعه‌شناسی کار، کار و جامعه شهریور ۱۳۷۹، ص ۱۷، به نقل از توسلی غلام‌عباس: جامعه‌شناسی کار و شغل، ص ۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کار فعالیتی است قانونی که در مقابل آن مزد دریافت می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حاجی‌زاده میمندی مسعود: جامعه‌شناسی کار، کار و جامعه شهریور ۱۳۷۹، ص ۱۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کار در مکتب سوداگری (مرکانتلیسم)==&lt;br /&gt;
در برخی مکاتب اقتصادی از جمله مکتب سوداگری (مرکانتلیسم) کار به دو دسته «کار مولد» و «کار غیر مولد» تقسیم می‌شود و به تبع آن نیروی کار نیز در دو گروه مولد (تولیدی) و غیرمولد (غیرتولیدی) مورد بررسی قرار می‌گیرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* سوداگران بین نیروی کار مولد یا تولیدی و نیروی کار غیرمولد یا غیر تولیدی تفکیک قائل شده و موکدا از دولت می‌خواستند به منظور هدایت هرچه بیشتر افراد به کارهای تولیدی از عرضه کارگران غیرتولیدی بکاهد. کشاورزات، صنعت‌گران، بازرگانان و به طور خلاصه هر نوع مالکیت نیروی انسانی در جامعه که به تولید کالاهای صادراتی کمک کند از نظر سوداگران نیروی کار تولیدی به شمار می‌‎آید؛ در حالی که خرده‌فروشان، اطبا، وکلا، هنرمندان و سایر افراد از این گونه در محدوده نیروی کار غیرتولیدی به حساب می‌آیند. بنابراین، نیروی کاری که در کارهای تولیدی مصرف می‌شود، مولد و آنچه در بخش خدمات استفاده می‌شود، غیرمولد محسوب می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص۶۸&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کار در اقتصاد کلاسیک==&lt;br /&gt;
===نظریات آدام اسمیت درباره کار===&lt;br /&gt;
در اندیشه‌ی آدام اسمیت، کار جایگاهی محوری در فهم ثروت و تولید دارد. اسمیت کار انسانی را از اصلی‌ترین عوامل موثر در شکل‌گیری ثروت به شمار می‌آورد و حتی در نظریه ارزش مبتنی بر کار (Labor Theory of Value) خود اعلام می‌کند ارزش هر کالا برای مالک آن که نمی‌خواهد آن را مصرف کند، بلکه مایل است ‌آن را با کالای دیگری مبادله کند، معادل مقدار کاری است که خرید کالا را ممکن می‌کند؛ بنابراین «کار» معیار حقیقی ارزش مبادله تمام کالاهاست.&amp;lt;ref&amp;gt; Wealth of Nations, ed. Edwin Cannon The Modern Library, 1965, New York, p.26&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین مانند آنچه درباره نظریات سوداگران بررسی شد، اسمیت نیز کار را به دو دسته مولد و غیرمولد تقسیم می‌کند (اگرچه برخلاف سوداگران انرژی و قدرت نیروی انسانی را منبع ثروت می‌داند نه فلزات گران‌بها). &amp;lt;ref&amp;gt; Wealth of Nations, ed. Edwin Cannon The Modern Library, 1965, New York, p.Lvii&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کار مولد از نظر اسمیت دو تعریف دارد:&lt;br /&gt;
* نیروی کار مولد نیروی کاری است که به تولید کالاهای قابل لمس کمک می‌کند و بنابراین به ارزش خالص محصول می‌افزاید.&lt;br /&gt;
* نیروی کار مولد نیروی کاری است که در بخش تولید کشاورزی و غیرکشاورزی قادر به تولید کالایی باشد که قابل ذخیره شدن است. &lt;br /&gt;
با در نظر گرفتن این تعریف‌ها، بخش خدمات از نظر اسمیت به ارزش مذکور کمک نمی‌کند و نیروی کاری که در این بخش مشغول به کار است، غیرمولد حساب می‌شود و به تولید سالانه ملی کمکی نمی‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص۱۱۰&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
این شیوه از تقسیم‌بندی کار بعدها توسط جان مینارد کینز مورد بررسی و نقد قرار گرفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wiki admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://majall.community/wiki/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1&amp;diff=44</id>
		<title>کار</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://majall.community/wiki/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1&amp;diff=44"/>
		<updated>2026-01-21T12:29:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Wiki admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==کار چیست؟==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کار از مفاهیمی است که در حوزه‌های مختلف از جمله اقتصاد، جامعه‌شناسی، حقوق، فلسفه و… مورد بررسی قرار گرفته و از این رو نیز، تعریف واحدی برای آن وجود ندارد. مفهوم کار بسته به چارچوب نظری و مسئله‌ای که مورد بررسی قرار می‌گیرد می‌تواند به عنوان فعالیتی اقتصادی، کنشی اجتماعی یا رابطه‌ای بین انسان و طبیعت تعریف شود. در ادامه چند مورد از این تعاریف آمده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کار می‌تواند به انجام وظایفی تعریف شود که متضمن صرف کوشش‌های جسمی و فکری بوده و هدفش تولید کالاها و خدماتی است که نیازهای انسانی را برآورده کند.&amp;lt;ref&amp;gt;حاجی‌زاده میمندی مسعود: جامعه‌شناسی کار، کار و جامعه شهریور ۱۳۷۹، ص ۱۷، به نقل از گیدنز آنتونی: جامعه‌شناسی، ترجمه حمید صبوری، نشر نی، ۱۳۷۵، ص ۵۱۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* استفاده از نیروی مادی و معنوی در راه تولید ثروت یا ایجاد خدمات را کار گویند.&amp;lt;ref&amp;gt;حاجی‌زاده میمندی مسعود: جامعه‌شناسی کار، کار و جامعه شهریور ۱۳۷۹، ص ۱۷، به نقل از توسلی غلام‌عباس: جامعه‌شناسی کار و شغل، ص ۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کار فعالیتی است قانونی که در مقابل آن مزد دریافت می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حاجی‌زاده میمندی مسعود: جامعه‌شناسی کار، کار و جامعه شهریور ۱۳۷۹، ص ۱۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کار در مکتب سوداگری (مرکانتلیسم)==&lt;br /&gt;
در برخی مکاتب اقتصادی از جمله مکتب سوداگری (مرکانتلیسم) کار به دو دسته «کار مولد» و «کار غیر مولد» تقسیم می‌شود و به تبع آن نیروی کار نیز در دو گروه مولد (تولیدی) و غیرمولد (غیرتولیدی) مورد بررسی قرار می‌گیرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* سوداگران بین نیروی کار مولد یا تولیدی و نیروی کار غیرمولد یا غیر تولیدی تفکیک قائل شده و موکدا از دولت می‌خواستند به منظور هدایت هرچه بیشتر افراد به کارهای تولیدی از عرضه کارگران غیرتولیدی بکاهد. کشاورزات، صنعت‌گران، بازرگانان و به طور خلاصه هر نوع مالکیت نیروی انسانی در جامعه که به تولید کالاهای صادراتی کمک کند از نظر سوداگران نیروی کار تولیدی به شمار می‌‎آید؛ در حالی که خرده‌فروشان، اطبا، وکلا، هنرمندان و سایر افراد از این گونه در محدوده نیروی کار غیرتولیدی به حساب می‌آیند. بنابراین، نیروی کاری که در کارهای تولیدی مصرف می‌شود، مولد و آنچه در بخش خدمات استفاده می‌شود، غیرمولد محسوب می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص۶۸&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==کار در اقتصاد کلاسیک==&lt;br /&gt;
===نظریات آدام اسمیت درباره کار===&lt;br /&gt;
در اندیشه‌ی آدام اسمیت، کار جایگاهی محوری در فهم ثروت و تولید دارد. اسمیت کار انسانی را از اصلی‌ترین عوامل موثر در شکل‌گیری ثروت به شمار می‌آورد و حتی در نظریه ارزش مبتنی بر کار (Labor Theory of Value) خود اعلام می‌کند ارزش هر کالا برای مالک آن که نمی‌خواهد آن را مصرف کند، بلکه مایل است ‌آن را با کالای دیگری مبادله کند، معادل مقدار کاری است که خرید کالا را ممکن می‌کند؛ بنابراین «کار» معیار حقیقی ارزش مبادله تمام کالاهاست.&amp;lt;ref&amp;gt; Wealth of Nations, ed. Edwin Cannon The Modern Library, 1965, New York, p.26&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
همچنین مانند آنچه درباره نظریات سوداگران بررسی شد، اسمیت نیز کار را به دو دسته مولد و غیرمولد تقسیم می‌کند (اگرچه برخلاف سوداگران انرژی و قدرت نیروی انسانی را منبع ثروت می‌داند نه فلزات گران‌بها). &amp;lt;ref&amp;gt; Wealth of Nations, ed. Edwin Cannon The Modern Library, 1965, New York, p.Lvii&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کار مولد از نظر اسمیت دو تعریف دارد:&lt;br /&gt;
* یک نیروی کار مولد نیروی کاری است که به تولید کالاهای قابل لمس کمک می‌کند و بنابراین به ارزش خالص محصول می‌افزاید.&lt;br /&gt;
* دو نیروی کار مولد نیروی کاری است که در بخش تولید کشاورزی و غیرکشاورزی قادر به تولید کالایی باشد که قابل ذخیره شدن است. &lt;br /&gt;
با در نظر گرفتن این تعریف‌ها، بخش خدمات از نظر اسمیت به ارزش مذکور کمک نمی‌کند و نیروی کاری که در این بخش مشغول به کار است، غیرمولد حساب می‌شود و به تولید سالانه ملی کمکی نمی‌کنند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص۱۱۰&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wiki admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://majall.community/wiki/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1&amp;diff=43</id>
		<title>کار</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://majall.community/wiki/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1&amp;diff=43"/>
		<updated>2026-01-21T10:44:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Wiki admin: صفحه‌ای تازه حاوی «==کار چیست؟==   کار از مفاهیمی است که در حوزه‌های مختلف از جمله اقتصاد، جامعه‌شناسی، حقوق، فلسفه و… مورد بررسی قرار گرفته و از این رو نیز، تعریف واحدی برای آن وجود ندارد. مفهوم کار بسته به چارچوب نظری و مسئله‌ای که مورد بررسی قرار می‌گیرد می‌...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;==کار چیست؟==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
کار از مفاهیمی است که در حوزه‌های مختلف از جمله اقتصاد، جامعه‌شناسی، حقوق، فلسفه و… مورد بررسی قرار گرفته و از این رو نیز، تعریف واحدی برای آن وجود ندارد. مفهوم کار بسته به چارچوب نظری و مسئله‌ای که مورد بررسی قرار می‌گیرد می‌تواند به عنوان فعالیتی اقتصادی، کنشی اجتماعی یا رابطه‌ای بین انسان و طبیعت تعریف شود. در ادامه چند مورد از این تعاریف آمده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کار می‌تواند به انجام وظایفی تعریف شود که متضمن صرف کوشش‌های جسمی و فکری بوده و هدفش تولید کالاها و خدماتی است که نیازهای انسانی را برآورده کند.&amp;lt;ref&amp;gt;حاجی‌زاده میمندی مسعود: جامعه‌شناسی کار، کار و جامعه شهریور ۱۳۷۹، ص ۱۷، به نقل از گیدنز آنتونی: جامعه‌شناسی، ترجمه حمید صبوری، نشر نی، ۱۳۷۵، ص ۵۱۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* استفاده از نیروی مادی و معنوی در راه تولید ثروت یا ایجاد خدمات را کار گویند.&amp;lt;ref&amp;gt;حاجی‌زاده میمندی مسعود: جامعه‌شناسی کار، کار و جامعه شهریور ۱۳۷۹، ص ۱۷، به نقل از توسلی غلام‌عباس: جامعه‌شناسی کار و شغل، ص ۹&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* کار فعالیتی است قانونی که در مقابل آن مزد دریافت می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;حاجی‌زاده میمندی مسعود: جامعه‌شناسی کار، کار و جامعه شهریور ۱۳۷۹، ص ۱۷&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برخی مکاتب اقتصادی از جمله مکتب سوداگری (مرکانتلیسم) کار به دو دسته «کار مولد» و «کار غیر مولد» تقسیم می‌شود و به تبع آن نیروی کار نیز در دو گروه مولد (تولیدی) و غیرمولد (غیرتولیدی) مورد بررسی قرار می‌گیرد:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* سوداگران بین نیروی کار مولد یا تولیدی و نیروی کار غیرمولد یا غیر تولیدی تفکیک قائل شده و موکدا از دولت می‌خواستند به منظور هدایت هرچه بیشتر افراد به کارهای تولیدی از عرضه کارگران غیرتولیدی بکاهد. کشاورزات، صنعت‌گران، بازرگانان و به طور خلاصه هر نوع مالکیت نیروی انسانی در جامعه که به تولید کالاهای صادراتی کمک کند از نظر سوداگران نیروی کار تولیدی به شمار می‌‎آید؛ در حالی که خرده‌فروشان، اطبا، وکلا، هنرمندان و سایر افراد از این گونه در محدوده نیروی کار غیرتولیدی به حساب می‌آیند. بنابراین، نیروی کاری که &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wiki admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://majall.community/wiki/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C&amp;diff=42</id>
		<title>صفحهٔ اصلی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://majall.community/wiki/index.php?title=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C&amp;diff=42"/>
		<updated>2026-01-07T18:19:16Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Wiki admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&#039;&#039;&#039;اینجا مجال است.&#039;&#039;&#039;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
فضایی برای خواندن، نوشتن و اندیشیدن در کنار هم. فضایی که در آن دیدگاه‌های مختلف -هرچند در اقلیت- فرصت بروز پیدا می‌کنند. جایی که در آن سانسور معنا ندارد و هر نوشته‌ای فرصت خوانده شدن در اختیار خواهد داشت. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مجال در قالب ویکی شکل گرفته، چون بینش آدمی همیشه قابلیت رشد دارد. باورها و فهم ما از جهان همیشه می‌توانند بازنویسی، کامل‌تر و بهتر شوند. به همین دلیل، مجال ویکی است: آنچه امروز می‌دانیم، ممکن است فردا نیازمند بازنگری باشد و همین امکان بازنگری است که هر کسی را دعوت می‌کند تا در مسیر شکل گرفتن و کامل‌تر شدن بینش مشارکت کند. و اینجاست که مجال به فضایی برای هم‌اندیشی، هم‌کاری و هم‌آفرینی بدل می‌شود.&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wiki admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://majall.community/wiki/index.php?title=Winsoo&amp;diff=41</id>
		<title>Winsoo</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://majall.community/wiki/index.php?title=Winsoo&amp;diff=41"/>
		<updated>2026-01-06T11:08:17Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Wiki admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
وینسو یک پلتفرم مکان‌محور است و به افراد این امکان را می‌دهد که محیط اطراف خود را بهتر بشناسند، با امکانات و خدمات در همسایگی خود آشنا شوند و دید بهتری از محله‌شان به‌دست آورند. وینسو به کاربرانش نشان می‌دهد شاید در فاصله کمتر از یک کیلومتری آن‌ها فرد یا کسب و کاری هست که دقیقا مهارت مورد نیاز آن‌ها را دارد و می‌تواند سریع‌تر از هر پلتفرم آنلاین دیگری نیازشان را درست در همان لحظه برطرف کند. این فرد می‌تواند صاحب یک مغازه کوچک باشد که در هیاهوی برندهای بزرگ از دید مشتری‌ها پنهان مانده یا حتی صاحب یک کسب و کار خانگی باشد که هیچ ویترین فیزیکی برای ارائه خدماتش در اختیار ندارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وینسو در چنین فضایی بستری فراهم می‌کند که این افراد بتوانند خدمات و محصولات خود را به کسانی که در نزدیکی آن‌ها هستند معرفی کنند و در صورت نیاز، مشتری‌ها بتوانند با آن‌ها در ارتباط باشند. به این ترتیب، هم نیاز کاربران سریع‌تر برطرف می‌شود و هم کسب‌وکارهای محلی دیده می‌شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;https://winsoo.ir/winsoo-stories/what-is-winsoo/&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==منابع==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wiki admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://majall.community/wiki/index.php?title=Winsoo&amp;diff=40</id>
		<title>Winsoo</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://majall.community/wiki/index.php?title=Winsoo&amp;diff=40"/>
		<updated>2026-01-06T11:07:26Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Wiki admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
وینسو یک پلتفرم مکان‌محور است و به افراد این امکان را می‌دهد که محیط اطراف خود را بهتر بشناسند، با امکانات و خدمات در همسایگی خود آشنا شوند و دید بهتری از محله‌شان به‌دست آورند. وینسو به کاربرانش نشان می‌دهد شاید در فاصله کمتر از یک کیلومتری آن‌ها فرد یا کسب و کاری هست که دقیقا مهارت مورد نیاز آن‌ها را دارد و می‌تواند سریع‌تر از هر پلتفرم آنلاین دیگری نیازشان را درست در همان لحظه برطرف کند. این فرد می‌تواند صاحب یک مغازه کوچک باشد که در هیاهوی برندهای بزرگ از دید مشتری‌ها پنهان مانده یا حتی صاحب یک کسب و کار خانگی باشد که هیچ ویترین فیزیکی برای ارائه خدماتش در اختیار ندارد. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وینسو در چنین فضایی بستری فراهم می‌کند که این افراد بتوانند خدمات و محصولات خود را به کسانی که در نزدیکی آن‌ها هستند معرفی کنند و در صورت نیاز، مشتری‌ها بتوانند با آن‌ها در ارتباط باشند. به این ترتیب، هم نیاز کاربران سریع‌تر برطرف می‌شود و هم کسب‌وکارهای محلی دیده می‌شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;https://winsoo.ir/winsoo-stories/what-is-winsoo/&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wiki admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://majall.community/wiki/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9_%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA&amp;diff=39</id>
		<title>توزیع ثروت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://majall.community/wiki/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9_%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA&amp;diff=39"/>
		<updated>2025-12-29T16:02:25Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Wiki admin: /* مکتب توزیع */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== مفهوم ثروت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثروت در منابع مختلف به شکل‌های متفاوتی تعریف می‌شود. به‌عنوان مثال، در سیستم حساب‌های ملی (SNA)، ثروت ساکنان یک اقتصاد به‌عنوان سطح دارایی‌ها و بدهی‌های آن اقتصاد در مقاطع زمانی مشخص تعریف می‌شود. با این حال، در برخی موارد، برداشت‌های گسترده‌تری از ثروت نیز اهمیت دارند. این برداشت‌ها فراتر از دارایی‌ها و بدهی‌ها به معنای متعارف آن‌ها رفته و انواع دیگری از منابعی را در نظر می‌گیرند که افراد ممکن است در اختیار داشته باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای مثال، دیدگاه رایج اقتصادی درباره ثروت می‌تواند با در نظر گرفتن سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی یا سرمایه فرهنگی گسترش پیدا کند. با این حال، ادغام تمام این مفاهیم دشوار است و علاوه بر این، ابعاد متنوع این انواع سرمایه به‌سختی می‌تواند به‌صورت جامع، به‌ویژه در سطح هر خانوار، اندازه‌گیری شود و نسبت دادن ارزش پولی به آن‌ها با چالش‌های جدی همراه است.&amp;lt;ref&amp;gt;OECD (2013), OECD Guidelines for Micro Statistics on Household Wealth, OECD Publishing, Paris, https://doi.org/10.1787/9789264194878-en.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعاریف اقتصادی ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اقتصاد، ثروت معمولاً به‌عنوان ارزش فعلیِ تنزیل‌شده جریان مصرف آینده یک فرد تعریف می‌شود و توان بالقوه فرد مورد نظر را برای مصرف کالاها و خدمات در طول زمان نشان می‌دهد. تعیین این ارزش معمولاً با استفاده از قیمت‌های بازار انجام می‌شود؛ اما باید در نظر داشت این قیمت‌ها تحت تأثیر عوامل ذهنی، زمینه‌ای و سوگیری‌های رفتاری قرار دارند و همه ارزش‌ها در آن‌ها منعکس نمی‌شود. ارزش ثروت همچنین تابعی از شرایط زمانی و مکانی و قابلیت استفاده از سرمایه‌های مادی، انسانی و اطلاعاتی برای ایجاد ارزش است. به‌رغم چالش‌های نظری و عملی در اندازه‌گیری و کمی‌سازی ثروت، این مفهوم به‌عنوان شاخصی کلان اقتصادی کاربردی باقی می‌ماند و در چارچوب حساب‌های ملی، با تجمیع موجودی‌ها و جریان‌ها، قابل برآورد و تحلیل است.&amp;lt;ref&amp;gt;Kirk Hamilton, Cameron Hepburn, Wealth, Oxford Review of Economic Policy, Volume 30, Issue 1, SPRING 2014, Pages 1–20, https://doi.org/10.1093/oxrep/gru010&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اندازه‌گیری ثروت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برخی مطالعات، به‌ویژه در کشورهایی که داده‌های دقیق درآمد یا دارایی در دسترس نیست، از شاخص‌های ترکیبی ثروت استفاده می‌شود. شاخص ثروت با بهره‌گیری از داده‌هایی مانند مالکیت دارایی‌های بادوام، کیفیت مسکن و دسترسی به آب و خدمات بهداشتی، سطح زندگی بلندمدت خانوارها را به‌صورت نسبی برآورد می‌کند. این شاخص معمولاً با روش‌های آماری محاسبه شده و خانوارها را در طبقات مختلف ثروت دسته‌بندی می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;https://dhsprogram.com/topics/wealth-index/&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مفهوم تمرکز ثروت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طبق تعریف بانک جهانی، تمرکز ثروت فرآیندی است که در آن، تحت شرایط خاص، ثروت ایجاد شده می‌تواند در دست افراد یا نهادهای محدودی متمرکز شود. کسانی که دارای ثروت هستند، توانایی سرمایه‌گذاری در منابع و ساختارهای جدید ثروت را دارند یا می‌توانند از تجمع ثروت موجود بهره‌برداری کنند و در نتیجه، خود از ثروت بیشتری برخوردار می‌شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;Haddad, Cameron Nadim; Mahler, Daniel Gerszon; Diaz-Bonilla, Carolina; Hill, Ruth; Lakner, Christoph; Lara Ibarra, Gabriel.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
The World Bank’s New Inequality Indicator : The Number of Countries with High Inequality (English). Policy Research working paper ; no. WPS 10796; PROSPERITY Washington, D.C. : World Bank Group. http://documents.worldbank.org/curated/en/099549506102441825&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مفهوم توزیع در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفهوم و مصادیق توزیع را می‌توان در حوزه‌های مختلف از جمله اقتصاد، تکنولوژی، بازاریابی و موارد بسیار دیگر جستجو کرد. با این حال در این مطلب مفهوم اقتصادی آن مورد نظر است و از این نظر، طبق تعریف پل ساموئلسون، می‌توان توزیع را به‌صورت تقسیم کل تولید، درآمد یا ثروت میان افراد یا میان عوامل تولید (مانند نیروی کار، زمین و سرمایه) تعریف کرد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ضریب جینی، روشی برای اندازه‌گیری نابرابری در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضریب جینی (Gini Coefficient) (همان شاخص جینی) میزان انحراف توزیع درآمد (یا در برخی موارد، هزینه‌های مصرفی) میان افراد یا خانوارها در یک اقتصاد از توزیع کاملا برابر را اندازه‌گیری می‌کند. منحنی لورنز درصد تجمعی کل درآمد دریافت شده را در مقابل درصد تجمعی تعداد دریافت‌کنندگان، که از فقیرترین فرد یا خانوار شروع می‌شود، رسم می‌کند. شاخص جینی فاصله بین منحنی لورنز و خط فرضی برابری مطلق را اندازه‌گیری می‌کند و به‌صورت درصدی از حداکثر مساحت زیر خط بیان می‌شود. بنابراین، شاخص جینی برابر با صفر نشان‌دهنده برابری کامل و شاخص برابر با ۱۰۰ نشان‌دهنده نابرابری کامل است.&amp;lt;ref&amp;gt;https://databank.worldbank.org/metadataglossary/gender-statistics/series/SI.POV.GIN&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بانک جهانی در مطالعه‌ای که در سال 2024 منتشر شد، اعلام کرد شاخص کلیدی جدیدی برای اندازه‌گیری نابرابری در در داخل کشورها و هدایت فعالیت‌های خود به کار می‌برد، در شیوه محاسبه جدید، کشورهایی با نابرابری بالا با ضریب جینی بالای 40 معرفی می‌شوند. این شاخص جدید در چارچوب دیدگاه تازه بانک جهانی برای پایان دادن به فقر در سیاره‌ای قابل زیست معرفی شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;Haddad, Cameron Nadim; Mahler, Daniel Gerszon; Diaz-Bonilla, Carolina; Hill, Ruth; Lakner, Christoph; Lara Ibarra, Gabriel.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
The World Bank’s New Inequality Indicator : The Number of Countries with High Inequality (English). Policy Research working paper ; no. WPS 10796; PROSPERITY Washington, D.C. : World Bank Group. http://documents.worldbank.org/curated/en/099549506102441825&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تئوری‌های توزیع در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مکاتب اقتصادی مختلف شیوه توزیع منابع در اقتصاد را به روش‌های مختلف توضیح داده‌اند و بعضا برای توزیع عادلانه‌تر راهکارهایی ارائه داده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع کلاسیک&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع در نظریات مارکس&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع نئوکلاسیک&lt;br /&gt;
* مکتب توزیع&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع کلاسیک ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== توزیع ثروت از دید آدام اسمیت====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نظریه توزیع ثروت آدام اسمیت، پس از تحقق تولید سالانه ملی در مرحله‌ای از توسعه اقتصادی که در آن کار، سرمایه متراکم و زمین خصوصی هم‌زمان حضور دارند، ارزش پولی تولید به سه سهم اصلی دستمزد، سود و اجاره زمین تقسیم می‌شود. اسمیت توزیع را ادامه طبیعی نظریه تولید و ارزش می‌داند و آن را نه صرفا به‌عنوان یک ساز و کار فنی که در بستری نهادی و اجتماعی بررسی می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص118&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر اسمیت، دستمزد در کوتاه‌مدت تابع عرضه و تقاضای نیروی کار و قدرت چانه‌زنی است؛ قدرتی که معمولاً به نفع کارفرمایان عمل می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;Adam Smith, An Inquiry into the Nature and Causes of the Wealth of Nations, ed. Edwin Cannon The Modern Library, 1965, New York.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال، او معتقد است دستمزد نمی‌تواند به‌طور پایدار پایین‌تر از سطح معیشتی قرار گیرد، زیرا بقای کارگران و خانواده‌هایشان را تهدید می‌کند. در اقتصادهای در حال رشد، افزایش سرمایه و تقاضای کار می‌تواند دستمزدها را بالاتر از سطح معیشتی ببرد؛ امری که نه‌تنها به زیان جامعه نیست، بلکه با افزایش انگیزه و بهره‌وری نیروی کار، سطح زندگی و تولید ملی را نیز ارتقا می‌دهد. &amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص119&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سود در نظریه اسمیت حاصل پس‌انداز و تراکم سرمایه است و در مسیر پیشرفت اقتصادی نسبت به کاهش گرایش دارد؛ چون رقابت بین سرمایه‌داران تشدید می‌شود و هم‌زمان تقاضا برای نیروی کار افزایش می‌یابد. در مقابل، اجاره زمین سهم مالک از تولید ملی و نوعی مازاد است که پس از پرداخت دستمزد و سود باقی می‌ماند. اسمیت اجاره را نه عامل تعیین‌کننده قیمت، بلکه نتیجه افزایش قیمت‌ها می‌داند و آن را به‌ویژه در زمین‌های کشاورزی، حاصل موقعیت انحصاری و میزان تقاضا تلقی می‌کند. از این‌رو، در نگاه او توزیع ثروت بازتابی از روابط میان کار، سرمایه و مالکیت زمین در یک اقتصاد در حال تحول است.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص120&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====توزیع ثروت از دید دیوید ریکاردو====&lt;br /&gt;
دیوید ریکاردو در نظریات خود برخلاف آدام اسمیت، تمرکزش را نه روی تولید، که روی توزیع قرار داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-36/3773356-%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%BA%D8%AF%D8%BA%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D9%88&amp;lt;/ref&amp;gt;پیش از ریکاردو، اقتصاددانان عمدتا به روش‌های افزایش ثروت توجه داشتند و تحلیل توزیع درآمد میان طبقات اجتماعی کمتر مورد توجه بود. ریکاردو و پیروان او برای نخستین بار، مسئلهٔ توزیع ثروت را به‌طور منسجم بررسی و چگونگی تعیین بهره مالکانه، دستمزد و سود را در نظام سرمایه‌داری تحلیل کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص159&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ریکاردو جامعه اقتصادی را متشکل از سه طبقه می‌داند: سرمایه‌داران، کارگران و مالکان زمین. سرمایه‌داران با پس‌انداز و سرمایه‌گذاری، سود کسب می‌کنند و این فرآیند تا زمانی ادامه دارد که نرخ سود بالاتر از حداقل قابل قبول باشد. کارگران، به‌عنوان بزرگ‌ترین طبقه اجتماعی، با فروش نیروی کار خود دستمزد دریافت می‌کنند که در بلندمدت به سمت دستمزد حداقل معیشت میل می‌کند و مالکان زمین، از عرضه زمین بهره مالکانه دریافت می‌کنند. در نهایت با توجه به محدودیت زمین‌های مرغوب با توجه به افزایش جمعیت لازم است زمین‌های نامرغوب هم زیر کشت بروند و در نتیجه این کمیابی بهره مالکانه افزایش می‌یابد. این افزایش به زیان دو طبقه دیگر و تشدید تضادهای طبقاتی منجر می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص160&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تحلیل ریکاردو، سود شامل کل درآمد خالص صاحبان سرمایه است و در بلندمدت به سطح متعادلی میل می‌کند. با افزایش جمعیت، استفاده از زمین‌های نامرغوب و رشد بهرهٔ مالکانه، سهم باقی‌مانده برای دستمزد و سود کاهش می‌یابد و اقتصاد به حالت سکون می‌رسد. به‌طور خلاصه، ریکاردو معتقد بود که نظام سرمایه‌داری در بلندمدت با افزایش بهره مالکانه، کاهش سود و محدودیت زمین‌های حاصل‌خیز و مرغوب، به رکود اقتصادی و تشدید نابرابری‌های طبقاتی دچار خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص161&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====توزیع ثروت از دید جان استوارت میل====&lt;br /&gt;
جان استوارت میل در نظریه توزیع ثروت، بین قوانین تولید و قوانین توزیع تمایز قائل می‌شود. قوانین تولید از نوع طبیعی و مطلق هستند و مانند بازده نزولی کار و سرمایه، با اراده انسان تغییر نمی‌کنند. در مقابل، قوانین توزیع نسبی و اجتماعی‌اند و به نهادها، قراردادها و تصمیمات انسانی وابسته‌اند، بنابراین امکان اصلاح آن‌ها و تغییر توزیع ثروت وجود دارد. میل معتقد است که اگرچه تولید و توزیع به یکدیگر وابسته‌اند، از منظر عدالت اجتماعی، اصلاح توزیع اهمیت بیشتری دارد. او این موضوع را در کتاب «اصول اقتصاد سیاسی» خود به این شکل مطرح کرده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قوانین و شرایط تولید ثروت از نظر طبیعی قوانین مطلقی بوده و هیچ‌گونه ضابطه ارادی در آن وجود ندارد، ولی در مورد توزیع ثروت وضع به این منوال نیست، زیرا قوانین توزیع با نهادهای اجتماعی سروکار دارد. انسان به طور فردی یا جمعی می‌تواند هرطور که مایل باشد قوانین توزیع ثروت را تغییر دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;John Stuart Mill, Principles of Political Economy,. ed. W. J. Ashley, Longmans, Green, and Company, Inc., London, 1929&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او با الهام از افکار سوسیالیست‌های فرانسوی، نظام سرمایه‌داری را به دلیل مالکیت خصوصی زمین و ابزار تولید در توزیع درآمد ناعادلانه می‌داند، اما انحلال کامل آن را ضروری نمی‌داند و بر نقش دولت در بهبود عدالت تاکید می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص172&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از جمله پیشنهادهای اصلاحی میل، محدود کردن حقوق ارث و وضع مالیات بر ارث برای جلوگیری از تمرکز ثروت است. همچنین، او و پدرش، جیمز میل، پیشنهاد دادند که مالیات بر بهره مالکانه زمین می‌تواند منابع لازم برای سرمایه‌گذاری عمومی و مقابله با بیکاری و رکود را فراهم کند، زیرا این درآمد غیرمولد است و کمترین اثر منفی بر تولید دارد. الهام از نظریه ریکاردو و تجربه هنری جورج در آمریکا، نشان می‌دهد که چنین مالیاتی تأثیری بر تولید نخواهد داشت و به عدالت اقتصادی کمک می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص173&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میل بهبود دستمزد و رفاه کارگران را نیز از طریق کاهش مصرف لوکس سرمایه‌داران، سرمایه‌گذاری در تولید، حمایت از تعاونی‌ها و مشارکت سرمایه و کار امکان‌پذیر می‌داند. او توزیع ثروت را یک پدیده نسبی و اجتماعی می‌داند که با اصلاح نهادها و سیاست‌های اقتصادی می‌توان عدالت اجتماعی را ارتقا داد، دستمزدها و رفاه کارگران را افزایش داد و تمرکز ثروت را کاهش داد.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص174&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع در نظریات مارکس ===&lt;br /&gt;
کارل مارکس توزیع ثروت را پدیده‌ای اجتماعی و تاریخی می‌دانست که ریشه در شیوه تولید سرمایه‌داری دارد. به‌نظر او، ارزش کالاها بر اساس «زمان کار اجتماعا لازم» (Socially Necessary Labor) تعیین می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;Robert Freedman (ed.), Marx on Economics, Harcourt, Brace and World, Inc., New York, 1961, p. 33.&amp;lt;/ref&amp;gt; و نیروی کار تنها عاملی است که قادر به خلق ارزش جدید است. کارگران نیروی کار خود را در ازای دستمزدی می‌فروشند که معادل هزینهٔ معیشت آن‌هاست، نه کل ارزشی که تولید می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فرایند تولید سرمایه‌داری، کارگر در بخشی از روز کاری ارزشی معادل دستمزد خود ایجاد می‌کند و در بخش باقی‌مانده، ارزشی اضافی تولید می‌شود که «ارزش اضافی» نام دارد. این ارزش اضافی بدون پرداخت معادل آن به کارگر، توسط سرمایه‌دار تصاحب می‌شود و سود، بهره و بهرهٔ مالکانه از دل آن پدید می‌آیند. از این رو، مارکس نابرابری در توزیع درآمد و ثروت را نه نتیجهٔ بازار آزاد، بلکه پیامد ساختار مالکیت و روابط طبقاتی می‌دانست.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص196&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مارکس تأکید می‌کرد که افزایش بهره‌وری، پیشرفت فنی و استفاده از ماشین‌آلات، لزوماً به بهبود وضعیت کارگران منجر نمی‌شود، بلکه می‌تواند حجم ارزش اضافی و شدت استثمار را افزایش دهد. در نتیجه، توزیع ثروت در سرمایه‌داری به‌طور ساختاری به نفع طبقهٔ سرمایه‌دار و به زیان طبقهٔ کارگر شکل می‌گیرد و تنها با تغییر مناسبات مالکیت و شیوهٔ تولید می‌توان به توزیعی عادلانه‌تر دست یافت.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص197&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مکتب توزیع ===&lt;br /&gt;
مکتب توزیع، دوگانگی ایجاد شده بین مالکیت و کار را که در نظام سرمایه‌داری اتفاق می‌افتد نقد می‌کند. جدایی بین کار و مالکیت دارایی تولیدی (سرمایه مالی یا فیزیکی) که معمولا میل به انباشتن ثروت را از محدودیت‌های طبیعی آن در شرایطی که ثروت توسط کار فردی دیگر در تولید به‌دست می‌آید، آزاد می‌کند. هنگامی که مالکیت را از کار جدا می‌کنیم، با توجه به تمایل طبیعی انسان، جامعه‌ای ایجاد می‌کنیم که در آن ثروت دیگر به معنای داشتن هدفی به جز خود دیده نمی‌شود و نیازهای اقتصادی واقعی جامعه، تحت امر آزادی مطلق قرار می‌گیرد. این شرایط همچنین طبقه دائمی کارگران غیرمالک را ایجاد می‌کند و این موضوع به شکلی اجتناب‌ناپذیر تضاد طبقاتی را تشدید می‌کند. و چاره این سیستم مرتبط ساختن مجدد مالکلیت، کنترل و کار به هم تا بیشترین حد ممکن است.&amp;lt;ref&amp;gt;لارنز توبیاس، ترجمه شربتی وحید، حیدری محدثه، فراسوی کاپیتالیسم و سوسیالیسم، 1398، به نقل از استارک توماس، 1392، ص185&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wiki admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://majall.community/wiki/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9_%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA&amp;diff=38</id>
		<title>توزیع ثروت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://majall.community/wiki/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9_%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA&amp;diff=38"/>
		<updated>2025-12-29T16:01:40Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Wiki admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== مفهوم ثروت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثروت در منابع مختلف به شکل‌های متفاوتی تعریف می‌شود. به‌عنوان مثال، در سیستم حساب‌های ملی (SNA)، ثروت ساکنان یک اقتصاد به‌عنوان سطح دارایی‌ها و بدهی‌های آن اقتصاد در مقاطع زمانی مشخص تعریف می‌شود. با این حال، در برخی موارد، برداشت‌های گسترده‌تری از ثروت نیز اهمیت دارند. این برداشت‌ها فراتر از دارایی‌ها و بدهی‌ها به معنای متعارف آن‌ها رفته و انواع دیگری از منابعی را در نظر می‌گیرند که افراد ممکن است در اختیار داشته باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای مثال، دیدگاه رایج اقتصادی درباره ثروت می‌تواند با در نظر گرفتن سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی یا سرمایه فرهنگی گسترش پیدا کند. با این حال، ادغام تمام این مفاهیم دشوار است و علاوه بر این، ابعاد متنوع این انواع سرمایه به‌سختی می‌تواند به‌صورت جامع، به‌ویژه در سطح هر خانوار، اندازه‌گیری شود و نسبت دادن ارزش پولی به آن‌ها با چالش‌های جدی همراه است.&amp;lt;ref&amp;gt;OECD (2013), OECD Guidelines for Micro Statistics on Household Wealth, OECD Publishing, Paris, https://doi.org/10.1787/9789264194878-en.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعاریف اقتصادی ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اقتصاد، ثروت معمولاً به‌عنوان ارزش فعلیِ تنزیل‌شده جریان مصرف آینده یک فرد تعریف می‌شود و توان بالقوه فرد مورد نظر را برای مصرف کالاها و خدمات در طول زمان نشان می‌دهد. تعیین این ارزش معمولاً با استفاده از قیمت‌های بازار انجام می‌شود؛ اما باید در نظر داشت این قیمت‌ها تحت تأثیر عوامل ذهنی، زمینه‌ای و سوگیری‌های رفتاری قرار دارند و همه ارزش‌ها در آن‌ها منعکس نمی‌شود. ارزش ثروت همچنین تابعی از شرایط زمانی و مکانی و قابلیت استفاده از سرمایه‌های مادی، انسانی و اطلاعاتی برای ایجاد ارزش است. به‌رغم چالش‌های نظری و عملی در اندازه‌گیری و کمی‌سازی ثروت، این مفهوم به‌عنوان شاخصی کلان اقتصادی کاربردی باقی می‌ماند و در چارچوب حساب‌های ملی، با تجمیع موجودی‌ها و جریان‌ها، قابل برآورد و تحلیل است.&amp;lt;ref&amp;gt;Kirk Hamilton, Cameron Hepburn, Wealth, Oxford Review of Economic Policy, Volume 30, Issue 1, SPRING 2014, Pages 1–20, https://doi.org/10.1093/oxrep/gru010&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اندازه‌گیری ثروت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برخی مطالعات، به‌ویژه در کشورهایی که داده‌های دقیق درآمد یا دارایی در دسترس نیست، از شاخص‌های ترکیبی ثروت استفاده می‌شود. شاخص ثروت با بهره‌گیری از داده‌هایی مانند مالکیت دارایی‌های بادوام، کیفیت مسکن و دسترسی به آب و خدمات بهداشتی، سطح زندگی بلندمدت خانوارها را به‌صورت نسبی برآورد می‌کند. این شاخص معمولاً با روش‌های آماری محاسبه شده و خانوارها را در طبقات مختلف ثروت دسته‌بندی می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;https://dhsprogram.com/topics/wealth-index/&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مفهوم تمرکز ثروت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طبق تعریف بانک جهانی، تمرکز ثروت فرآیندی است که در آن، تحت شرایط خاص، ثروت ایجاد شده می‌تواند در دست افراد یا نهادهای محدودی متمرکز شود. کسانی که دارای ثروت هستند، توانایی سرمایه‌گذاری در منابع و ساختارهای جدید ثروت را دارند یا می‌توانند از تجمع ثروت موجود بهره‌برداری کنند و در نتیجه، خود از ثروت بیشتری برخوردار می‌شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;Haddad, Cameron Nadim; Mahler, Daniel Gerszon; Diaz-Bonilla, Carolina; Hill, Ruth; Lakner, Christoph; Lara Ibarra, Gabriel.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
The World Bank’s New Inequality Indicator : The Number of Countries with High Inequality (English). Policy Research working paper ; no. WPS 10796; PROSPERITY Washington, D.C. : World Bank Group. http://documents.worldbank.org/curated/en/099549506102441825&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مفهوم توزیع در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفهوم و مصادیق توزیع را می‌توان در حوزه‌های مختلف از جمله اقتصاد، تکنولوژی، بازاریابی و موارد بسیار دیگر جستجو کرد. با این حال در این مطلب مفهوم اقتصادی آن مورد نظر است و از این نظر، طبق تعریف پل ساموئلسون، می‌توان توزیع را به‌صورت تقسیم کل تولید، درآمد یا ثروت میان افراد یا میان عوامل تولید (مانند نیروی کار، زمین و سرمایه) تعریف کرد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ضریب جینی، روشی برای اندازه‌گیری نابرابری در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضریب جینی (Gini Coefficient) (همان شاخص جینی) میزان انحراف توزیع درآمد (یا در برخی موارد، هزینه‌های مصرفی) میان افراد یا خانوارها در یک اقتصاد از توزیع کاملا برابر را اندازه‌گیری می‌کند. منحنی لورنز درصد تجمعی کل درآمد دریافت شده را در مقابل درصد تجمعی تعداد دریافت‌کنندگان، که از فقیرترین فرد یا خانوار شروع می‌شود، رسم می‌کند. شاخص جینی فاصله بین منحنی لورنز و خط فرضی برابری مطلق را اندازه‌گیری می‌کند و به‌صورت درصدی از حداکثر مساحت زیر خط بیان می‌شود. بنابراین، شاخص جینی برابر با صفر نشان‌دهنده برابری کامل و شاخص برابر با ۱۰۰ نشان‌دهنده نابرابری کامل است.&amp;lt;ref&amp;gt;https://databank.worldbank.org/metadataglossary/gender-statistics/series/SI.POV.GIN&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بانک جهانی در مطالعه‌ای که در سال 2024 منتشر شد، اعلام کرد شاخص کلیدی جدیدی برای اندازه‌گیری نابرابری در در داخل کشورها و هدایت فعالیت‌های خود به کار می‌برد، در شیوه محاسبه جدید، کشورهایی با نابرابری بالا با ضریب جینی بالای 40 معرفی می‌شوند. این شاخص جدید در چارچوب دیدگاه تازه بانک جهانی برای پایان دادن به فقر در سیاره‌ای قابل زیست معرفی شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;Haddad, Cameron Nadim; Mahler, Daniel Gerszon; Diaz-Bonilla, Carolina; Hill, Ruth; Lakner, Christoph; Lara Ibarra, Gabriel.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
The World Bank’s New Inequality Indicator : The Number of Countries with High Inequality (English). Policy Research working paper ; no. WPS 10796; PROSPERITY Washington, D.C. : World Bank Group. http://documents.worldbank.org/curated/en/099549506102441825&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تئوری‌های توزیع در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مکاتب اقتصادی مختلف شیوه توزیع منابع در اقتصاد را به روش‌های مختلف توضیح داده‌اند و بعضا برای توزیع عادلانه‌تر راهکارهایی ارائه داده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع کلاسیک&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع در نظریات مارکس&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع نئوکلاسیک&lt;br /&gt;
* مکتب توزیع&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع کلاسیک ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== توزیع ثروت از دید آدام اسمیت====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نظریه توزیع ثروت آدام اسمیت، پس از تحقق تولید سالانه ملی در مرحله‌ای از توسعه اقتصادی که در آن کار، سرمایه متراکم و زمین خصوصی هم‌زمان حضور دارند، ارزش پولی تولید به سه سهم اصلی دستمزد، سود و اجاره زمین تقسیم می‌شود. اسمیت توزیع را ادامه طبیعی نظریه تولید و ارزش می‌داند و آن را نه صرفا به‌عنوان یک ساز و کار فنی که در بستری نهادی و اجتماعی بررسی می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص118&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر اسمیت، دستمزد در کوتاه‌مدت تابع عرضه و تقاضای نیروی کار و قدرت چانه‌زنی است؛ قدرتی که معمولاً به نفع کارفرمایان عمل می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;Adam Smith, An Inquiry into the Nature and Causes of the Wealth of Nations, ed. Edwin Cannon The Modern Library, 1965, New York.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال، او معتقد است دستمزد نمی‌تواند به‌طور پایدار پایین‌تر از سطح معیشتی قرار گیرد، زیرا بقای کارگران و خانواده‌هایشان را تهدید می‌کند. در اقتصادهای در حال رشد، افزایش سرمایه و تقاضای کار می‌تواند دستمزدها را بالاتر از سطح معیشتی ببرد؛ امری که نه‌تنها به زیان جامعه نیست، بلکه با افزایش انگیزه و بهره‌وری نیروی کار، سطح زندگی و تولید ملی را نیز ارتقا می‌دهد. &amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص119&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سود در نظریه اسمیت حاصل پس‌انداز و تراکم سرمایه است و در مسیر پیشرفت اقتصادی نسبت به کاهش گرایش دارد؛ چون رقابت بین سرمایه‌داران تشدید می‌شود و هم‌زمان تقاضا برای نیروی کار افزایش می‌یابد. در مقابل، اجاره زمین سهم مالک از تولید ملی و نوعی مازاد است که پس از پرداخت دستمزد و سود باقی می‌ماند. اسمیت اجاره را نه عامل تعیین‌کننده قیمت، بلکه نتیجه افزایش قیمت‌ها می‌داند و آن را به‌ویژه در زمین‌های کشاورزی، حاصل موقعیت انحصاری و میزان تقاضا تلقی می‌کند. از این‌رو، در نگاه او توزیع ثروت بازتابی از روابط میان کار، سرمایه و مالکیت زمین در یک اقتصاد در حال تحول است.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص120&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====توزیع ثروت از دید دیوید ریکاردو====&lt;br /&gt;
دیوید ریکاردو در نظریات خود برخلاف آدام اسمیت، تمرکزش را نه روی تولید، که روی توزیع قرار داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-36/3773356-%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%BA%D8%AF%D8%BA%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D9%88&amp;lt;/ref&amp;gt;پیش از ریکاردو، اقتصاددانان عمدتا به روش‌های افزایش ثروت توجه داشتند و تحلیل توزیع درآمد میان طبقات اجتماعی کمتر مورد توجه بود. ریکاردو و پیروان او برای نخستین بار، مسئلهٔ توزیع ثروت را به‌طور منسجم بررسی و چگونگی تعیین بهره مالکانه، دستمزد و سود را در نظام سرمایه‌داری تحلیل کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص159&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ریکاردو جامعه اقتصادی را متشکل از سه طبقه می‌داند: سرمایه‌داران، کارگران و مالکان زمین. سرمایه‌داران با پس‌انداز و سرمایه‌گذاری، سود کسب می‌کنند و این فرآیند تا زمانی ادامه دارد که نرخ سود بالاتر از حداقل قابل قبول باشد. کارگران، به‌عنوان بزرگ‌ترین طبقه اجتماعی، با فروش نیروی کار خود دستمزد دریافت می‌کنند که در بلندمدت به سمت دستمزد حداقل معیشت میل می‌کند و مالکان زمین، از عرضه زمین بهره مالکانه دریافت می‌کنند. در نهایت با توجه به محدودیت زمین‌های مرغوب با توجه به افزایش جمعیت لازم است زمین‌های نامرغوب هم زیر کشت بروند و در نتیجه این کمیابی بهره مالکانه افزایش می‌یابد. این افزایش به زیان دو طبقه دیگر و تشدید تضادهای طبقاتی منجر می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص160&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تحلیل ریکاردو، سود شامل کل درآمد خالص صاحبان سرمایه است و در بلندمدت به سطح متعادلی میل می‌کند. با افزایش جمعیت، استفاده از زمین‌های نامرغوب و رشد بهرهٔ مالکانه، سهم باقی‌مانده برای دستمزد و سود کاهش می‌یابد و اقتصاد به حالت سکون می‌رسد. به‌طور خلاصه، ریکاردو معتقد بود که نظام سرمایه‌داری در بلندمدت با افزایش بهره مالکانه، کاهش سود و محدودیت زمین‌های حاصل‌خیز و مرغوب، به رکود اقتصادی و تشدید نابرابری‌های طبقاتی دچار خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص161&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====توزیع ثروت از دید جان استوارت میل====&lt;br /&gt;
جان استوارت میل در نظریه توزیع ثروت، بین قوانین تولید و قوانین توزیع تمایز قائل می‌شود. قوانین تولید از نوع طبیعی و مطلق هستند و مانند بازده نزولی کار و سرمایه، با اراده انسان تغییر نمی‌کنند. در مقابل، قوانین توزیع نسبی و اجتماعی‌اند و به نهادها، قراردادها و تصمیمات انسانی وابسته‌اند، بنابراین امکان اصلاح آن‌ها و تغییر توزیع ثروت وجود دارد. میل معتقد است که اگرچه تولید و توزیع به یکدیگر وابسته‌اند، از منظر عدالت اجتماعی، اصلاح توزیع اهمیت بیشتری دارد. او این موضوع را در کتاب «اصول اقتصاد سیاسی» خود به این شکل مطرح کرده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قوانین و شرایط تولید ثروت از نظر طبیعی قوانین مطلقی بوده و هیچ‌گونه ضابطه ارادی در آن وجود ندارد، ولی در مورد توزیع ثروت وضع به این منوال نیست، زیرا قوانین توزیع با نهادهای اجتماعی سروکار دارد. انسان به طور فردی یا جمعی می‌تواند هرطور که مایل باشد قوانین توزیع ثروت را تغییر دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;John Stuart Mill, Principles of Political Economy,. ed. W. J. Ashley, Longmans, Green, and Company, Inc., London, 1929&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او با الهام از افکار سوسیالیست‌های فرانسوی، نظام سرمایه‌داری را به دلیل مالکیت خصوصی زمین و ابزار تولید در توزیع درآمد ناعادلانه می‌داند، اما انحلال کامل آن را ضروری نمی‌داند و بر نقش دولت در بهبود عدالت تاکید می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص172&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از جمله پیشنهادهای اصلاحی میل، محدود کردن حقوق ارث و وضع مالیات بر ارث برای جلوگیری از تمرکز ثروت است. همچنین، او و پدرش، جیمز میل، پیشنهاد دادند که مالیات بر بهره مالکانه زمین می‌تواند منابع لازم برای سرمایه‌گذاری عمومی و مقابله با بیکاری و رکود را فراهم کند، زیرا این درآمد غیرمولد است و کمترین اثر منفی بر تولید دارد. الهام از نظریه ریکاردو و تجربه هنری جورج در آمریکا، نشان می‌دهد که چنین مالیاتی تأثیری بر تولید نخواهد داشت و به عدالت اقتصادی کمک می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص173&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میل بهبود دستمزد و رفاه کارگران را نیز از طریق کاهش مصرف لوکس سرمایه‌داران، سرمایه‌گذاری در تولید، حمایت از تعاونی‌ها و مشارکت سرمایه و کار امکان‌پذیر می‌داند. او توزیع ثروت را یک پدیده نسبی و اجتماعی می‌داند که با اصلاح نهادها و سیاست‌های اقتصادی می‌توان عدالت اجتماعی را ارتقا داد، دستمزدها و رفاه کارگران را افزایش داد و تمرکز ثروت را کاهش داد.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص174&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع در نظریات مارکس ===&lt;br /&gt;
کارل مارکس توزیع ثروت را پدیده‌ای اجتماعی و تاریخی می‌دانست که ریشه در شیوه تولید سرمایه‌داری دارد. به‌نظر او، ارزش کالاها بر اساس «زمان کار اجتماعا لازم» (Socially Necessary Labor) تعیین می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;Robert Freedman (ed.), Marx on Economics, Harcourt, Brace and World, Inc., New York, 1961, p. 33.&amp;lt;/ref&amp;gt; و نیروی کار تنها عاملی است که قادر به خلق ارزش جدید است. کارگران نیروی کار خود را در ازای دستمزدی می‌فروشند که معادل هزینهٔ معیشت آن‌هاست، نه کل ارزشی که تولید می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فرایند تولید سرمایه‌داری، کارگر در بخشی از روز کاری ارزشی معادل دستمزد خود ایجاد می‌کند و در بخش باقی‌مانده، ارزشی اضافی تولید می‌شود که «ارزش اضافی» نام دارد. این ارزش اضافی بدون پرداخت معادل آن به کارگر، توسط سرمایه‌دار تصاحب می‌شود و سود، بهره و بهرهٔ مالکانه از دل آن پدید می‌آیند. از این رو، مارکس نابرابری در توزیع درآمد و ثروت را نه نتیجهٔ بازار آزاد، بلکه پیامد ساختار مالکیت و روابط طبقاتی می‌دانست.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص196&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مارکس تأکید می‌کرد که افزایش بهره‌وری، پیشرفت فنی و استفاده از ماشین‌آلات، لزوماً به بهبود وضعیت کارگران منجر نمی‌شود، بلکه می‌تواند حجم ارزش اضافی و شدت استثمار را افزایش دهد. در نتیجه، توزیع ثروت در سرمایه‌داری به‌طور ساختاری به نفع طبقهٔ سرمایه‌دار و به زیان طبقهٔ کارگر شکل می‌گیرد و تنها با تغییر مناسبات مالکیت و شیوهٔ تولید می‌توان به توزیعی عادلانه‌تر دست یافت.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص197&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مکتب توزیع ===&lt;br /&gt;
مکتب توزیع، دوگانگی ایجاد شده بین مالکیت و کار را که در نظام سرمایه‌داری اتفاق می‌افتد نقد می‌کند. جدایی بین کار و مالکیت دارایی تولیدی (سرمایه مالی یا فیزیکی) که معمولا میل به انباشتن ثروت را از محدودیت‌های طبیعی آن در شرایطی که ثروت توسط کار فردی دیگر در تولید به‌دست می‌آید، آزاد می‌کند. هنگامی که مالکیت را از کار جدا می‌کنیم، با توجه به تمایل طبیعی انسان، جامعه‌ای ایجاد می‌کنیم که در آن ثروت دیگر به معنای داشتن هدفی به جز خود دیده نمی‌شود و نیازهای اقتصادی واقعی جامعه، تحت امر آزادی مطلق قرار می‌گیرد. این شرایط همچنین طبقه دائمی کارگران غیرمالک را ایجاد می‌کند و این موضوع به شکلی اجتناب‌ناپذیر تضاد طبقاتی را تشدید می‌کند. و چاره این سیستم مرتبط ساختن مجدد مالکلیت، کنترل و کار به هم تا بیشترین حد ممکن است.&amp;lt;ref&amp;gt;لارنز توبیاس، ترجمه شربتی وحید، حیدری محدثه، فراسوی کاپیتالیسم و سوسیالیسم، 1398، به نقل از استارک توماس، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص197&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wiki admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://majall.community/wiki/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9_%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA&amp;diff=37</id>
		<title>توزیع ثروت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://majall.community/wiki/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9_%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA&amp;diff=37"/>
		<updated>2025-12-29T12:09:36Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Wiki admin: /* تئوری توزیع در نظریات مارکس */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== مفهوم ثروت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثروت در منابع مختلف به شکل‌های متفاوتی تعریف می‌شود. به‌عنوان مثال، در سیستم حساب‌های ملی (SNA)، ثروت ساکنان یک اقتصاد به‌عنوان سطح دارایی‌ها و بدهی‌های آن اقتصاد در مقاطع زمانی مشخص تعریف می‌شود. با این حال، در برخی موارد، برداشت‌های گسترده‌تری از ثروت نیز اهمیت دارند. این برداشت‌ها فراتر از دارایی‌ها و بدهی‌ها به معنای متعارف آن‌ها رفته و انواع دیگری از منابعی را در نظر می‌گیرند که افراد ممکن است در اختیار داشته باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای مثال، دیدگاه رایج اقتصادی درباره ثروت می‌تواند با در نظر گرفتن سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی یا سرمایه فرهنگی گسترش پیدا کند. با این حال، ادغام تمام این مفاهیم دشوار است و علاوه بر این، ابعاد متنوع این انواع سرمایه به‌سختی می‌تواند به‌صورت جامع، به‌ویژه در سطح هر خانوار، اندازه‌گیری شود و نسبت دادن ارزش پولی به آن‌ها با چالش‌های جدی همراه است.&amp;lt;ref&amp;gt;OECD (2013), OECD Guidelines for Micro Statistics on Household Wealth, OECD Publishing, Paris, https://doi.org/10.1787/9789264194878-en.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعاریف اقتصادی ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اقتصاد، ثروت معمولاً به‌عنوان ارزش فعلیِ تنزیل‌شده جریان مصرف آینده یک فرد تعریف می‌شود و توان بالقوه فرد مورد نظر را برای مصرف کالاها و خدمات در طول زمان نشان می‌دهد. تعیین این ارزش معمولاً با استفاده از قیمت‌های بازار انجام می‌شود؛ اما باید در نظر داشت این قیمت‌ها تحت تأثیر عوامل ذهنی، زمینه‌ای و سوگیری‌های رفتاری قرار دارند و همه ارزش‌ها در آن‌ها منعکس نمی‌شود. ارزش ثروت همچنین تابعی از شرایط زمانی و مکانی و قابلیت استفاده از سرمایه‌های مادی، انسانی و اطلاعاتی برای ایجاد ارزش است. به‌رغم چالش‌های نظری و عملی در اندازه‌گیری و کمی‌سازی ثروت، این مفهوم به‌عنوان شاخصی کلان اقتصادی کاربردی باقی می‌ماند و در چارچوب حساب‌های ملی، با تجمیع موجودی‌ها و جریان‌ها، قابل برآورد و تحلیل است.&amp;lt;ref&amp;gt;Kirk Hamilton, Cameron Hepburn, Wealth, Oxford Review of Economic Policy, Volume 30, Issue 1, SPRING 2014, Pages 1–20, https://doi.org/10.1093/oxrep/gru010&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اندازه‌گیری ثروت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برخی مطالعات، به‌ویژه در کشورهایی که داده‌های دقیق درآمد یا دارایی در دسترس نیست، از شاخص‌های ترکیبی ثروت استفاده می‌شود. شاخص ثروت با بهره‌گیری از داده‌هایی مانند مالکیت دارایی‌های بادوام، کیفیت مسکن و دسترسی به آب و خدمات بهداشتی، سطح زندگی بلندمدت خانوارها را به‌صورت نسبی برآورد می‌کند. این شاخص معمولاً با روش‌های آماری محاسبه شده و خانوارها را در طبقات مختلف ثروت دسته‌بندی می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;https://dhsprogram.com/topics/wealth-index/&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مفهوم تمرکز ثروت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طبق تعریف بانک جهانی، تمرکز ثروت فرآیندی است که در آن، تحت شرایط خاص، ثروت ایجاد شده می‌تواند در دست افراد یا نهادهای محدودی متمرکز شود. کسانی که دارای ثروت هستند، توانایی سرمایه‌گذاری در منابع و ساختارهای جدید ثروت را دارند یا می‌توانند از تجمع ثروت موجود بهره‌برداری کنند و در نتیجه، خود از ثروت بیشتری برخوردار می‌شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;Haddad, Cameron Nadim; Mahler, Daniel Gerszon; Diaz-Bonilla, Carolina; Hill, Ruth; Lakner, Christoph; Lara Ibarra, Gabriel.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
The World Bank’s New Inequality Indicator : The Number of Countries with High Inequality (English). Policy Research working paper ; no. WPS 10796; PROSPERITY Washington, D.C. : World Bank Group. http://documents.worldbank.org/curated/en/099549506102441825&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مفهوم توزیع در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفهوم و مصادیق توزیع را می‌توان در حوزه‌های مختلف از جمله اقتصاد، تکنولوژی، بازاریابی و موارد بسیار دیگر جستجو کرد. با این حال در این مطلب مفهوم اقتصادی آن مورد نظر است و از این نظر، طبق تعریف پل ساموئلسون، می‌توان توزیع را به‌صورت تقسیم کل تولید، درآمد یا ثروت میان افراد یا میان عوامل تولید (مانند نیروی کار، زمین و سرمایه) تعریف کرد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ضریب جینی، روشی برای اندازه‌گیری نابرابری در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضریب جینی (Gini Coefficient) (همان شاخص جینی) میزان انحراف توزیع درآمد (یا در برخی موارد، هزینه‌های مصرفی) میان افراد یا خانوارها در یک اقتصاد از توزیع کاملا برابر را اندازه‌گیری می‌کند. منحنی لورنز درصد تجمعی کل درآمد دریافت شده را در مقابل درصد تجمعی تعداد دریافت‌کنندگان، که از فقیرترین فرد یا خانوار شروع می‌شود، رسم می‌کند. شاخص جینی فاصله بین منحنی لورنز و خط فرضی برابری مطلق را اندازه‌گیری می‌کند و به‌صورت درصدی از حداکثر مساحت زیر خط بیان می‌شود. بنابراین، شاخص جینی برابر با صفر نشان‌دهنده برابری کامل و شاخص برابر با ۱۰۰ نشان‌دهنده نابرابری کامل است.&amp;lt;ref&amp;gt;https://databank.worldbank.org/metadataglossary/gender-statistics/series/SI.POV.GIN&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بانک جهانی در مطالعه‌ای که در سال 2024 منتشر شد، اعلام کرد شاخص کلیدی جدیدی برای اندازه‌گیری نابرابری در در داخل کشورها و هدایت فعالیت‌های خود به کار می‌برد، در شیوه محاسبه جدید، کشورهایی با نابرابری بالا با ضریب جینی بالای 40 معرفی می‌شوند. این شاخص جدید در چارچوب دیدگاه تازه بانک جهانی برای پایان دادن به فقر در سیاره‌ای قابل زیست معرفی شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;Haddad, Cameron Nadim; Mahler, Daniel Gerszon; Diaz-Bonilla, Carolina; Hill, Ruth; Lakner, Christoph; Lara Ibarra, Gabriel.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
The World Bank’s New Inequality Indicator : The Number of Countries with High Inequality (English). Policy Research working paper ; no. WPS 10796; PROSPERITY Washington, D.C. : World Bank Group. http://documents.worldbank.org/curated/en/099549506102441825&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تئوری‌های توزیع در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مکاتب اقتصادی مختلف شیوه توزیع منابع در اقتصاد را به روش‌های مختلف توضیح داده‌اند و بعضا برای توزیع عادلانه‌تر راهکارهایی ارائه داده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع کلاسیک&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع در نظریات مارکس&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع نئوکلاسیک&lt;br /&gt;
* مکتب توزیع&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع کلاسیک ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== توزیع ثروت از دید آدام اسمیت====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نظریه توزیع ثروت آدام اسمیت، پس از تحقق تولید سالانه ملی در مرحله‌ای از توسعه اقتصادی که در آن کار، سرمایه متراکم و زمین خصوصی هم‌زمان حضور دارند، ارزش پولی تولید به سه سهم اصلی دستمزد، سود و اجاره زمین تقسیم می‌شود. اسمیت توزیع را ادامه طبیعی نظریه تولید و ارزش می‌داند و آن را نه صرفا به‌عنوان یک ساز و کار فنی که در بستری نهادی و اجتماعی بررسی می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص118&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر اسمیت، دستمزد در کوتاه‌مدت تابع عرضه و تقاضای نیروی کار و قدرت چانه‌زنی است؛ قدرتی که معمولاً به نفع کارفرمایان عمل می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;Adam Smith, An Inquiry into the Nature and Causes of the Wealth of Nations, ed. Edwin Cannon The Modern Library, 1965, New York.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال، او معتقد است دستمزد نمی‌تواند به‌طور پایدار پایین‌تر از سطح معیشتی قرار گیرد، زیرا بقای کارگران و خانواده‌هایشان را تهدید می‌کند. در اقتصادهای در حال رشد، افزایش سرمایه و تقاضای کار می‌تواند دستمزدها را بالاتر از سطح معیشتی ببرد؛ امری که نه‌تنها به زیان جامعه نیست، بلکه با افزایش انگیزه و بهره‌وری نیروی کار، سطح زندگی و تولید ملی را نیز ارتقا می‌دهد. &amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص119&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سود در نظریه اسمیت حاصل پس‌انداز و تراکم سرمایه است و در مسیر پیشرفت اقتصادی نسبت به کاهش گرایش دارد؛ چون رقابت بین سرمایه‌داران تشدید می‌شود و هم‌زمان تقاضا برای نیروی کار افزایش می‌یابد. در مقابل، اجاره زمین سهم مالک از تولید ملی و نوعی مازاد است که پس از پرداخت دستمزد و سود باقی می‌ماند. اسمیت اجاره را نه عامل تعیین‌کننده قیمت، بلکه نتیجه افزایش قیمت‌ها می‌داند و آن را به‌ویژه در زمین‌های کشاورزی، حاصل موقعیت انحصاری و میزان تقاضا تلقی می‌کند. از این‌رو، در نگاه او توزیع ثروت بازتابی از روابط میان کار، سرمایه و مالکیت زمین در یک اقتصاد در حال تحول است.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص120&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====توزیع ثروت از دید دیوید ریکاردو====&lt;br /&gt;
دیوید ریکاردو در نظریات خود برخلاف آدام اسمیت، تمرکزش را نه روی تولید، که روی توزیع قرار داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-36/3773356-%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%BA%D8%AF%D8%BA%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D9%88&amp;lt;/ref&amp;gt;پیش از ریکاردو، اقتصاددانان عمدتا به روش‌های افزایش ثروت توجه داشتند و تحلیل توزیع درآمد میان طبقات اجتماعی کمتر مورد توجه بود. ریکاردو و پیروان او برای نخستین بار، مسئلهٔ توزیع ثروت را به‌طور منسجم بررسی و چگونگی تعیین بهره مالکانه، دستمزد و سود را در نظام سرمایه‌داری تحلیل کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص159&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ریکاردو جامعه اقتصادی را متشکل از سه طبقه می‌داند: سرمایه‌داران، کارگران و مالکان زمین. سرمایه‌داران با پس‌انداز و سرمایه‌گذاری، سود کسب می‌کنند و این فرآیند تا زمانی ادامه دارد که نرخ سود بالاتر از حداقل قابل قبول باشد. کارگران، به‌عنوان بزرگ‌ترین طبقه اجتماعی، با فروش نیروی کار خود دستمزد دریافت می‌کنند که در بلندمدت به سمت دستمزد حداقل معیشت میل می‌کند و مالکان زمین، از عرضه زمین بهره مالکانه دریافت می‌کنند. در نهایت با توجه به محدودیت زمین‌های مرغوب با توجه به افزایش جمعیت لازم است زمین‌های نامرغوب هم زیر کشت بروند و در نتیجه این کمیابی بهره مالکانه افزایش می‌یابد. این افزایش به زیان دو طبقه دیگر و تشدید تضادهای طبقاتی منجر می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص160&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تحلیل ریکاردو، سود شامل کل درآمد خالص صاحبان سرمایه است و در بلندمدت به سطح متعادلی میل می‌کند. با افزایش جمعیت، استفاده از زمین‌های نامرغوب و رشد بهرهٔ مالکانه، سهم باقی‌مانده برای دستمزد و سود کاهش می‌یابد و اقتصاد به حالت سکون می‌رسد. به‌طور خلاصه، ریکاردو معتقد بود که نظام سرمایه‌داری در بلندمدت با افزایش بهره مالکانه، کاهش سود و محدودیت زمین‌های حاصل‌خیز و مرغوب، به رکود اقتصادی و تشدید نابرابری‌های طبقاتی دچار خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص161&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====توزیع ثروت از دید جان استوارت میل====&lt;br /&gt;
جان استوارت میل در نظریه توزیع ثروت، بین قوانین تولید و قوانین توزیع تمایز قائل می‌شود. قوانین تولید از نوع طبیعی و مطلق هستند و مانند بازده نزولی کار و سرمایه، با اراده انسان تغییر نمی‌کنند. در مقابل، قوانین توزیع نسبی و اجتماعی‌اند و به نهادها، قراردادها و تصمیمات انسانی وابسته‌اند، بنابراین امکان اصلاح آن‌ها و تغییر توزیع ثروت وجود دارد. میل معتقد است که اگرچه تولید و توزیع به یکدیگر وابسته‌اند، از منظر عدالت اجتماعی، اصلاح توزیع اهمیت بیشتری دارد. او این موضوع را در کتاب «اصول اقتصاد سیاسی» خود به این شکل مطرح کرده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قوانین و شرایط تولید ثروت از نظر طبیعی قوانین مطلقی بوده و هیچ‌گونه ضابطه ارادی در آن وجود ندارد، ولی در مورد توزیع ثروت وضع به این منوال نیست، زیرا قوانین توزیع با نهادهای اجتماعی سروکار دارد. انسان به طور فردی یا جمعی می‌تواند هرطور که مایل باشد قوانین توزیع ثروت را تغییر دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;John Stuart Mill, Principles of Political Economy,. ed. W. J. Ashley, Longmans, Green, and Company, Inc., London, 1929&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او با الهام از افکار سوسیالیست‌های فرانسوی، نظام سرمایه‌داری را به دلیل مالکیت خصوصی زمین و ابزار تولید در توزیع درآمد ناعادلانه می‌داند، اما انحلال کامل آن را ضروری نمی‌داند و بر نقش دولت در بهبود عدالت تاکید می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص172&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از جمله پیشنهادهای اصلاحی میل، محدود کردن حقوق ارث و وضع مالیات بر ارث برای جلوگیری از تمرکز ثروت است. همچنین، او و پدرش، جیمز میل، پیشنهاد دادند که مالیات بر بهره مالکانه زمین می‌تواند منابع لازم برای سرمایه‌گذاری عمومی و مقابله با بیکاری و رکود را فراهم کند، زیرا این درآمد غیرمولد است و کمترین اثر منفی بر تولید دارد. الهام از نظریه ریکاردو و تجربه هنری جورج در آمریکا، نشان می‌دهد که چنین مالیاتی تأثیری بر تولید نخواهد داشت و به عدالت اقتصادی کمک می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص173&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میل بهبود دستمزد و رفاه کارگران را نیز از طریق کاهش مصرف لوکس سرمایه‌داران، سرمایه‌گذاری در تولید، حمایت از تعاونی‌ها و مشارکت سرمایه و کار امکان‌پذیر می‌داند. او توزیع ثروت را یک پدیده نسبی و اجتماعی می‌داند که با اصلاح نهادها و سیاست‌های اقتصادی می‌توان عدالت اجتماعی را ارتقا داد، دستمزدها و رفاه کارگران را افزایش داد و تمرکز ثروت را کاهش داد.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص174&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع در نظریات مارکس ===&lt;br /&gt;
کارل مارکس توزیع ثروت را پدیده‌ای اجتماعی و تاریخی می‌دانست که ریشه در شیوه تولید سرمایه‌داری دارد. به‌نظر او، ارزش کالاها بر اساس «زمان کار اجتماعا لازم» (Socially Necessary Labor) تعیین می‌شود&amp;lt;ref&amp;gt;Robert Freedman (ed.), Marx on Economics, Harcourt, Brace and World, Inc., New York, 1961, p. 33.&amp;lt;/ref&amp;gt; و نیروی کار تنها عاملی است که قادر به خلق ارزش جدید است. کارگران نیروی کار خود را در ازای دستمزدی می‌فروشند که معادل هزینهٔ معیشت آن‌هاست، نه کل ارزشی که تولید می‌کنند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در فرایند تولید سرمایه‌داری، کارگر در بخشی از روز کاری ارزشی معادل دستمزد خود ایجاد می‌کند و در بخش باقی‌مانده، ارزشی اضافی تولید می‌شود که «ارزش اضافی» نام دارد. این ارزش اضافی بدون پرداخت معادل آن به کارگر، توسط سرمایه‌دار تصاحب می‌شود و سود، بهره و بهرهٔ مالکانه از دل آن پدید می‌آیند. از این رو، مارکس نابرابری در توزیع درآمد و ثروت را نه نتیجهٔ بازار آزاد، بلکه پیامد ساختار مالکیت و روابط طبقاتی می‌دانست.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص196&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مارکس تأکید می‌کرد که افزایش بهره‌وری، پیشرفت فنی و استفاده از ماشین‌آلات، لزوماً به بهبود وضعیت کارگران منجر نمی‌شود، بلکه می‌تواند حجم ارزش اضافی و شدت استثمار را افزایش دهد. در نتیجه، توزیع ثروت در سرمایه‌داری به‌طور ساختاری به نفع طبقهٔ سرمایه‌دار و به زیان طبقهٔ کارگر شکل می‌گیرد و تنها با تغییر مناسبات مالکیت و شیوهٔ تولید می‌توان به توزیعی عادلانه‌تر دست یافت.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص197&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع نئوکلاسیک ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مکتب توزیع ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wiki admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://majall.community/wiki/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9_%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA&amp;diff=36</id>
		<title>توزیع ثروت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://majall.community/wiki/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9_%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA&amp;diff=36"/>
		<updated>2025-12-28T13:05:21Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Wiki admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== مفهوم ثروت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثروت در منابع مختلف به شکل‌های متفاوتی تعریف می‌شود. به‌عنوان مثال، در سیستم حساب‌های ملی (SNA)، ثروت ساکنان یک اقتصاد به‌عنوان سطح دارایی‌ها و بدهی‌های آن اقتصاد در مقاطع زمانی مشخص تعریف می‌شود. با این حال، در برخی موارد، برداشت‌های گسترده‌تری از ثروت نیز اهمیت دارند. این برداشت‌ها فراتر از دارایی‌ها و بدهی‌ها به معنای متعارف آن‌ها رفته و انواع دیگری از منابعی را در نظر می‌گیرند که افراد ممکن است در اختیار داشته باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای مثال، دیدگاه رایج اقتصادی درباره ثروت می‌تواند با در نظر گرفتن سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی یا سرمایه فرهنگی گسترش پیدا کند. با این حال، ادغام تمام این مفاهیم دشوار است و علاوه بر این، ابعاد متنوع این انواع سرمایه به‌سختی می‌تواند به‌صورت جامع، به‌ویژه در سطح هر خانوار، اندازه‌گیری شود و نسبت دادن ارزش پولی به آن‌ها با چالش‌های جدی همراه است.&amp;lt;ref&amp;gt;OECD (2013), OECD Guidelines for Micro Statistics on Household Wealth, OECD Publishing, Paris, https://doi.org/10.1787/9789264194878-en.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعاریف اقتصادی ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اقتصاد، ثروت معمولاً به‌عنوان ارزش فعلیِ تنزیل‌شده جریان مصرف آینده یک فرد تعریف می‌شود و توان بالقوه فرد مورد نظر را برای مصرف کالاها و خدمات در طول زمان نشان می‌دهد. تعیین این ارزش معمولاً با استفاده از قیمت‌های بازار انجام می‌شود؛ اما باید در نظر داشت این قیمت‌ها تحت تأثیر عوامل ذهنی، زمینه‌ای و سوگیری‌های رفتاری قرار دارند و همه ارزش‌ها در آن‌ها منعکس نمی‌شود. ارزش ثروت همچنین تابعی از شرایط زمانی و مکانی و قابلیت استفاده از سرمایه‌های مادی، انسانی و اطلاعاتی برای ایجاد ارزش است. به‌رغم چالش‌های نظری و عملی در اندازه‌گیری و کمی‌سازی ثروت، این مفهوم به‌عنوان شاخصی کلان اقتصادی کاربردی باقی می‌ماند و در چارچوب حساب‌های ملی، با تجمیع موجودی‌ها و جریان‌ها، قابل برآورد و تحلیل است.&amp;lt;ref&amp;gt;Kirk Hamilton, Cameron Hepburn, Wealth, Oxford Review of Economic Policy, Volume 30, Issue 1, SPRING 2014, Pages 1–20, https://doi.org/10.1093/oxrep/gru010&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اندازه‌گیری ثروت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برخی مطالعات، به‌ویژه در کشورهایی که داده‌های دقیق درآمد یا دارایی در دسترس نیست، از شاخص‌های ترکیبی ثروت استفاده می‌شود. شاخص ثروت با بهره‌گیری از داده‌هایی مانند مالکیت دارایی‌های بادوام، کیفیت مسکن و دسترسی به آب و خدمات بهداشتی، سطح زندگی بلندمدت خانوارها را به‌صورت نسبی برآورد می‌کند. این شاخص معمولاً با روش‌های آماری محاسبه شده و خانوارها را در طبقات مختلف ثروت دسته‌بندی می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;https://dhsprogram.com/topics/wealth-index/&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مفهوم تمرکز ثروت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طبق تعریف بانک جهانی، تمرکز ثروت فرآیندی است که در آن، تحت شرایط خاص، ثروت ایجاد شده می‌تواند در دست افراد یا نهادهای محدودی متمرکز شود. کسانی که دارای ثروت هستند، توانایی سرمایه‌گذاری در منابع و ساختارهای جدید ثروت را دارند یا می‌توانند از تجمع ثروت موجود بهره‌برداری کنند و در نتیجه، خود از ثروت بیشتری برخوردار می‌شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;Haddad, Cameron Nadim; Mahler, Daniel Gerszon; Diaz-Bonilla, Carolina; Hill, Ruth; Lakner, Christoph; Lara Ibarra, Gabriel.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
The World Bank’s New Inequality Indicator : The Number of Countries with High Inequality (English). Policy Research working paper ; no. WPS 10796; PROSPERITY Washington, D.C. : World Bank Group. http://documents.worldbank.org/curated/en/099549506102441825&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مفهوم توزیع در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفهوم و مصادیق توزیع را می‌توان در حوزه‌های مختلف از جمله اقتصاد، تکنولوژی، بازاریابی و موارد بسیار دیگر جستجو کرد. با این حال در این مطلب مفهوم اقتصادی آن مورد نظر است و از این نظر، طبق تعریف پل ساموئلسون، می‌توان توزیع را به‌صورت تقسیم کل تولید، درآمد یا ثروت میان افراد یا میان عوامل تولید (مانند نیروی کار، زمین و سرمایه) تعریف کرد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ضریب جینی، روشی برای اندازه‌گیری نابرابری در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضریب جینی (Gini Coefficient) (همان شاخص جینی) میزان انحراف توزیع درآمد (یا در برخی موارد، هزینه‌های مصرفی) میان افراد یا خانوارها در یک اقتصاد از توزیع کاملا برابر را اندازه‌گیری می‌کند. منحنی لورنز درصد تجمعی کل درآمد دریافت شده را در مقابل درصد تجمعی تعداد دریافت‌کنندگان، که از فقیرترین فرد یا خانوار شروع می‌شود، رسم می‌کند. شاخص جینی فاصله بین منحنی لورنز و خط فرضی برابری مطلق را اندازه‌گیری می‌کند و به‌صورت درصدی از حداکثر مساحت زیر خط بیان می‌شود. بنابراین، شاخص جینی برابر با صفر نشان‌دهنده برابری کامل و شاخص برابر با ۱۰۰ نشان‌دهنده نابرابری کامل است.&amp;lt;ref&amp;gt;https://databank.worldbank.org/metadataglossary/gender-statistics/series/SI.POV.GIN&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بانک جهانی در مطالعه‌ای که در سال 2024 منتشر شد، اعلام کرد شاخص کلیدی جدیدی برای اندازه‌گیری نابرابری در در داخل کشورها و هدایت فعالیت‌های خود به کار می‌برد، در شیوه محاسبه جدید، کشورهایی با نابرابری بالا با ضریب جینی بالای 40 معرفی می‌شوند. این شاخص جدید در چارچوب دیدگاه تازه بانک جهانی برای پایان دادن به فقر در سیاره‌ای قابل زیست معرفی شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;Haddad, Cameron Nadim; Mahler, Daniel Gerszon; Diaz-Bonilla, Carolina; Hill, Ruth; Lakner, Christoph; Lara Ibarra, Gabriel.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
The World Bank’s New Inequality Indicator : The Number of Countries with High Inequality (English). Policy Research working paper ; no. WPS 10796; PROSPERITY Washington, D.C. : World Bank Group. http://documents.worldbank.org/curated/en/099549506102441825&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تئوری‌های توزیع در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مکاتب اقتصادی مختلف شیوه توزیع منابع در اقتصاد را به روش‌های مختلف توضیح داده‌اند و بعضا برای توزیع عادلانه‌تر راهکارهایی ارائه داده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع کلاسیک&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع در نظریات مارکس&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع نئوکلاسیک&lt;br /&gt;
* مکتب توزیع&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع کلاسیک ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== توزیع ثروت از دید آدام اسمیت====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نظریه توزیع ثروت آدام اسمیت، پس از تحقق تولید سالانه ملی در مرحله‌ای از توسعه اقتصادی که در آن کار، سرمایه متراکم و زمین خصوصی هم‌زمان حضور دارند، ارزش پولی تولید به سه سهم اصلی دستمزد، سود و اجاره زمین تقسیم می‌شود. اسمیت توزیع را ادامه طبیعی نظریه تولید و ارزش می‌داند و آن را نه صرفا به‌عنوان یک ساز و کار فنی که در بستری نهادی و اجتماعی بررسی می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص118&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر اسمیت، دستمزد در کوتاه‌مدت تابع عرضه و تقاضای نیروی کار و قدرت چانه‌زنی است؛ قدرتی که معمولاً به نفع کارفرمایان عمل می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;Adam Smith, An Inquiry into the Nature and Causes of the Wealth of Nations, ed. Edwin Cannon The Modern Library, 1965, New York.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال، او معتقد است دستمزد نمی‌تواند به‌طور پایدار پایین‌تر از سطح معیشتی قرار گیرد، زیرا بقای کارگران و خانواده‌هایشان را تهدید می‌کند. در اقتصادهای در حال رشد، افزایش سرمایه و تقاضای کار می‌تواند دستمزدها را بالاتر از سطح معیشتی ببرد؛ امری که نه‌تنها به زیان جامعه نیست، بلکه با افزایش انگیزه و بهره‌وری نیروی کار، سطح زندگی و تولید ملی را نیز ارتقا می‌دهد. &amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص119&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سود در نظریه اسمیت حاصل پس‌انداز و تراکم سرمایه است و در مسیر پیشرفت اقتصادی نسبت به کاهش گرایش دارد؛ چون رقابت بین سرمایه‌داران تشدید می‌شود و هم‌زمان تقاضا برای نیروی کار افزایش می‌یابد. در مقابل، اجاره زمین سهم مالک از تولید ملی و نوعی مازاد است که پس از پرداخت دستمزد و سود باقی می‌ماند. اسمیت اجاره را نه عامل تعیین‌کننده قیمت، بلکه نتیجه افزایش قیمت‌ها می‌داند و آن را به‌ویژه در زمین‌های کشاورزی، حاصل موقعیت انحصاری و میزان تقاضا تلقی می‌کند. از این‌رو، در نگاه او توزیع ثروت بازتابی از روابط میان کار، سرمایه و مالکیت زمین در یک اقتصاد در حال تحول است.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص120&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====توزیع ثروت از دید دیوید ریکاردو====&lt;br /&gt;
دیوید ریکاردو در نظریات خود برخلاف آدام اسمیت، تمرکزش را نه روی تولید، که روی توزیع قرار داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-36/3773356-%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%BA%D8%AF%D8%BA%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D9%88&amp;lt;/ref&amp;gt;پیش از ریکاردو، اقتصاددانان عمدتا به روش‌های افزایش ثروت توجه داشتند و تحلیل توزیع درآمد میان طبقات اجتماعی کمتر مورد توجه بود. ریکاردو و پیروان او برای نخستین بار، مسئلهٔ توزیع ثروت را به‌طور منسجم بررسی و چگونگی تعیین بهره مالکانه، دستمزد و سود را در نظام سرمایه‌داری تحلیل کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص159&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ریکاردو جامعه اقتصادی را متشکل از سه طبقه می‌داند: سرمایه‌داران، کارگران و مالکان زمین. سرمایه‌داران با پس‌انداز و سرمایه‌گذاری، سود کسب می‌کنند و این فرآیند تا زمانی ادامه دارد که نرخ سود بالاتر از حداقل قابل قبول باشد. کارگران، به‌عنوان بزرگ‌ترین طبقه اجتماعی، با فروش نیروی کار خود دستمزد دریافت می‌کنند که در بلندمدت به سمت دستمزد حداقل معیشت میل می‌کند و مالکان زمین، از عرضه زمین بهره مالکانه دریافت می‌کنند. در نهایت با توجه به محدودیت زمین‌های مرغوب با توجه به افزایش جمعیت لازم است زمین‌های نامرغوب هم زیر کشت بروند و در نتیجه این کمیابی بهره مالکانه افزایش می‌یابد. این افزایش به زیان دو طبقه دیگر و تشدید تضادهای طبقاتی منجر می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص160&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تحلیل ریکاردو، سود شامل کل درآمد خالص صاحبان سرمایه است و در بلندمدت به سطح متعادلی میل می‌کند. با افزایش جمعیت، استفاده از زمین‌های نامرغوب و رشد بهرهٔ مالکانه، سهم باقی‌مانده برای دستمزد و سود کاهش می‌یابد و اقتصاد به حالت سکون می‌رسد. به‌طور خلاصه، ریکاردو معتقد بود که نظام سرمایه‌داری در بلندمدت با افزایش بهره مالکانه، کاهش سود و محدودیت زمین‌های حاصل‌خیز و مرغوب، به رکود اقتصادی و تشدید نابرابری‌های طبقاتی دچار خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص161&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====توزیع ثروت از دید جان استوارت میل====&lt;br /&gt;
جان استوارت میل در نظریه توزیع ثروت، بین قوانین تولید و قوانین توزیع تمایز قائل می‌شود. قوانین تولید از نوع طبیعی و مطلق هستند و مانند بازده نزولی کار و سرمایه، با اراده انسان تغییر نمی‌کنند. در مقابل، قوانین توزیع نسبی و اجتماعی‌اند و به نهادها، قراردادها و تصمیمات انسانی وابسته‌اند، بنابراین امکان اصلاح آن‌ها و تغییر توزیع ثروت وجود دارد. میل معتقد است که اگرچه تولید و توزیع به یکدیگر وابسته‌اند، از منظر عدالت اجتماعی، اصلاح توزیع اهمیت بیشتری دارد. او این موضوع را در کتاب «اصول اقتصاد سیاسی» خود به این شکل مطرح کرده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قوانین و شرایط تولید ثروت از نظر طبیعی قوانین مطلقی بوده و هیچ‌گونه ضابطه ارادی در آن وجود ندارد، ولی در مورد توزیع ثروت وضع به این منوال نیست، زیرا قوانین توزیع با نهادهای اجتماعی سروکار دارد. انسان به طور فردی یا جمعی می‌تواند هرطور که مایل باشد قوانین توزیع ثروت را تغییر دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;John Stuart Mill, Principles of Political Economy,. ed. W. J. Ashley, Longmans, Green, and Company, Inc., London, 1929&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او با الهام از افکار سوسیالیست‌های فرانسوی، نظام سرمایه‌داری را به دلیل مالکیت خصوصی زمین و ابزار تولید در توزیع درآمد ناعادلانه می‌داند، اما انحلال کامل آن را ضروری نمی‌داند و بر نقش دولت در بهبود عدالت تاکید می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص172&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از جمله پیشنهادهای اصلاحی میل، محدود کردن حقوق ارث و وضع مالیات بر ارث برای جلوگیری از تمرکز ثروت است. همچنین، او و پدرش، جیمز میل، پیشنهاد دادند که مالیات بر بهره مالکانه زمین می‌تواند منابع لازم برای سرمایه‌گذاری عمومی و مقابله با بیکاری و رکود را فراهم کند، زیرا این درآمد غیرمولد است و کمترین اثر منفی بر تولید دارد. الهام از نظریه ریکاردو و تجربه هنری جورج در آمریکا، نشان می‌دهد که چنین مالیاتی تأثیری بر تولید نخواهد داشت و به عدالت اقتصادی کمک می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص173&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میل بهبود دستمزد و رفاه کارگران را نیز از طریق کاهش مصرف لوکس سرمایه‌داران، سرمایه‌گذاری در تولید، حمایت از تعاونی‌ها و مشارکت سرمایه و کار امکان‌پذیر می‌داند. او توزیع ثروت را یک پدیده نسبی و اجتماعی می‌داند که با اصلاح نهادها و سیاست‌های اقتصادی می‌توان عدالت اجتماعی را ارتقا داد، دستمزدها و رفاه کارگران را افزایش داد و تمرکز ثروت را کاهش داد.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص174&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع در نظریات مارکس ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع نئوکلاسیک ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مکتب توزیع ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wiki admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://majall.community/wiki/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9_%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA&amp;diff=35</id>
		<title>توزیع ثروت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://majall.community/wiki/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9_%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA&amp;diff=35"/>
		<updated>2025-12-28T13:03:39Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Wiki admin: /* توزیع ثروت از دید جان استوارت میل */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== مفهوم ثروت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثروت در منابع مختلف به شکل‌های متفاوتی تعریف می‌شود. به‌عنوان مثال، در سیستم حساب‌های ملی (SNA)، ثروت ساکنان یک اقتصاد به‌عنوان سطح دارایی‌ها و بدهی‌های آن اقتصاد در مقاطع زمانی مشخص تعریف می‌شود. با این حال، در برخی موارد، برداشت‌های گسترده‌تری از ثروت نیز اهمیت دارند. این برداشت‌ها فراتر از دارایی‌ها و بدهی‌ها به معنای متعارف آن‌ها رفته و انواع دیگری از منابعی را در نظر می‌گیرند که افراد ممکن است در اختیار داشته باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای مثال، دیدگاه رایج اقتصادی درباره ثروت می‌تواند با در نظر گرفتن سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی یا سرمایه فرهنگی گسترش پیدا کند. با این حال، ادغام تمام این مفاهیم دشوار است و علاوه بر این، ابعاد متنوع این انواع سرمایه به‌سختی می‌تواند به‌صورت جامع، به‌ویژه در سطح هر خانوار، اندازه‌گیری شود و نسبت دادن ارزش پولی به آن‌ها با چالش‌های جدی همراه است.&amp;lt;ref&amp;gt;OECD (2013), OECD Guidelines for Micro Statistics on Household Wealth, OECD Publishing, Paris, https://doi.org/10.1787/9789264194878-en.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعاریف اقتصادی ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اقتصاد، ثروت معمولاً به‌عنوان ارزش فعلیِ تنزیل‌شده جریان مصرف آینده یک فرد تعریف می‌شود و توان بالقوه فرد مورد نظر را برای مصرف کالاها و خدمات در طول زمان نشان می‌دهد. تعیین این ارزش معمولاً با استفاده از قیمت‌های بازار انجام می‌شود؛ اما باید در نظر داشت این قیمت‌ها تحت تأثیر عوامل ذهنی، زمینه‌ای و سوگیری‌های رفتاری قرار دارند و همه ارزش‌ها در آن‌ها منعکس نمی‌شود. ارزش ثروت همچنین تابعی از شرایط زمانی و مکانی و قابلیت استفاده از سرمایه‌های مادی، انسانی و اطلاعاتی برای ایجاد ارزش است. به‌رغم چالش‌های نظری و عملی در اندازه‌گیری و کمی‌سازی ثروت، این مفهوم به‌عنوان شاخصی کلان اقتصادی کاربردی باقی می‌ماند و در چارچوب حساب‌های ملی، با تجمیع موجودی‌ها و جریان‌ها، قابل برآورد و تحلیل است.&amp;lt;ref&amp;gt;Kirk Hamilton, Cameron Hepburn, Wealth, Oxford Review of Economic Policy, Volume 30, Issue 1, SPRING 2014, Pages 1–20, https://doi.org/10.1093/oxrep/gru010&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اندازه‌گیری ثروت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برخی مطالعات، به‌ویژه در کشورهایی که داده‌های دقیق درآمد یا دارایی در دسترس نیست، از شاخص‌های ترکیبی ثروت استفاده می‌شود. شاخص ثروت با بهره‌گیری از داده‌هایی مانند مالکیت دارایی‌های بادوام، کیفیت مسکن و دسترسی به آب و خدمات بهداشتی، سطح زندگی بلندمدت خانوارها را به‌صورت نسبی برآورد می‌کند. این شاخص معمولاً با روش‌های آماری محاسبه شده و خانوارها را در طبقات مختلف ثروت دسته‌بندی می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;https://dhsprogram.com/topics/wealth-index/&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مفهوم تمرکز ثروت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طبق تعریف بانک جهانی، تمرکز ثروت فرآیندی است که در آن، تحت شرایط خاص، ثروت ایجاد شده می‌تواند در دست افراد یا نهادهای محدودی متمرکز شود. کسانی که دارای ثروت هستند، توانایی سرمایه‌گذاری در منابع و ساختارهای جدید ثروت را دارند یا می‌توانند از تجمع ثروت موجود بهره‌برداری کنند و در نتیجه، خود از ثروت بیشتری برخوردار می‌شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;Haddad, Cameron Nadim; Mahler, Daniel Gerszon; Diaz-Bonilla, Carolina; Hill, Ruth; Lakner, Christoph; Lara Ibarra, Gabriel.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
The World Bank’s New Inequality Indicator : The Number of Countries with High Inequality (English). Policy Research working paper ; no. WPS 10796; PROSPERITY Washington, D.C. : World Bank Group. http://documents.worldbank.org/curated/en/099549506102441825&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مفهوم توزیع در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفهوم و مصادیق توزیع را می‌توان در حوزه‌های مختلف از جمله اقتصاد، تکنولوژی، بازاریابی و موارد بسیار دیگر جستجو کرد. با این حال در این مطلب مفهوم اقتصادی آن مورد نظر است و از این نظر، طبق تعریف پل ساموئلسون، می‌توان توزیع را به‌صورت تقسیم کل تولید، درآمد یا ثروت میان افراد یا میان عوامل تولید (مانند نیروی کار، زمین و سرمایه) تعریف کرد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ضریب جینی، روشی برای اندازه‌گیری نابرابری در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضریب جینی (Gini Coefficient) (همان شاخص جینی) میزان انحراف توزیع درآمد (یا در برخی موارد، هزینه‌های مصرفی) میان افراد یا خانوارها در یک اقتصاد از توزیع کاملا برابر را اندازه‌گیری می‌کند. منحنی لورنز درصد تجمعی کل درآمد دریافت شده را در مقابل درصد تجمعی تعداد دریافت‌کنندگان، که از فقیرترین فرد یا خانوار شروع می‌شود، رسم می‌کند. شاخص جینی فاصله بین منحنی لورنز و خط فرضی برابری مطلق را اندازه‌گیری می‌کند و به‌صورت درصدی از حداکثر مساحت زیر خط بیان می‌شود. بنابراین، شاخص جینی برابر با صفر نشان‌دهنده برابری کامل و شاخص برابر با ۱۰۰ نشان‌دهنده نابرابری کامل است.&amp;lt;ref&amp;gt;https://databank.worldbank.org/metadataglossary/gender-statistics/series/SI.POV.GIN&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بانک جهانی در مطالعه‌ای که در سال 2024 منتشر شد، اعلام کرد شاخص کلیدی جدیدی برای اندازه‌گیری نابرابری در در داخل کشورها و هدایت فعالیت‌های خود به کار می‌برد، در شیوه محاسبه جدید، کشورهایی با نابرابری بالا با ضریب جینی بالای 40 معرفی می‌شوند. این شاخص جدید در چارچوب دیدگاه تازه بانک جهانی برای پایان دادن به فقر در سیاره‌ای قابل زیست معرفی شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;Haddad, Cameron Nadim; Mahler, Daniel Gerszon; Diaz-Bonilla, Carolina; Hill, Ruth; Lakner, Christoph; Lara Ibarra, Gabriel.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
The World Bank’s New Inequality Indicator : The Number of Countries with High Inequality (English). Policy Research working paper ; no. WPS 10796; PROSPERITY Washington, D.C. : World Bank Group. http://documents.worldbank.org/curated/en/099549506102441825&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تئوری‌های توزیع در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مکاتب اقتصادی مختلف شیوه توزیع منابع در اقتصاد را به روش‌های مختلف توضیح داده‌اند و بعضا برای توزیع عادلانه‌تر راهکارهایی ارائه داده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع کلاسیک&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع در نظریات مارکس&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع نئوکلاسیک&lt;br /&gt;
* مکتب توزیع&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع کلاسیک ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== توزیع ثروت از دید آدام اسمیت====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نظریه توزیع ثروت آدام اسمیت، پس از تحقق تولید سالانه ملی در مرحله‌ای از توسعه اقتصادی که در آن کار، سرمایه متراکم و زمین خصوصی هم‌زمان حضور دارند، ارزش پولی تولید به سه سهم اصلی دستمزد، سود و اجاره زمین تقسیم می‌شود. اسمیت توزیع را ادامه طبیعی نظریه تولید و ارزش می‌داند و آن را نه صرفا به‌عنوان یک ساز و کار فنی که در بستری نهادی و اجتماعی بررسی می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص118&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر اسمیت، دستمزد در کوتاه‌مدت تابع عرضه و تقاضای نیروی کار و قدرت چانه‌زنی است؛ قدرتی که معمولاً به نفع کارفرمایان عمل می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;Adam Smith, An Inquiry into the Nature and Causes of the Wealth of Nations, ed. Edwin Cannon The Modern Library, 1965, New York.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال، او معتقد است دستمزد نمی‌تواند به‌طور پایدار پایین‌تر از سطح معیشتی قرار گیرد، زیرا بقای کارگران و خانواده‌هایشان را تهدید می‌کند. در اقتصادهای در حال رشد، افزایش سرمایه و تقاضای کار می‌تواند دستمزدها را بالاتر از سطح معیشتی ببرد؛ امری که نه‌تنها به زیان جامعه نیست، بلکه با افزایش انگیزه و بهره‌وری نیروی کار، سطح زندگی و تولید ملی را نیز ارتقا می‌دهد. &amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص119&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سود در نظریه اسمیت حاصل پس‌انداز و تراکم سرمایه است و در مسیر پیشرفت اقتصادی نسبت به کاهش گرایش دارد؛ چون رقابت بین سرمایه‌داران تشدید می‌شود و هم‌زمان تقاضا برای نیروی کار افزایش می‌یابد. در مقابل، اجاره زمین سهم مالک از تولید ملی و نوعی مازاد است که پس از پرداخت دستمزد و سود باقی می‌ماند. اسمیت اجاره را نه عامل تعیین‌کننده قیمت، بلکه نتیجه افزایش قیمت‌ها می‌داند و آن را به‌ویژه در زمین‌های کشاورزی، حاصل موقعیت انحصاری و میزان تقاضا تلقی می‌کند. از این‌رو، در نگاه او توزیع ثروت بازتابی از روابط میان کار، سرمایه و مالکیت زمین در یک اقتصاد در حال تحول است.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص120&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====توزیع ثروت از دید دیوید ریکاردو====&lt;br /&gt;
دیوید ریکاردو در نظریات خود برخلاف آدام اسمیت، تمرکزش را نه روی تولید، که روی توزیع قرار داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-36/3773356-%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%BA%D8%AF%D8%BA%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D9%88&amp;lt;/ref&amp;gt;پیش از ریکاردو، اقتصاددانان عمدتا به روش‌های افزایش ثروت توجه داشتند و تحلیل توزیع درآمد میان طبقات اجتماعی کمتر مورد توجه بود. ریکاردو و پیروان او برای نخستین بار، مسئلهٔ توزیع ثروت را به‌طور منسجم بررسی و چگونگی تعیین بهره مالکانه، دستمزد و سود را در نظام سرمایه‌داری تحلیل کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص159&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ریکاردو جامعه اقتصادی را متشکل از سه طبقه می‌داند: سرمایه‌داران، کارگران و مالکان زمین. سرمایه‌داران با پس‌انداز و سرمایه‌گذاری، سود کسب می‌کنند و این فرآیند تا زمانی ادامه دارد که نرخ سود بالاتر از حداقل قابل قبول باشد. کارگران، به‌عنوان بزرگ‌ترین طبقه اجتماعی، با فروش نیروی کار خود دستمزد دریافت می‌کنند که در بلندمدت به سمت دستمزد حداقل معیشت میل می‌کند و مالکان زمین، از عرضه زمین بهره مالکانه دریافت می‌کنند. در نهایت با توجه به محدودیت زمین‌های مرغوب با توجه به افزایش جمعیت لازم است زمین‌های نامرغوب هم زیر کشت بروند و در نتیجه این کمیابی بهره مالکانه افزایش می‌یابد. این افزایش به زیان دو طبقه دیگر و تشدید تضادهای طبقاتی منجر می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص160&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تحلیل ریکاردو، سود شامل کل درآمد خالص صاحبان سرمایه است و در بلندمدت به سطح متعادلی میل می‌کند. با افزایش جمعیت، استفاده از زمین‌های نامرغوب و رشد بهرهٔ مالکانه، سهم باقی‌مانده برای دستمزد و سود کاهش می‌یابد و اقتصاد به حالت سکون می‌رسد. به‌طور خلاصه، ریکاردو معتقد بود که نظام سرمایه‌داری در بلندمدت با افزایش بهره مالکانه، کاهش سود و محدودیت زمین‌های حاصل‌خیز و مرغوب، به رکود اقتصادی و تشدید نابرابری‌های طبقاتی دچار خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص161&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====توزیع ثروت از دید جان استوارت میل====&lt;br /&gt;
جان استوارت میل در نظریه توزیع ثروت، بین قوانین تولید و قوانین توزیع تمایز قائل می‌شود. قوانین تولید از نوع طبیعی و مطلق هستند و مانند بازده نزولی کار و سرمایه، با اراده انسان تغییر نمی‌کنند. در مقابل، قوانین توزیع نسبی و اجتماعی‌اند و به نهادها، قراردادها و تصمیمات انسانی وابسته‌اند، بنابراین امکان اصلاح آن‌ها و تغییر توزیع ثروت وجود دارد. میل معتقد است که اگرچه تولید و توزیع به یکدیگر وابسته‌اند، از منظر عدالت اجتماعی، اصلاح توزیع اهمیت بیشتری دارد. او این موضوع را در کتاب «اصول اقتصاد سیاسی» خود به این شکل مطرح کرده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قوانین و شرایط تولید ثروت از نظر طبیعی قوانین مطلقی بوده و هیچ‌گونه ضابطه ارادی در آن وجود ندارد، ولی در مورد توزیع ثروت وضع به این منوال نیست، زیرا قوانین توزیع با نهادهای اجتماعی سروکار دارد. انسان به طور فردی یا جمعی می‌تواند هرطور که مایل باشد قوانین توزیع ثروت را تغییر دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;John Stuart Mill, Principles of Political Economy,&amp;lt;/ref&amp;gt;. ed. W. J. Ashley, Longmans, Green, and Company, Inc., London, 1929&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او با الهام از افکار سوسیالیست‌های فرانسوی، نظام سرمایه‌داری را به دلیل مالکیت خصوصی زمین و ابزار تولید در توزیع درآمد ناعادلانه می‌داند، اما انحلال کامل آن را ضروری نمی‌داند و بر نقش دولت در بهبود عدالت تاکید می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص172&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از جمله پیشنهادهای اصلاحی میل، محدود کردن حقوق ارث و وضع مالیات بر ارث برای جلوگیری از تمرکز ثروت است. همچنین، او و پدرش، جیمز میل، پیشنهاد دادند که مالیات بر بهره مالکانه زمین می‌تواند منابع لازم برای سرمایه‌گذاری عمومی و مقابله با بیکاری و رکود را فراهم کند، زیرا این درآمد غیرمولد است و کمترین اثر منفی بر تولید دارد. الهام از نظریه ریکاردو و تجربه هنری جورج در آمریکا، نشان می‌دهد که چنین مالیاتی تأثیری بر تولید نخواهد داشت و به عدالت اقتصادی کمک می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص173&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میل بهبود دستمزد و رفاه کارگران را نیز از طریق کاهش مصرف لوکس سرمایه‌داران، سرمایه‌گذاری در تولید، حمایت از تعاونی‌ها و مشارکت سرمایه و کار امکان‌پذیر می‌داند. او توزیع ثروت را یک پدیده نسبی و اجتماعی می‌داند که با اصلاح نهادها و سیاست‌های اقتصادی می‌توان عدالت اجتماعی را ارتقا داد، دستمزدها و رفاه کارگران را افزایش داد و تمرکز ثروت را کاهش داد.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص174&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع در نظریات مارکس ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع نئوکلاسیک ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مکتب توزیع ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wiki admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://majall.community/wiki/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9_%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA&amp;diff=34</id>
		<title>توزیع ثروت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://majall.community/wiki/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9_%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA&amp;diff=34"/>
		<updated>2025-12-28T13:03:14Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Wiki admin: /* توزیع ثروت از دید جان استوارت میل */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== مفهوم ثروت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثروت در منابع مختلف به شکل‌های متفاوتی تعریف می‌شود. به‌عنوان مثال، در سیستم حساب‌های ملی (SNA)، ثروت ساکنان یک اقتصاد به‌عنوان سطح دارایی‌ها و بدهی‌های آن اقتصاد در مقاطع زمانی مشخص تعریف می‌شود. با این حال، در برخی موارد، برداشت‌های گسترده‌تری از ثروت نیز اهمیت دارند. این برداشت‌ها فراتر از دارایی‌ها و بدهی‌ها به معنای متعارف آن‌ها رفته و انواع دیگری از منابعی را در نظر می‌گیرند که افراد ممکن است در اختیار داشته باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای مثال، دیدگاه رایج اقتصادی درباره ثروت می‌تواند با در نظر گرفتن سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی یا سرمایه فرهنگی گسترش پیدا کند. با این حال، ادغام تمام این مفاهیم دشوار است و علاوه بر این، ابعاد متنوع این انواع سرمایه به‌سختی می‌تواند به‌صورت جامع، به‌ویژه در سطح هر خانوار، اندازه‌گیری شود و نسبت دادن ارزش پولی به آن‌ها با چالش‌های جدی همراه است.&amp;lt;ref&amp;gt;OECD (2013), OECD Guidelines for Micro Statistics on Household Wealth, OECD Publishing, Paris, https://doi.org/10.1787/9789264194878-en.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعاریف اقتصادی ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اقتصاد، ثروت معمولاً به‌عنوان ارزش فعلیِ تنزیل‌شده جریان مصرف آینده یک فرد تعریف می‌شود و توان بالقوه فرد مورد نظر را برای مصرف کالاها و خدمات در طول زمان نشان می‌دهد. تعیین این ارزش معمولاً با استفاده از قیمت‌های بازار انجام می‌شود؛ اما باید در نظر داشت این قیمت‌ها تحت تأثیر عوامل ذهنی، زمینه‌ای و سوگیری‌های رفتاری قرار دارند و همه ارزش‌ها در آن‌ها منعکس نمی‌شود. ارزش ثروت همچنین تابعی از شرایط زمانی و مکانی و قابلیت استفاده از سرمایه‌های مادی، انسانی و اطلاعاتی برای ایجاد ارزش است. به‌رغم چالش‌های نظری و عملی در اندازه‌گیری و کمی‌سازی ثروت، این مفهوم به‌عنوان شاخصی کلان اقتصادی کاربردی باقی می‌ماند و در چارچوب حساب‌های ملی، با تجمیع موجودی‌ها و جریان‌ها، قابل برآورد و تحلیل است.&amp;lt;ref&amp;gt;Kirk Hamilton, Cameron Hepburn, Wealth, Oxford Review of Economic Policy, Volume 30, Issue 1, SPRING 2014, Pages 1–20, https://doi.org/10.1093/oxrep/gru010&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اندازه‌گیری ثروت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برخی مطالعات، به‌ویژه در کشورهایی که داده‌های دقیق درآمد یا دارایی در دسترس نیست، از شاخص‌های ترکیبی ثروت استفاده می‌شود. شاخص ثروت با بهره‌گیری از داده‌هایی مانند مالکیت دارایی‌های بادوام، کیفیت مسکن و دسترسی به آب و خدمات بهداشتی، سطح زندگی بلندمدت خانوارها را به‌صورت نسبی برآورد می‌کند. این شاخص معمولاً با روش‌های آماری محاسبه شده و خانوارها را در طبقات مختلف ثروت دسته‌بندی می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;https://dhsprogram.com/topics/wealth-index/&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مفهوم تمرکز ثروت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طبق تعریف بانک جهانی، تمرکز ثروت فرآیندی است که در آن، تحت شرایط خاص، ثروت ایجاد شده می‌تواند در دست افراد یا نهادهای محدودی متمرکز شود. کسانی که دارای ثروت هستند، توانایی سرمایه‌گذاری در منابع و ساختارهای جدید ثروت را دارند یا می‌توانند از تجمع ثروت موجود بهره‌برداری کنند و در نتیجه، خود از ثروت بیشتری برخوردار می‌شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;Haddad, Cameron Nadim; Mahler, Daniel Gerszon; Diaz-Bonilla, Carolina; Hill, Ruth; Lakner, Christoph; Lara Ibarra, Gabriel.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
The World Bank’s New Inequality Indicator : The Number of Countries with High Inequality (English). Policy Research working paper ; no. WPS 10796; PROSPERITY Washington, D.C. : World Bank Group. http://documents.worldbank.org/curated/en/099549506102441825&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مفهوم توزیع در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفهوم و مصادیق توزیع را می‌توان در حوزه‌های مختلف از جمله اقتصاد، تکنولوژی، بازاریابی و موارد بسیار دیگر جستجو کرد. با این حال در این مطلب مفهوم اقتصادی آن مورد نظر است و از این نظر، طبق تعریف پل ساموئلسون، می‌توان توزیع را به‌صورت تقسیم کل تولید، درآمد یا ثروت میان افراد یا میان عوامل تولید (مانند نیروی کار، زمین و سرمایه) تعریف کرد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ضریب جینی، روشی برای اندازه‌گیری نابرابری در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضریب جینی (Gini Coefficient) (همان شاخص جینی) میزان انحراف توزیع درآمد (یا در برخی موارد، هزینه‌های مصرفی) میان افراد یا خانوارها در یک اقتصاد از توزیع کاملا برابر را اندازه‌گیری می‌کند. منحنی لورنز درصد تجمعی کل درآمد دریافت شده را در مقابل درصد تجمعی تعداد دریافت‌کنندگان، که از فقیرترین فرد یا خانوار شروع می‌شود، رسم می‌کند. شاخص جینی فاصله بین منحنی لورنز و خط فرضی برابری مطلق را اندازه‌گیری می‌کند و به‌صورت درصدی از حداکثر مساحت زیر خط بیان می‌شود. بنابراین، شاخص جینی برابر با صفر نشان‌دهنده برابری کامل و شاخص برابر با ۱۰۰ نشان‌دهنده نابرابری کامل است.&amp;lt;ref&amp;gt;https://databank.worldbank.org/metadataglossary/gender-statistics/series/SI.POV.GIN&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بانک جهانی در مطالعه‌ای که در سال 2024 منتشر شد، اعلام کرد شاخص کلیدی جدیدی برای اندازه‌گیری نابرابری در در داخل کشورها و هدایت فعالیت‌های خود به کار می‌برد، در شیوه محاسبه جدید، کشورهایی با نابرابری بالا با ضریب جینی بالای 40 معرفی می‌شوند. این شاخص جدید در چارچوب دیدگاه تازه بانک جهانی برای پایان دادن به فقر در سیاره‌ای قابل زیست معرفی شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;Haddad, Cameron Nadim; Mahler, Daniel Gerszon; Diaz-Bonilla, Carolina; Hill, Ruth; Lakner, Christoph; Lara Ibarra, Gabriel.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
The World Bank’s New Inequality Indicator : The Number of Countries with High Inequality (English). Policy Research working paper ; no. WPS 10796; PROSPERITY Washington, D.C. : World Bank Group. http://documents.worldbank.org/curated/en/099549506102441825&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تئوری‌های توزیع در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مکاتب اقتصادی مختلف شیوه توزیع منابع در اقتصاد را به روش‌های مختلف توضیح داده‌اند و بعضا برای توزیع عادلانه‌تر راهکارهایی ارائه داده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع کلاسیک&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع در نظریات مارکس&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع نئوکلاسیک&lt;br /&gt;
* مکتب توزیع&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع کلاسیک ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== توزیع ثروت از دید آدام اسمیت====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نظریه توزیع ثروت آدام اسمیت، پس از تحقق تولید سالانه ملی در مرحله‌ای از توسعه اقتصادی که در آن کار، سرمایه متراکم و زمین خصوصی هم‌زمان حضور دارند، ارزش پولی تولید به سه سهم اصلی دستمزد، سود و اجاره زمین تقسیم می‌شود. اسمیت توزیع را ادامه طبیعی نظریه تولید و ارزش می‌داند و آن را نه صرفا به‌عنوان یک ساز و کار فنی که در بستری نهادی و اجتماعی بررسی می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص118&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر اسمیت، دستمزد در کوتاه‌مدت تابع عرضه و تقاضای نیروی کار و قدرت چانه‌زنی است؛ قدرتی که معمولاً به نفع کارفرمایان عمل می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;Adam Smith, An Inquiry into the Nature and Causes of the Wealth of Nations, ed. Edwin Cannon The Modern Library, 1965, New York.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال، او معتقد است دستمزد نمی‌تواند به‌طور پایدار پایین‌تر از سطح معیشتی قرار گیرد، زیرا بقای کارگران و خانواده‌هایشان را تهدید می‌کند. در اقتصادهای در حال رشد، افزایش سرمایه و تقاضای کار می‌تواند دستمزدها را بالاتر از سطح معیشتی ببرد؛ امری که نه‌تنها به زیان جامعه نیست، بلکه با افزایش انگیزه و بهره‌وری نیروی کار، سطح زندگی و تولید ملی را نیز ارتقا می‌دهد. &amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص119&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سود در نظریه اسمیت حاصل پس‌انداز و تراکم سرمایه است و در مسیر پیشرفت اقتصادی نسبت به کاهش گرایش دارد؛ چون رقابت بین سرمایه‌داران تشدید می‌شود و هم‌زمان تقاضا برای نیروی کار افزایش می‌یابد. در مقابل، اجاره زمین سهم مالک از تولید ملی و نوعی مازاد است که پس از پرداخت دستمزد و سود باقی می‌ماند. اسمیت اجاره را نه عامل تعیین‌کننده قیمت، بلکه نتیجه افزایش قیمت‌ها می‌داند و آن را به‌ویژه در زمین‌های کشاورزی، حاصل موقعیت انحصاری و میزان تقاضا تلقی می‌کند. از این‌رو، در نگاه او توزیع ثروت بازتابی از روابط میان کار، سرمایه و مالکیت زمین در یک اقتصاد در حال تحول است.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص120&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====توزیع ثروت از دید دیوید ریکاردو====&lt;br /&gt;
دیوید ریکاردو در نظریات خود برخلاف آدام اسمیت، تمرکزش را نه روی تولید، که روی توزیع قرار داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-36/3773356-%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%BA%D8%AF%D8%BA%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D9%88&amp;lt;/ref&amp;gt;پیش از ریکاردو، اقتصاددانان عمدتا به روش‌های افزایش ثروت توجه داشتند و تحلیل توزیع درآمد میان طبقات اجتماعی کمتر مورد توجه بود. ریکاردو و پیروان او برای نخستین بار، مسئلهٔ توزیع ثروت را به‌طور منسجم بررسی و چگونگی تعیین بهره مالکانه، دستمزد و سود را در نظام سرمایه‌داری تحلیل کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص159&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ریکاردو جامعه اقتصادی را متشکل از سه طبقه می‌داند: سرمایه‌داران، کارگران و مالکان زمین. سرمایه‌داران با پس‌انداز و سرمایه‌گذاری، سود کسب می‌کنند و این فرآیند تا زمانی ادامه دارد که نرخ سود بالاتر از حداقل قابل قبول باشد. کارگران، به‌عنوان بزرگ‌ترین طبقه اجتماعی، با فروش نیروی کار خود دستمزد دریافت می‌کنند که در بلندمدت به سمت دستمزد حداقل معیشت میل می‌کند و مالکان زمین، از عرضه زمین بهره مالکانه دریافت می‌کنند. در نهایت با توجه به محدودیت زمین‌های مرغوب با توجه به افزایش جمعیت لازم است زمین‌های نامرغوب هم زیر کشت بروند و در نتیجه این کمیابی بهره مالکانه افزایش می‌یابد. این افزایش به زیان دو طبقه دیگر و تشدید تضادهای طبقاتی منجر می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص160&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تحلیل ریکاردو، سود شامل کل درآمد خالص صاحبان سرمایه است و در بلندمدت به سطح متعادلی میل می‌کند. با افزایش جمعیت، استفاده از زمین‌های نامرغوب و رشد بهرهٔ مالکانه، سهم باقی‌مانده برای دستمزد و سود کاهش می‌یابد و اقتصاد به حالت سکون می‌رسد. به‌طور خلاصه، ریکاردو معتقد بود که نظام سرمایه‌داری در بلندمدت با افزایش بهره مالکانه، کاهش سود و محدودیت زمین‌های حاصل‌خیز و مرغوب، به رکود اقتصادی و تشدید نابرابری‌های طبقاتی دچار خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص161&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====توزیع ثروت از دید جان استوارت میل====&lt;br /&gt;
جان استوارت میل در نظریه توزیع ثروت، بین قوانین تولید و قوانین توزیع تمایز قائل می‌شود. قوانین تولید از نوع طبیعی و مطلق هستند و مانند بازده نزولی کار و سرمایه، با اراده انسان تغییر نمی‌کنند. در مقابل، قوانین توزیع نسبی و اجتماعی‌اند و به نهادها، قراردادها و تصمیمات انسانی وابسته‌اند، بنابراین امکان اصلاح آن‌ها و تغییر توزیع ثروت وجود دارد. میل معتقد است که اگرچه تولید و توزیع به یکدیگر وابسته‌اند، از منظر عدالت اجتماعی، اصلاح توزیع اهمیت بیشتری دارد. او این موضوع را در کتاب «اصول اقتصاد سیاسی» خود به این شکل مطرح کرده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قوانین و شرایط تولید ثروت از نظر طبیعی قوانین مطلقی بوده و هیچ‌گونه ضابطه ارادی در آن وجود ندارد، ولی در مورد توزیع ثروت وضع به این منوال نیست، زیرا قوانین توزیع با نهادهای اجتماعی سروکار دارد. انسان به طور فردی یا جمعی می‌تواند هرطور که مایل باشد قوانین توزیع ثروت را تغییر دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او با الهام از افکار سوسیالیست‌های فرانسوی، نظام سرمایه‌داری را به دلیل مالکیت خصوصی زمین و ابزار تولید در توزیع درآمد ناعادلانه می‌داند، اما انحلال کامل آن را ضروری نمی‌داند و بر نقش دولت در بهبود عدالت تاکید می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص172&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از جمله پیشنهادهای اصلاحی میل، محدود کردن حقوق ارث و وضع مالیات بر ارث برای جلوگیری از تمرکز ثروت است. همچنین، او و پدرش، جیمز میل، پیشنهاد دادند که مالیات بر بهره مالکانه زمین می‌تواند منابع لازم برای سرمایه‌گذاری عمومی و مقابله با بیکاری و رکود را فراهم کند، زیرا این درآمد غیرمولد است و کمترین اثر منفی بر تولید دارد. الهام از نظریه ریکاردو و تجربه هنری جورج در آمریکا، نشان می‌دهد که چنین مالیاتی تأثیری بر تولید نخواهد داشت و به عدالت اقتصادی کمک می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص173&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میل بهبود دستمزد و رفاه کارگران را نیز از طریق کاهش مصرف لوکس سرمایه‌داران، سرمایه‌گذاری در تولید، حمایت از تعاونی‌ها و مشارکت سرمایه و کار امکان‌پذیر می‌داند. او توزیع ثروت را یک پدیده نسبی و اجتماعی می‌داند که با اصلاح نهادها و سیاست‌های اقتصادی می‌توان عدالت اجتماعی را ارتقا داد، دستمزدها و رفاه کارگران را افزایش داد و تمرکز ثروت را کاهش داد.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص174&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع در نظریات مارکس ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع نئوکلاسیک ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مکتب توزیع ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wiki admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://majall.community/wiki/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9_%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA&amp;diff=33</id>
		<title>توزیع ثروت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://majall.community/wiki/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9_%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA&amp;diff=33"/>
		<updated>2025-12-28T13:02:47Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Wiki admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== مفهوم ثروت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثروت در منابع مختلف به شکل‌های متفاوتی تعریف می‌شود. به‌عنوان مثال، در سیستم حساب‌های ملی (SNA)، ثروت ساکنان یک اقتصاد به‌عنوان سطح دارایی‌ها و بدهی‌های آن اقتصاد در مقاطع زمانی مشخص تعریف می‌شود. با این حال، در برخی موارد، برداشت‌های گسترده‌تری از ثروت نیز اهمیت دارند. این برداشت‌ها فراتر از دارایی‌ها و بدهی‌ها به معنای متعارف آن‌ها رفته و انواع دیگری از منابعی را در نظر می‌گیرند که افراد ممکن است در اختیار داشته باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای مثال، دیدگاه رایج اقتصادی درباره ثروت می‌تواند با در نظر گرفتن سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی یا سرمایه فرهنگی گسترش پیدا کند. با این حال، ادغام تمام این مفاهیم دشوار است و علاوه بر این، ابعاد متنوع این انواع سرمایه به‌سختی می‌تواند به‌صورت جامع، به‌ویژه در سطح هر خانوار، اندازه‌گیری شود و نسبت دادن ارزش پولی به آن‌ها با چالش‌های جدی همراه است.&amp;lt;ref&amp;gt;OECD (2013), OECD Guidelines for Micro Statistics on Household Wealth, OECD Publishing, Paris, https://doi.org/10.1787/9789264194878-en.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعاریف اقتصادی ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اقتصاد، ثروت معمولاً به‌عنوان ارزش فعلیِ تنزیل‌شده جریان مصرف آینده یک فرد تعریف می‌شود و توان بالقوه فرد مورد نظر را برای مصرف کالاها و خدمات در طول زمان نشان می‌دهد. تعیین این ارزش معمولاً با استفاده از قیمت‌های بازار انجام می‌شود؛ اما باید در نظر داشت این قیمت‌ها تحت تأثیر عوامل ذهنی، زمینه‌ای و سوگیری‌های رفتاری قرار دارند و همه ارزش‌ها در آن‌ها منعکس نمی‌شود. ارزش ثروت همچنین تابعی از شرایط زمانی و مکانی و قابلیت استفاده از سرمایه‌های مادی، انسانی و اطلاعاتی برای ایجاد ارزش است. به‌رغم چالش‌های نظری و عملی در اندازه‌گیری و کمی‌سازی ثروت، این مفهوم به‌عنوان شاخصی کلان اقتصادی کاربردی باقی می‌ماند و در چارچوب حساب‌های ملی، با تجمیع موجودی‌ها و جریان‌ها، قابل برآورد و تحلیل است.&amp;lt;ref&amp;gt;Kirk Hamilton, Cameron Hepburn, Wealth, Oxford Review of Economic Policy, Volume 30, Issue 1, SPRING 2014, Pages 1–20, https://doi.org/10.1093/oxrep/gru010&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اندازه‌گیری ثروت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برخی مطالعات، به‌ویژه در کشورهایی که داده‌های دقیق درآمد یا دارایی در دسترس نیست، از شاخص‌های ترکیبی ثروت استفاده می‌شود. شاخص ثروت با بهره‌گیری از داده‌هایی مانند مالکیت دارایی‌های بادوام، کیفیت مسکن و دسترسی به آب و خدمات بهداشتی، سطح زندگی بلندمدت خانوارها را به‌صورت نسبی برآورد می‌کند. این شاخص معمولاً با روش‌های آماری محاسبه شده و خانوارها را در طبقات مختلف ثروت دسته‌بندی می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;https://dhsprogram.com/topics/wealth-index/&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مفهوم تمرکز ثروت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طبق تعریف بانک جهانی، تمرکز ثروت فرآیندی است که در آن، تحت شرایط خاص، ثروت ایجاد شده می‌تواند در دست افراد یا نهادهای محدودی متمرکز شود. کسانی که دارای ثروت هستند، توانایی سرمایه‌گذاری در منابع و ساختارهای جدید ثروت را دارند یا می‌توانند از تجمع ثروت موجود بهره‌برداری کنند و در نتیجه، خود از ثروت بیشتری برخوردار می‌شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;Haddad, Cameron Nadim; Mahler, Daniel Gerszon; Diaz-Bonilla, Carolina; Hill, Ruth; Lakner, Christoph; Lara Ibarra, Gabriel.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
The World Bank’s New Inequality Indicator : The Number of Countries with High Inequality (English). Policy Research working paper ; no. WPS 10796; PROSPERITY Washington, D.C. : World Bank Group. http://documents.worldbank.org/curated/en/099549506102441825&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مفهوم توزیع در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفهوم و مصادیق توزیع را می‌توان در حوزه‌های مختلف از جمله اقتصاد، تکنولوژی، بازاریابی و موارد بسیار دیگر جستجو کرد. با این حال در این مطلب مفهوم اقتصادی آن مورد نظر است و از این نظر، طبق تعریف پل ساموئلسون، می‌توان توزیع را به‌صورت تقسیم کل تولید، درآمد یا ثروت میان افراد یا میان عوامل تولید (مانند نیروی کار، زمین و سرمایه) تعریف کرد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ضریب جینی، روشی برای اندازه‌گیری نابرابری در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضریب جینی (Gini Coefficient) (همان شاخص جینی) میزان انحراف توزیع درآمد (یا در برخی موارد، هزینه‌های مصرفی) میان افراد یا خانوارها در یک اقتصاد از توزیع کاملا برابر را اندازه‌گیری می‌کند. منحنی لورنز درصد تجمعی کل درآمد دریافت شده را در مقابل درصد تجمعی تعداد دریافت‌کنندگان، که از فقیرترین فرد یا خانوار شروع می‌شود، رسم می‌کند. شاخص جینی فاصله بین منحنی لورنز و خط فرضی برابری مطلق را اندازه‌گیری می‌کند و به‌صورت درصدی از حداکثر مساحت زیر خط بیان می‌شود. بنابراین، شاخص جینی برابر با صفر نشان‌دهنده برابری کامل و شاخص برابر با ۱۰۰ نشان‌دهنده نابرابری کامل است.&amp;lt;ref&amp;gt;https://databank.worldbank.org/metadataglossary/gender-statistics/series/SI.POV.GIN&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بانک جهانی در مطالعه‌ای که در سال 2024 منتشر شد، اعلام کرد شاخص کلیدی جدیدی برای اندازه‌گیری نابرابری در در داخل کشورها و هدایت فعالیت‌های خود به کار می‌برد، در شیوه محاسبه جدید، کشورهایی با نابرابری بالا با ضریب جینی بالای 40 معرفی می‌شوند. این شاخص جدید در چارچوب دیدگاه تازه بانک جهانی برای پایان دادن به فقر در سیاره‌ای قابل زیست معرفی شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;Haddad, Cameron Nadim; Mahler, Daniel Gerszon; Diaz-Bonilla, Carolina; Hill, Ruth; Lakner, Christoph; Lara Ibarra, Gabriel.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
The World Bank’s New Inequality Indicator : The Number of Countries with High Inequality (English). Policy Research working paper ; no. WPS 10796; PROSPERITY Washington, D.C. : World Bank Group. http://documents.worldbank.org/curated/en/099549506102441825&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تئوری‌های توزیع در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مکاتب اقتصادی مختلف شیوه توزیع منابع در اقتصاد را به روش‌های مختلف توضیح داده‌اند و بعضا برای توزیع عادلانه‌تر راهکارهایی ارائه داده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع کلاسیک&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع در نظریات مارکس&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع نئوکلاسیک&lt;br /&gt;
* مکتب توزیع&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع کلاسیک ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== توزیع ثروت از دید آدام اسمیت====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نظریه توزیع ثروت آدام اسمیت، پس از تحقق تولید سالانه ملی در مرحله‌ای از توسعه اقتصادی که در آن کار، سرمایه متراکم و زمین خصوصی هم‌زمان حضور دارند، ارزش پولی تولید به سه سهم اصلی دستمزد، سود و اجاره زمین تقسیم می‌شود. اسمیت توزیع را ادامه طبیعی نظریه تولید و ارزش می‌داند و آن را نه صرفا به‌عنوان یک ساز و کار فنی که در بستری نهادی و اجتماعی بررسی می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص118&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر اسمیت، دستمزد در کوتاه‌مدت تابع عرضه و تقاضای نیروی کار و قدرت چانه‌زنی است؛ قدرتی که معمولاً به نفع کارفرمایان عمل می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;Adam Smith, An Inquiry into the Nature and Causes of the Wealth of Nations, ed. Edwin Cannon The Modern Library, 1965, New York.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال، او معتقد است دستمزد نمی‌تواند به‌طور پایدار پایین‌تر از سطح معیشتی قرار گیرد، زیرا بقای کارگران و خانواده‌هایشان را تهدید می‌کند. در اقتصادهای در حال رشد، افزایش سرمایه و تقاضای کار می‌تواند دستمزدها را بالاتر از سطح معیشتی ببرد؛ امری که نه‌تنها به زیان جامعه نیست، بلکه با افزایش انگیزه و بهره‌وری نیروی کار، سطح زندگی و تولید ملی را نیز ارتقا می‌دهد. &amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص119&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سود در نظریه اسمیت حاصل پس‌انداز و تراکم سرمایه است و در مسیر پیشرفت اقتصادی نسبت به کاهش گرایش دارد؛ چون رقابت بین سرمایه‌داران تشدید می‌شود و هم‌زمان تقاضا برای نیروی کار افزایش می‌یابد. در مقابل، اجاره زمین سهم مالک از تولید ملی و نوعی مازاد است که پس از پرداخت دستمزد و سود باقی می‌ماند. اسمیت اجاره را نه عامل تعیین‌کننده قیمت، بلکه نتیجه افزایش قیمت‌ها می‌داند و آن را به‌ویژه در زمین‌های کشاورزی، حاصل موقعیت انحصاری و میزان تقاضا تلقی می‌کند. از این‌رو، در نگاه او توزیع ثروت بازتابی از روابط میان کار، سرمایه و مالکیت زمین در یک اقتصاد در حال تحول است.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص120&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====توزیع ثروت از دید دیوید ریکاردو====&lt;br /&gt;
دیوید ریکاردو در نظریات خود برخلاف آدام اسمیت، تمرکزش را نه روی تولید، که روی توزیع قرار داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-36/3773356-%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%BA%D8%AF%D8%BA%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D9%88&amp;lt;/ref&amp;gt;پیش از ریکاردو، اقتصاددانان عمدتا به روش‌های افزایش ثروت توجه داشتند و تحلیل توزیع درآمد میان طبقات اجتماعی کمتر مورد توجه بود. ریکاردو و پیروان او برای نخستین بار، مسئلهٔ توزیع ثروت را به‌طور منسجم بررسی و چگونگی تعیین بهره مالکانه، دستمزد و سود را در نظام سرمایه‌داری تحلیل کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص159&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ریکاردو جامعه اقتصادی را متشکل از سه طبقه می‌داند: سرمایه‌داران، کارگران و مالکان زمین. سرمایه‌داران با پس‌انداز و سرمایه‌گذاری، سود کسب می‌کنند و این فرآیند تا زمانی ادامه دارد که نرخ سود بالاتر از حداقل قابل قبول باشد. کارگران، به‌عنوان بزرگ‌ترین طبقه اجتماعی، با فروش نیروی کار خود دستمزد دریافت می‌کنند که در بلندمدت به سمت دستمزد حداقل معیشت میل می‌کند و مالکان زمین، از عرضه زمین بهره مالکانه دریافت می‌کنند. در نهایت با توجه به محدودیت زمین‌های مرغوب با توجه به افزایش جمعیت لازم است زمین‌های نامرغوب هم زیر کشت بروند و در نتیجه این کمیابی بهره مالکانه افزایش می‌یابد. این افزایش به زیان دو طبقه دیگر و تشدید تضادهای طبقاتی منجر می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص160&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تحلیل ریکاردو، سود شامل کل درآمد خالص صاحبان سرمایه است و در بلندمدت به سطح متعادلی میل می‌کند. با افزایش جمعیت، استفاده از زمین‌های نامرغوب و رشد بهرهٔ مالکانه، سهم باقی‌مانده برای دستمزد و سود کاهش می‌یابد و اقتصاد به حالت سکون می‌رسد. به‌طور خلاصه، ریکاردو معتقد بود که نظام سرمایه‌داری در بلندمدت با افزایش بهره مالکانه، کاهش سود و محدودیت زمین‌های حاصل‌خیز و مرغوب، به رکود اقتصادی و تشدید نابرابری‌های طبقاتی دچار خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص161&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====توزیع ثروت از دید جان استوارت میل====&lt;br /&gt;
جان استوارت میل در نظریه توزیع ثروت، بین قوانین تولید و قوانین توزیع تمایز قائل می‌شود. قوانین تولید از نوع طبیعی و مطلق هستند و مانند بازده نزولی کار و سرمایه، با اراده انسان تغییر نمی‌کنند. در مقابل، قوانین توزیع نسبی و اجتماعی‌اند و به نهادها، قراردادها و تصمیمات انسانی وابسته‌اند، بنابراین امکان اصلاح آن‌ها و تغییر توزیع ثروت وجود دارد. میل معتقد است که اگرچه تولید و توزیع به یکدیگر وابسته‌اند، از منظر عدالت اجتماعی، اصلاح توزیع اهمیت بیشتری دارد. او این موضوع را در کتاب «اصول اقتصاد سیاسی» خود به این شکل مطرح کرده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قوانین و شرایط تولید ثروت از نظر طبیعی قوانین مطلقی بوده و هیچ‌گونه ضابطه ارادی در آن وجود ندارد، ولی در مورد توزیع ثروت وضع به این منوال نیست، زیرا قوانین توزیع با نهادهای اجتماعی سروکار دارد. انسان به طور فردی یا جمعی می‌تواند هرطور که مایل باشد قوانین توزیع ثروت را تغییر دهد.&amp;lt;ref&amp;gt;John Stuart Mill, Principles of Political Economy,&amp;lt;/ref&amp;gt;. ed. W. J. Ashley, Longmans, Green, and Company, Inc., London, 1929&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او با الهام از افکار سوسیالیست‌های فرانسوی، نظام سرمایه‌داری را به دلیل مالکیت خصوصی زمین و ابزار تولید در توزیع درآمد ناعادلانه می‌داند، اما انحلال کامل آن را ضروری نمی‌داند و بر نقش دولت در بهبود عدالت تاکید می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص172&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از جمله پیشنهادهای اصلاحی میل، محدود کردن حقوق ارث و وضع مالیات بر ارث برای جلوگیری از تمرکز ثروت است. همچنین، او و پدرش، جیمز میل، پیشنهاد دادند که مالیات بر بهره مالکانه زمین می‌تواند منابع لازم برای سرمایه‌گذاری عمومی و مقابله با بیکاری و رکود را فراهم کند، زیرا این درآمد غیرمولد است و کمترین اثر منفی بر تولید دارد. الهام از نظریه ریکاردو و تجربه هنری جورج در آمریکا، نشان می‌دهد که چنین مالیاتی تأثیری بر تولید نخواهد داشت و به عدالت اقتصادی کمک می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص173&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میل بهبود دستمزد و رفاه کارگران را نیز از طریق کاهش مصرف لوکس سرمایه‌داران، سرمایه‌گذاری در تولید، حمایت از تعاونی‌ها و مشارکت سرمایه و کار امکان‌پذیر می‌داند. او توزیع ثروت را یک پدیده نسبی و اجتماعی می‌داند که با اصلاح نهادها و سیاست‌های اقتصادی می‌توان عدالت اجتماعی را ارتقا داد، دستمزدها و رفاه کارگران را افزایش داد و تمرکز ثروت را کاهش داد.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص174&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع در نظریات مارکس ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع نئوکلاسیک ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مکتب توزیع ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wiki admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://majall.community/wiki/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9_%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA&amp;diff=32</id>
		<title>توزیع ثروت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://majall.community/wiki/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9_%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA&amp;diff=32"/>
		<updated>2025-12-28T12:58:23Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Wiki admin: /* توزیع ثروت از دید جان استوارت میل */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== مفهوم ثروت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثروت در منابع مختلف به شکل‌های متفاوتی تعریف می‌شود. به‌عنوان مثال، در سیستم حساب‌های ملی (SNA)، ثروت ساکنان یک اقتصاد به‌عنوان سطح دارایی‌ها و بدهی‌های آن اقتصاد در مقاطع زمانی مشخص تعریف می‌شود. با این حال، در برخی موارد، برداشت‌های گسترده‌تری از ثروت نیز اهمیت دارند. این برداشت‌ها فراتر از دارایی‌ها و بدهی‌ها به معنای متعارف آن‌ها رفته و انواع دیگری از منابعی را در نظر می‌گیرند که افراد ممکن است در اختیار داشته باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای مثال، دیدگاه رایج اقتصادی درباره ثروت می‌تواند با در نظر گرفتن سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی یا سرمایه فرهنگی گسترش پیدا کند. با این حال، ادغام تمام این مفاهیم دشوار است و علاوه بر این، ابعاد متنوع این انواع سرمایه به‌سختی می‌تواند به‌صورت جامع، به‌ویژه در سطح هر خانوار، اندازه‌گیری شود و نسبت دادن ارزش پولی به آن‌ها با چالش‌های جدی همراه است.&amp;lt;ref&amp;gt;OECD (2013), OECD Guidelines for Micro Statistics on Household Wealth, OECD Publishing, Paris, https://doi.org/10.1787/9789264194878-en.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعاریف اقتصادی ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اقتصاد، ثروت معمولاً به‌عنوان ارزش فعلیِ تنزیل‌شده جریان مصرف آینده یک فرد تعریف می‌شود و توان بالقوه فرد مورد نظر را برای مصرف کالاها و خدمات در طول زمان نشان می‌دهد. تعیین این ارزش معمولاً با استفاده از قیمت‌های بازار انجام می‌شود؛ اما باید در نظر داشت این قیمت‌ها تحت تأثیر عوامل ذهنی، زمینه‌ای و سوگیری‌های رفتاری قرار دارند و همه ارزش‌ها در آن‌ها منعکس نمی‌شود. ارزش ثروت همچنین تابعی از شرایط زمانی و مکانی و قابلیت استفاده از سرمایه‌های مادی، انسانی و اطلاعاتی برای ایجاد ارزش است. به‌رغم چالش‌های نظری و عملی در اندازه‌گیری و کمی‌سازی ثروت، این مفهوم به‌عنوان شاخصی کلان اقتصادی کاربردی باقی می‌ماند و در چارچوب حساب‌های ملی، با تجمیع موجودی‌ها و جریان‌ها، قابل برآورد و تحلیل است.&amp;lt;ref&amp;gt;Kirk Hamilton, Cameron Hepburn, Wealth, Oxford Review of Economic Policy, Volume 30, Issue 1, SPRING 2014, Pages 1–20, https://doi.org/10.1093/oxrep/gru010&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اندازه‌گیری ثروت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برخی مطالعات، به‌ویژه در کشورهایی که داده‌های دقیق درآمد یا دارایی در دسترس نیست، از شاخص‌های ترکیبی ثروت استفاده می‌شود. شاخص ثروت با بهره‌گیری از داده‌هایی مانند مالکیت دارایی‌های بادوام، کیفیت مسکن و دسترسی به آب و خدمات بهداشتی، سطح زندگی بلندمدت خانوارها را به‌صورت نسبی برآورد می‌کند. این شاخص معمولاً با روش‌های آماری محاسبه شده و خانوارها را در طبقات مختلف ثروت دسته‌بندی می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;https://dhsprogram.com/topics/wealth-index/&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مفهوم تمرکز ثروت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طبق تعریف بانک جهانی، تمرکز ثروت فرآیندی است که در آن، تحت شرایط خاص، ثروت ایجاد شده می‌تواند در دست افراد یا نهادهای محدودی متمرکز شود. کسانی که دارای ثروت هستند، توانایی سرمایه‌گذاری در منابع و ساختارهای جدید ثروت را دارند یا می‌توانند از تجمع ثروت موجود بهره‌برداری کنند و در نتیجه، خود از ثروت بیشتری برخوردار می‌شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;Haddad, Cameron Nadim; Mahler, Daniel Gerszon; Diaz-Bonilla, Carolina; Hill, Ruth; Lakner, Christoph; Lara Ibarra, Gabriel.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
The World Bank’s New Inequality Indicator : The Number of Countries with High Inequality (English). Policy Research working paper ; no. WPS 10796; PROSPERITY Washington, D.C. : World Bank Group. http://documents.worldbank.org/curated/en/099549506102441825&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مفهوم توزیع در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفهوم و مصادیق توزیع را می‌توان در حوزه‌های مختلف از جمله اقتصاد، تکنولوژی، بازاریابی و موارد بسیار دیگر جستجو کرد. با این حال در این مطلب مفهوم اقتصادی آن مورد نظر است و از این نظر، طبق تعریف پل ساموئلسون، می‌توان توزیع را به‌صورت تقسیم کل تولید، درآمد یا ثروت میان افراد یا میان عوامل تولید (مانند نیروی کار، زمین و سرمایه) تعریف کرد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ضریب جینی، روشی برای اندازه‌گیری نابرابری در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضریب جینی (Gini Coefficient) (همان شاخص جینی) میزان انحراف توزیع درآمد (یا در برخی موارد، هزینه‌های مصرفی) میان افراد یا خانوارها در یک اقتصاد از توزیع کاملا برابر را اندازه‌گیری می‌کند. منحنی لورنز درصد تجمعی کل درآمد دریافت شده را در مقابل درصد تجمعی تعداد دریافت‌کنندگان، که از فقیرترین فرد یا خانوار شروع می‌شود، رسم می‌کند. شاخص جینی فاصله بین منحنی لورنز و خط فرضی برابری مطلق را اندازه‌گیری می‌کند و به‌صورت درصدی از حداکثر مساحت زیر خط بیان می‌شود. بنابراین، شاخص جینی برابر با صفر نشان‌دهنده برابری کامل و شاخص برابر با ۱۰۰ نشان‌دهنده نابرابری کامل است.&amp;lt;ref&amp;gt;https://databank.worldbank.org/metadataglossary/gender-statistics/series/SI.POV.GIN&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بانک جهانی در مطالعه‌ای که در سال 2024 منتشر شد، اعلام کرد شاخص کلیدی جدیدی برای اندازه‌گیری نابرابری در در داخل کشورها و هدایت فعالیت‌های خود به کار می‌برد، در شیوه محاسبه جدید، کشورهایی با نابرابری بالا با ضریب جینی بالای 40 معرفی می‌شوند. این شاخص جدید در چارچوب دیدگاه تازه بانک جهانی برای پایان دادن به فقر در سیاره‌ای قابل زیست معرفی شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;Haddad, Cameron Nadim; Mahler, Daniel Gerszon; Diaz-Bonilla, Carolina; Hill, Ruth; Lakner, Christoph; Lara Ibarra, Gabriel.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
The World Bank’s New Inequality Indicator : The Number of Countries with High Inequality (English). Policy Research working paper ; no. WPS 10796; PROSPERITY Washington, D.C. : World Bank Group. http://documents.worldbank.org/curated/en/099549506102441825&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تئوری‌های توزیع در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مکاتب اقتصادی مختلف شیوه توزیع منابع در اقتصاد را به روش‌های مختلف توضیح داده‌اند و بعضا برای توزیع عادلانه‌تر راهکارهایی ارائه داده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع کلاسیک&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع در نظریات مارکس&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع نئوکلاسیک&lt;br /&gt;
* مکتب توزیع&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع کلاسیک ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== توزیع ثروت از دید آدام اسمیت====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نظریه توزیع ثروت آدام اسمیت، پس از تحقق تولید سالانه ملی در مرحله‌ای از توسعه اقتصادی که در آن کار، سرمایه متراکم و زمین خصوصی هم‌زمان حضور دارند، ارزش پولی تولید به سه سهم اصلی دستمزد، سود و اجاره زمین تقسیم می‌شود. اسمیت توزیع را ادامه طبیعی نظریه تولید و ارزش می‌داند و آن را نه صرفا به‌عنوان یک ساز و کار فنی که در بستری نهادی و اجتماعی بررسی می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص118&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر اسمیت، دستمزد در کوتاه‌مدت تابع عرضه و تقاضای نیروی کار و قدرت چانه‌زنی است؛ قدرتی که معمولاً به نفع کارفرمایان عمل می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;Adam Smith, An Inquiry into the Nature and Causes of the Wealth of Nations, ed. Edwin Cannon The Modern Library, 1965, New York.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال، او معتقد است دستمزد نمی‌تواند به‌طور پایدار پایین‌تر از سطح معیشتی قرار گیرد، زیرا بقای کارگران و خانواده‌هایشان را تهدید می‌کند. در اقتصادهای در حال رشد، افزایش سرمایه و تقاضای کار می‌تواند دستمزدها را بالاتر از سطح معیشتی ببرد؛ امری که نه‌تنها به زیان جامعه نیست، بلکه با افزایش انگیزه و بهره‌وری نیروی کار، سطح زندگی و تولید ملی را نیز ارتقا می‌دهد. &amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص119&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سود در نظریه اسمیت حاصل پس‌انداز و تراکم سرمایه است و در مسیر پیشرفت اقتصادی نسبت به کاهش گرایش دارد؛ چون رقابت بین سرمایه‌داران تشدید می‌شود و هم‌زمان تقاضا برای نیروی کار افزایش می‌یابد. در مقابل، اجاره زمین سهم مالک از تولید ملی و نوعی مازاد است که پس از پرداخت دستمزد و سود باقی می‌ماند. اسمیت اجاره را نه عامل تعیین‌کننده قیمت، بلکه نتیجه افزایش قیمت‌ها می‌داند و آن را به‌ویژه در زمین‌های کشاورزی، حاصل موقعیت انحصاری و میزان تقاضا تلقی می‌کند. از این‌رو، در نگاه او توزیع ثروت بازتابی از روابط میان کار، سرمایه و مالکیت زمین در یک اقتصاد در حال تحول است.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص120&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====توزیع ثروت از دید دیوید ریکاردو====&lt;br /&gt;
دیوید ریکاردو در نظریات خود برخلاف آدام اسمیت، تمرکزش را نه روی تولید، که روی توزیع قرار داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-36/3773356-%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%BA%D8%AF%D8%BA%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D9%88&amp;lt;/ref&amp;gt;پیش از ریکاردو، اقتصاددانان عمدتا به روش‌های افزایش ثروت توجه داشتند و تحلیل توزیع درآمد میان طبقات اجتماعی کمتر مورد توجه بود. ریکاردو و پیروان او برای نخستین بار، مسئلهٔ توزیع ثروت را به‌طور منسجم بررسی و چگونگی تعیین بهره مالکانه، دستمزد و سود را در نظام سرمایه‌داری تحلیل کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص159&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ریکاردو جامعه اقتصادی را متشکل از سه طبقه می‌داند: سرمایه‌داران، کارگران و مالکان زمین. سرمایه‌داران با پس‌انداز و سرمایه‌گذاری، سود کسب می‌کنند و این فرآیند تا زمانی ادامه دارد که نرخ سود بالاتر از حداقل قابل قبول باشد. کارگران، به‌عنوان بزرگ‌ترین طبقه اجتماعی، با فروش نیروی کار خود دستمزد دریافت می‌کنند که در بلندمدت به سمت دستمزد حداقل معیشت میل می‌کند و مالکان زمین، از عرضه زمین بهره مالکانه دریافت می‌کنند. در نهایت با توجه به محدودیت زمین‌های مرغوب با توجه به افزایش جمعیت لازم است زمین‌های نامرغوب هم زیر کشت بروند و در نتیجه این کمیابی بهره مالکانه افزایش می‌یابد. این افزایش به زیان دو طبقه دیگر و تشدید تضادهای طبقاتی منجر می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص160&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تحلیل ریکاردو، سود شامل کل درآمد خالص صاحبان سرمایه است و در بلندمدت به سطح متعادلی میل می‌کند. با افزایش جمعیت، استفاده از زمین‌های نامرغوب و رشد بهرهٔ مالکانه، سهم باقی‌مانده برای دستمزد و سود کاهش می‌یابد و اقتصاد به حالت سکون می‌رسد. به‌طور خلاصه، ریکاردو معتقد بود که نظام سرمایه‌داری در بلندمدت با افزایش بهره مالکانه، کاهش سود و محدودیت زمین‌های حاصل‌خیز و مرغوب، به رکود اقتصادی و تشدید نابرابری‌های طبقاتی دچار خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص161&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====توزیع ثروت از دید جان استوارت میل====&lt;br /&gt;
جان استوارت میل در نظریه توزیع ثروت، بین قوانین تولید و قوانین توزیع تمایز قائل می‌شود. قوانین تولید از نوع طبیعی و مطلق هستند و مانند بازده نزولی کار و سرمایه، با اراده انسان تغییر نمی‌کنند. در مقابل، قوانین توزیع نسبی و اجتماعی‌اند و به نهادها، قراردادها و تصمیمات انسانی وابسته‌اند، بنابراین امکان اصلاح آن‌ها و تغییر توزیع ثروت وجود دارد. میل معتقد است که اگرچه تولید و توزیع به یکدیگر وابسته‌اند، از منظر عدالت اجتماعی، اصلاح توزیع اهمیت بیشتری دارد. او این موضوع را در کتاب «اصول اقتصاد سیاسی» خود به این شکل مطرح کرده است:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قوانین و شرایط تولید ثروت از نظر طبیعی قوانین مطلقی بوده و هیچ‌گونه ضابطه ارادی در آن وجود ندارد، ولی در مورد توزیع ثروت وضع به این منوال نیست، زیرا قوانین توزیع با نهادهای اجتماعی سروکار دارد. انسان به طور فردی یا جمعی می‌تواند هرطور که مایل باشد قوانین توزیع ثروت را تغییر دهد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او با الهام از افکار سوسیالیست‌های فرانسوی، نظام سرمایه‌داری را به دلیل مالکیت خصوصی زمین و ابزار تولید در توزیع درآمد ناعادلانه می‌داند، اما انحلال کامل آن را ضروری نمی‌داند و بر نقش دولت در بهبود عدالت تاکید می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص172&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از جمله پیشنهادهای اصلاحی میل، محدود کردن حقوق ارث و وضع مالیات بر ارث برای جلوگیری از تمرکز ثروت است. همچنین، او و پدرش، جیمز میل، پیشنهاد دادند که مالیات بر بهره مالکانه زمین می‌تواند منابع لازم برای سرمایه‌گذاری عمومی و مقابله با بیکاری و رکود را فراهم کند، زیرا این درآمد غیرمولد است و کمترین اثر منفی بر تولید دارد. الهام از نظریه ریکاردو و تجربه هنری جورج در آمریکا، نشان می‌دهد که چنین مالیاتی تأثیری بر تولید نخواهد داشت و به عدالت اقتصادی کمک می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص173&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میل بهبود دستمزد و رفاه کارگران را نیز از طریق کاهش مصرف لوکس سرمایه‌داران، سرمایه‌گذاری در تولید، حمایت از تعاونی‌ها و مشارکت سرمایه و کار امکان‌پذیر می‌داند. او توزیع ثروت را یک پدیده نسبی و اجتماعی می‌داند که با اصلاح نهادها و سیاست‌های اقتصادی می‌توان عدالت اجتماعی را ارتقا داد، دستمزدها و رفاه کارگران را افزایش داد و تمرکز ثروت را کاهش داد.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص174&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع در نظریات مارکس ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع نئوکلاسیک ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مکتب توزیع ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wiki admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://majall.community/wiki/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9_%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA&amp;diff=31</id>
		<title>توزیع ثروت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://majall.community/wiki/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9_%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA&amp;diff=31"/>
		<updated>2025-12-28T12:54:19Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Wiki admin: /* توزیع ثروت از دید جان استوارت میل */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== مفهوم ثروت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثروت در منابع مختلف به شکل‌های متفاوتی تعریف می‌شود. به‌عنوان مثال، در سیستم حساب‌های ملی (SNA)، ثروت ساکنان یک اقتصاد به‌عنوان سطح دارایی‌ها و بدهی‌های آن اقتصاد در مقاطع زمانی مشخص تعریف می‌شود. با این حال، در برخی موارد، برداشت‌های گسترده‌تری از ثروت نیز اهمیت دارند. این برداشت‌ها فراتر از دارایی‌ها و بدهی‌ها به معنای متعارف آن‌ها رفته و انواع دیگری از منابعی را در نظر می‌گیرند که افراد ممکن است در اختیار داشته باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای مثال، دیدگاه رایج اقتصادی درباره ثروت می‌تواند با در نظر گرفتن سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی یا سرمایه فرهنگی گسترش پیدا کند. با این حال، ادغام تمام این مفاهیم دشوار است و علاوه بر این، ابعاد متنوع این انواع سرمایه به‌سختی می‌تواند به‌صورت جامع، به‌ویژه در سطح هر خانوار، اندازه‌گیری شود و نسبت دادن ارزش پولی به آن‌ها با چالش‌های جدی همراه است.&amp;lt;ref&amp;gt;OECD (2013), OECD Guidelines for Micro Statistics on Household Wealth, OECD Publishing, Paris, https://doi.org/10.1787/9789264194878-en.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعاریف اقتصادی ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اقتصاد، ثروت معمولاً به‌عنوان ارزش فعلیِ تنزیل‌شده جریان مصرف آینده یک فرد تعریف می‌شود و توان بالقوه فرد مورد نظر را برای مصرف کالاها و خدمات در طول زمان نشان می‌دهد. تعیین این ارزش معمولاً با استفاده از قیمت‌های بازار انجام می‌شود؛ اما باید در نظر داشت این قیمت‌ها تحت تأثیر عوامل ذهنی، زمینه‌ای و سوگیری‌های رفتاری قرار دارند و همه ارزش‌ها در آن‌ها منعکس نمی‌شود. ارزش ثروت همچنین تابعی از شرایط زمانی و مکانی و قابلیت استفاده از سرمایه‌های مادی، انسانی و اطلاعاتی برای ایجاد ارزش است. به‌رغم چالش‌های نظری و عملی در اندازه‌گیری و کمی‌سازی ثروت، این مفهوم به‌عنوان شاخصی کلان اقتصادی کاربردی باقی می‌ماند و در چارچوب حساب‌های ملی، با تجمیع موجودی‌ها و جریان‌ها، قابل برآورد و تحلیل است.&amp;lt;ref&amp;gt;Kirk Hamilton, Cameron Hepburn, Wealth, Oxford Review of Economic Policy, Volume 30, Issue 1, SPRING 2014, Pages 1–20, https://doi.org/10.1093/oxrep/gru010&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اندازه‌گیری ثروت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برخی مطالعات، به‌ویژه در کشورهایی که داده‌های دقیق درآمد یا دارایی در دسترس نیست، از شاخص‌های ترکیبی ثروت استفاده می‌شود. شاخص ثروت با بهره‌گیری از داده‌هایی مانند مالکیت دارایی‌های بادوام، کیفیت مسکن و دسترسی به آب و خدمات بهداشتی، سطح زندگی بلندمدت خانوارها را به‌صورت نسبی برآورد می‌کند. این شاخص معمولاً با روش‌های آماری محاسبه شده و خانوارها را در طبقات مختلف ثروت دسته‌بندی می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;https://dhsprogram.com/topics/wealth-index/&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مفهوم تمرکز ثروت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طبق تعریف بانک جهانی، تمرکز ثروت فرآیندی است که در آن، تحت شرایط خاص، ثروت ایجاد شده می‌تواند در دست افراد یا نهادهای محدودی متمرکز شود. کسانی که دارای ثروت هستند، توانایی سرمایه‌گذاری در منابع و ساختارهای جدید ثروت را دارند یا می‌توانند از تجمع ثروت موجود بهره‌برداری کنند و در نتیجه، خود از ثروت بیشتری برخوردار می‌شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;Haddad, Cameron Nadim; Mahler, Daniel Gerszon; Diaz-Bonilla, Carolina; Hill, Ruth; Lakner, Christoph; Lara Ibarra, Gabriel.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
The World Bank’s New Inequality Indicator : The Number of Countries with High Inequality (English). Policy Research working paper ; no. WPS 10796; PROSPERITY Washington, D.C. : World Bank Group. http://documents.worldbank.org/curated/en/099549506102441825&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مفهوم توزیع در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفهوم و مصادیق توزیع را می‌توان در حوزه‌های مختلف از جمله اقتصاد، تکنولوژی، بازاریابی و موارد بسیار دیگر جستجو کرد. با این حال در این مطلب مفهوم اقتصادی آن مورد نظر است و از این نظر، طبق تعریف پل ساموئلسون، می‌توان توزیع را به‌صورت تقسیم کل تولید، درآمد یا ثروت میان افراد یا میان عوامل تولید (مانند نیروی کار، زمین و سرمایه) تعریف کرد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ضریب جینی، روشی برای اندازه‌گیری نابرابری در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضریب جینی (Gini Coefficient) (همان شاخص جینی) میزان انحراف توزیع درآمد (یا در برخی موارد، هزینه‌های مصرفی) میان افراد یا خانوارها در یک اقتصاد از توزیع کاملا برابر را اندازه‌گیری می‌کند. منحنی لورنز درصد تجمعی کل درآمد دریافت شده را در مقابل درصد تجمعی تعداد دریافت‌کنندگان، که از فقیرترین فرد یا خانوار شروع می‌شود، رسم می‌کند. شاخص جینی فاصله بین منحنی لورنز و خط فرضی برابری مطلق را اندازه‌گیری می‌کند و به‌صورت درصدی از حداکثر مساحت زیر خط بیان می‌شود. بنابراین، شاخص جینی برابر با صفر نشان‌دهنده برابری کامل و شاخص برابر با ۱۰۰ نشان‌دهنده نابرابری کامل است.&amp;lt;ref&amp;gt;https://databank.worldbank.org/metadataglossary/gender-statistics/series/SI.POV.GIN&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بانک جهانی در مطالعه‌ای که در سال 2024 منتشر شد، اعلام کرد شاخص کلیدی جدیدی برای اندازه‌گیری نابرابری در در داخل کشورها و هدایت فعالیت‌های خود به کار می‌برد، در شیوه محاسبه جدید، کشورهایی با نابرابری بالا با ضریب جینی بالای 40 معرفی می‌شوند. این شاخص جدید در چارچوب دیدگاه تازه بانک جهانی برای پایان دادن به فقر در سیاره‌ای قابل زیست معرفی شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;Haddad, Cameron Nadim; Mahler, Daniel Gerszon; Diaz-Bonilla, Carolina; Hill, Ruth; Lakner, Christoph; Lara Ibarra, Gabriel.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
The World Bank’s New Inequality Indicator : The Number of Countries with High Inequality (English). Policy Research working paper ; no. WPS 10796; PROSPERITY Washington, D.C. : World Bank Group. http://documents.worldbank.org/curated/en/099549506102441825&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تئوری‌های توزیع در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مکاتب اقتصادی مختلف شیوه توزیع منابع در اقتصاد را به روش‌های مختلف توضیح داده‌اند و بعضا برای توزیع عادلانه‌تر راهکارهایی ارائه داده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع کلاسیک&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع در نظریات مارکس&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع نئوکلاسیک&lt;br /&gt;
* مکتب توزیع&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع کلاسیک ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== توزیع ثروت از دید آدام اسمیت====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نظریه توزیع ثروت آدام اسمیت، پس از تحقق تولید سالانه ملی در مرحله‌ای از توسعه اقتصادی که در آن کار، سرمایه متراکم و زمین خصوصی هم‌زمان حضور دارند، ارزش پولی تولید به سه سهم اصلی دستمزد، سود و اجاره زمین تقسیم می‌شود. اسمیت توزیع را ادامه طبیعی نظریه تولید و ارزش می‌داند و آن را نه صرفا به‌عنوان یک ساز و کار فنی که در بستری نهادی و اجتماعی بررسی می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص118&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر اسمیت، دستمزد در کوتاه‌مدت تابع عرضه و تقاضای نیروی کار و قدرت چانه‌زنی است؛ قدرتی که معمولاً به نفع کارفرمایان عمل می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;Adam Smith, An Inquiry into the Nature and Causes of the Wealth of Nations, ed. Edwin Cannon The Modern Library, 1965, New York.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال، او معتقد است دستمزد نمی‌تواند به‌طور پایدار پایین‌تر از سطح معیشتی قرار گیرد، زیرا بقای کارگران و خانواده‌هایشان را تهدید می‌کند. در اقتصادهای در حال رشد، افزایش سرمایه و تقاضای کار می‌تواند دستمزدها را بالاتر از سطح معیشتی ببرد؛ امری که نه‌تنها به زیان جامعه نیست، بلکه با افزایش انگیزه و بهره‌وری نیروی کار، سطح زندگی و تولید ملی را نیز ارتقا می‌دهد. &amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص119&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سود در نظریه اسمیت حاصل پس‌انداز و تراکم سرمایه است و در مسیر پیشرفت اقتصادی نسبت به کاهش گرایش دارد؛ چون رقابت بین سرمایه‌داران تشدید می‌شود و هم‌زمان تقاضا برای نیروی کار افزایش می‌یابد. در مقابل، اجاره زمین سهم مالک از تولید ملی و نوعی مازاد است که پس از پرداخت دستمزد و سود باقی می‌ماند. اسمیت اجاره را نه عامل تعیین‌کننده قیمت، بلکه نتیجه افزایش قیمت‌ها می‌داند و آن را به‌ویژه در زمین‌های کشاورزی، حاصل موقعیت انحصاری و میزان تقاضا تلقی می‌کند. از این‌رو، در نگاه او توزیع ثروت بازتابی از روابط میان کار، سرمایه و مالکیت زمین در یک اقتصاد در حال تحول است.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص120&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====توزیع ثروت از دید دیوید ریکاردو====&lt;br /&gt;
دیوید ریکاردو در نظریات خود برخلاف آدام اسمیت، تمرکزش را نه روی تولید، که روی توزیع قرار داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-36/3773356-%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%BA%D8%AF%D8%BA%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D9%88&amp;lt;/ref&amp;gt;پیش از ریکاردو، اقتصاددانان عمدتا به روش‌های افزایش ثروت توجه داشتند و تحلیل توزیع درآمد میان طبقات اجتماعی کمتر مورد توجه بود. ریکاردو و پیروان او برای نخستین بار، مسئلهٔ توزیع ثروت را به‌طور منسجم بررسی و چگونگی تعیین بهره مالکانه، دستمزد و سود را در نظام سرمایه‌داری تحلیل کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص159&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ریکاردو جامعه اقتصادی را متشکل از سه طبقه می‌داند: سرمایه‌داران، کارگران و مالکان زمین. سرمایه‌داران با پس‌انداز و سرمایه‌گذاری، سود کسب می‌کنند و این فرآیند تا زمانی ادامه دارد که نرخ سود بالاتر از حداقل قابل قبول باشد. کارگران، به‌عنوان بزرگ‌ترین طبقه اجتماعی، با فروش نیروی کار خود دستمزد دریافت می‌کنند که در بلندمدت به سمت دستمزد حداقل معیشت میل می‌کند و مالکان زمین، از عرضه زمین بهره مالکانه دریافت می‌کنند. در نهایت با توجه به محدودیت زمین‌های مرغوب با توجه به افزایش جمعیت لازم است زمین‌های نامرغوب هم زیر کشت بروند و در نتیجه این کمیابی بهره مالکانه افزایش می‌یابد. این افزایش به زیان دو طبقه دیگر و تشدید تضادهای طبقاتی منجر می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص160&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تحلیل ریکاردو، سود شامل کل درآمد خالص صاحبان سرمایه است و در بلندمدت به سطح متعادلی میل می‌کند. با افزایش جمعیت، استفاده از زمین‌های نامرغوب و رشد بهرهٔ مالکانه، سهم باقی‌مانده برای دستمزد و سود کاهش می‌یابد و اقتصاد به حالت سکون می‌رسد. به‌طور خلاصه، ریکاردو معتقد بود که نظام سرمایه‌داری در بلندمدت با افزایش بهره مالکانه، کاهش سود و محدودیت زمین‌های حاصل‌خیز و مرغوب، به رکود اقتصادی و تشدید نابرابری‌های طبقاتی دچار خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص161&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====توزیع ثروت از دید جان استوارت میل====&lt;br /&gt;
جان استوارت میل در نظریه توزیع ثروت، بین قوانین تولید و قوانین توزیع تمایز قائل می‌شود. قوانین تولید از نوع طبیعی و مطلق هستند و مانند بازده نزولی کار و سرمایه، با اراده انسان تغییر نمی‌کنند. در مقابل، قوانین توزیع نسبی و اجتماعی‌اند و به نهادها، قراردادها و تصمیمات انسانی وابسته‌اند، بنابراین امکان اصلاح آن‌ها و تغییر توزیع ثروت وجود دارد. میل معتقد است که اگرچه تولید و توزیع به یکدیگر وابسته‌اند، از منظر عدالت اجتماعی، اصلاح توزیع اهمیت بیشتری دارد. او این موضوع را در کتاب «اصول اقتصاد سیاسی» خود به این شکل مطرح کرده است:&lt;br /&gt;
&amp;amp;ldquo;قوانین و شرایط تولید ثروت از نظر طبیعی قوانین مطلقی بوده و هیچ‌گونه ضابطه ارادی در آن وجود ندارد، ولی در مورد توزیع ثروت وضع به این منوال نیست، زیرا قوانین توزیع با نهادهای اجتماعی سروکار دارد. انسان به طور فردی یا جمعی می‌تواند هرطور که مایل باشد قوانین توزیع ثروت را تغییر دهد.&amp;amp;rdquo;&amp;lt;ref&amp;gt;John Stuart Mill, Principles of Political Economy,&amp;lt;/ref&amp;gt;. ed. W. J. Ashley, Longmans, Green, and Company, Inc., London, 1929&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 او با الهام از افکار سوسیالیست‌های فرانسوی، نظام سرمایه‌داری را به دلیل مالکیت خصوصی زمین و ابزار تولید در توزیع درآمد ناعادلانه می‌داند، اما انحلال کامل آن را ضروری نمی‌داند و بر نقش دولت در بهبود عدالت تاکید می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص172&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از جمله پیشنهادهای اصلاحی میل، محدود کردن حقوق ارث و وضع مالیات بر ارث برای جلوگیری از تمرکز ثروت است. همچنین، او و پدرش، جیمز میل، پیشنهاد دادند که مالیات بر بهره مالکانه زمین می‌تواند منابع لازم برای سرمایه‌گذاری عمومی و مقابله با بیکاری و رکود را فراهم کند، زیرا این درآمد غیرمولد است و کمترین اثر منفی بر تولید دارد. الهام از نظریه ریکاردو و تجربه هنری جورج در آمریکا، نشان می‌دهد که چنین مالیاتی تأثیری بر تولید نخواهد داشت و به عدالت اقتصادی کمک می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص173&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میل بهبود دستمزد و رفاه کارگران را نیز از طریق کاهش مصرف لوکس سرمایه‌داران، سرمایه‌گذاری در تولید، حمایت از تعاونی‌ها و مشارکت سرمایه و کار امکان‌پذیر می‌داند. او توزیع ثروت را یک پدیده نسبی و اجتماعی می‌داند که با اصلاح نهادها و سیاست‌های اقتصادی می‌توان عدالت اجتماعی را ارتقا داد، دستمزدها و رفاه کارگران را افزایش داد و تمرکز ثروت را کاهش داد.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص174&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع در نظریات مارکس ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع نئوکلاسیک ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مکتب توزیع ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wiki admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://majall.community/wiki/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9_%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA&amp;diff=30</id>
		<title>توزیع ثروت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://majall.community/wiki/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9_%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA&amp;diff=30"/>
		<updated>2025-12-28T12:46:14Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Wiki admin: /* توزیع ثروت از دید جان استوارت میل */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== مفهوم ثروت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثروت در منابع مختلف به شکل‌های متفاوتی تعریف می‌شود. به‌عنوان مثال، در سیستم حساب‌های ملی (SNA)، ثروت ساکنان یک اقتصاد به‌عنوان سطح دارایی‌ها و بدهی‌های آن اقتصاد در مقاطع زمانی مشخص تعریف می‌شود. با این حال، در برخی موارد، برداشت‌های گسترده‌تری از ثروت نیز اهمیت دارند. این برداشت‌ها فراتر از دارایی‌ها و بدهی‌ها به معنای متعارف آن‌ها رفته و انواع دیگری از منابعی را در نظر می‌گیرند که افراد ممکن است در اختیار داشته باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای مثال، دیدگاه رایج اقتصادی درباره ثروت می‌تواند با در نظر گرفتن سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی یا سرمایه فرهنگی گسترش پیدا کند. با این حال، ادغام تمام این مفاهیم دشوار است و علاوه بر این، ابعاد متنوع این انواع سرمایه به‌سختی می‌تواند به‌صورت جامع، به‌ویژه در سطح هر خانوار، اندازه‌گیری شود و نسبت دادن ارزش پولی به آن‌ها با چالش‌های جدی همراه است.&amp;lt;ref&amp;gt;OECD (2013), OECD Guidelines for Micro Statistics on Household Wealth, OECD Publishing, Paris, https://doi.org/10.1787/9789264194878-en.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعاریف اقتصادی ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اقتصاد، ثروت معمولاً به‌عنوان ارزش فعلیِ تنزیل‌شده جریان مصرف آینده یک فرد تعریف می‌شود و توان بالقوه فرد مورد نظر را برای مصرف کالاها و خدمات در طول زمان نشان می‌دهد. تعیین این ارزش معمولاً با استفاده از قیمت‌های بازار انجام می‌شود؛ اما باید در نظر داشت این قیمت‌ها تحت تأثیر عوامل ذهنی، زمینه‌ای و سوگیری‌های رفتاری قرار دارند و همه ارزش‌ها در آن‌ها منعکس نمی‌شود. ارزش ثروت همچنین تابعی از شرایط زمانی و مکانی و قابلیت استفاده از سرمایه‌های مادی، انسانی و اطلاعاتی برای ایجاد ارزش است. به‌رغم چالش‌های نظری و عملی در اندازه‌گیری و کمی‌سازی ثروت، این مفهوم به‌عنوان شاخصی کلان اقتصادی کاربردی باقی می‌ماند و در چارچوب حساب‌های ملی، با تجمیع موجودی‌ها و جریان‌ها، قابل برآورد و تحلیل است.&amp;lt;ref&amp;gt;Kirk Hamilton, Cameron Hepburn, Wealth, Oxford Review of Economic Policy, Volume 30, Issue 1, SPRING 2014, Pages 1–20, https://doi.org/10.1093/oxrep/gru010&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اندازه‌گیری ثروت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برخی مطالعات، به‌ویژه در کشورهایی که داده‌های دقیق درآمد یا دارایی در دسترس نیست، از شاخص‌های ترکیبی ثروت استفاده می‌شود. شاخص ثروت با بهره‌گیری از داده‌هایی مانند مالکیت دارایی‌های بادوام، کیفیت مسکن و دسترسی به آب و خدمات بهداشتی، سطح زندگی بلندمدت خانوارها را به‌صورت نسبی برآورد می‌کند. این شاخص معمولاً با روش‌های آماری محاسبه شده و خانوارها را در طبقات مختلف ثروت دسته‌بندی می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;https://dhsprogram.com/topics/wealth-index/&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مفهوم تمرکز ثروت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طبق تعریف بانک جهانی، تمرکز ثروت فرآیندی است که در آن، تحت شرایط خاص، ثروت ایجاد شده می‌تواند در دست افراد یا نهادهای محدودی متمرکز شود. کسانی که دارای ثروت هستند، توانایی سرمایه‌گذاری در منابع و ساختارهای جدید ثروت را دارند یا می‌توانند از تجمع ثروت موجود بهره‌برداری کنند و در نتیجه، خود از ثروت بیشتری برخوردار می‌شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;Haddad, Cameron Nadim; Mahler, Daniel Gerszon; Diaz-Bonilla, Carolina; Hill, Ruth; Lakner, Christoph; Lara Ibarra, Gabriel.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
The World Bank’s New Inequality Indicator : The Number of Countries with High Inequality (English). Policy Research working paper ; no. WPS 10796; PROSPERITY Washington, D.C. : World Bank Group. http://documents.worldbank.org/curated/en/099549506102441825&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مفهوم توزیع در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفهوم و مصادیق توزیع را می‌توان در حوزه‌های مختلف از جمله اقتصاد، تکنولوژی، بازاریابی و موارد بسیار دیگر جستجو کرد. با این حال در این مطلب مفهوم اقتصادی آن مورد نظر است و از این نظر، طبق تعریف پل ساموئلسون، می‌توان توزیع را به‌صورت تقسیم کل تولید، درآمد یا ثروت میان افراد یا میان عوامل تولید (مانند نیروی کار، زمین و سرمایه) تعریف کرد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ضریب جینی، روشی برای اندازه‌گیری نابرابری در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضریب جینی (Gini Coefficient) (همان شاخص جینی) میزان انحراف توزیع درآمد (یا در برخی موارد، هزینه‌های مصرفی) میان افراد یا خانوارها در یک اقتصاد از توزیع کاملا برابر را اندازه‌گیری می‌کند. منحنی لورنز درصد تجمعی کل درآمد دریافت شده را در مقابل درصد تجمعی تعداد دریافت‌کنندگان، که از فقیرترین فرد یا خانوار شروع می‌شود، رسم می‌کند. شاخص جینی فاصله بین منحنی لورنز و خط فرضی برابری مطلق را اندازه‌گیری می‌کند و به‌صورت درصدی از حداکثر مساحت زیر خط بیان می‌شود. بنابراین، شاخص جینی برابر با صفر نشان‌دهنده برابری کامل و شاخص برابر با ۱۰۰ نشان‌دهنده نابرابری کامل است.&amp;lt;ref&amp;gt;https://databank.worldbank.org/metadataglossary/gender-statistics/series/SI.POV.GIN&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بانک جهانی در مطالعه‌ای که در سال 2024 منتشر شد، اعلام کرد شاخص کلیدی جدیدی برای اندازه‌گیری نابرابری در در داخل کشورها و هدایت فعالیت‌های خود به کار می‌برد، در شیوه محاسبه جدید، کشورهایی با نابرابری بالا با ضریب جینی بالای 40 معرفی می‌شوند. این شاخص جدید در چارچوب دیدگاه تازه بانک جهانی برای پایان دادن به فقر در سیاره‌ای قابل زیست معرفی شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;Haddad, Cameron Nadim; Mahler, Daniel Gerszon; Diaz-Bonilla, Carolina; Hill, Ruth; Lakner, Christoph; Lara Ibarra, Gabriel.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
The World Bank’s New Inequality Indicator : The Number of Countries with High Inequality (English). Policy Research working paper ; no. WPS 10796; PROSPERITY Washington, D.C. : World Bank Group. http://documents.worldbank.org/curated/en/099549506102441825&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تئوری‌های توزیع در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مکاتب اقتصادی مختلف شیوه توزیع منابع در اقتصاد را به روش‌های مختلف توضیح داده‌اند و بعضا برای توزیع عادلانه‌تر راهکارهایی ارائه داده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع کلاسیک&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع در نظریات مارکس&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع نئوکلاسیک&lt;br /&gt;
* مکتب توزیع&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع کلاسیک ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== توزیع ثروت از دید آدام اسمیت====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نظریه توزیع ثروت آدام اسمیت، پس از تحقق تولید سالانه ملی در مرحله‌ای از توسعه اقتصادی که در آن کار، سرمایه متراکم و زمین خصوصی هم‌زمان حضور دارند، ارزش پولی تولید به سه سهم اصلی دستمزد، سود و اجاره زمین تقسیم می‌شود. اسمیت توزیع را ادامه طبیعی نظریه تولید و ارزش می‌داند و آن را نه صرفا به‌عنوان یک ساز و کار فنی که در بستری نهادی و اجتماعی بررسی می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص118&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر اسمیت، دستمزد در کوتاه‌مدت تابع عرضه و تقاضای نیروی کار و قدرت چانه‌زنی است؛ قدرتی که معمولاً به نفع کارفرمایان عمل می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;Adam Smith, An Inquiry into the Nature and Causes of the Wealth of Nations, ed. Edwin Cannon The Modern Library, 1965, New York.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال، او معتقد است دستمزد نمی‌تواند به‌طور پایدار پایین‌تر از سطح معیشتی قرار گیرد، زیرا بقای کارگران و خانواده‌هایشان را تهدید می‌کند. در اقتصادهای در حال رشد، افزایش سرمایه و تقاضای کار می‌تواند دستمزدها را بالاتر از سطح معیشتی ببرد؛ امری که نه‌تنها به زیان جامعه نیست، بلکه با افزایش انگیزه و بهره‌وری نیروی کار، سطح زندگی و تولید ملی را نیز ارتقا می‌دهد. &amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص119&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سود در نظریه اسمیت حاصل پس‌انداز و تراکم سرمایه است و در مسیر پیشرفت اقتصادی نسبت به کاهش گرایش دارد؛ چون رقابت بین سرمایه‌داران تشدید می‌شود و هم‌زمان تقاضا برای نیروی کار افزایش می‌یابد. در مقابل، اجاره زمین سهم مالک از تولید ملی و نوعی مازاد است که پس از پرداخت دستمزد و سود باقی می‌ماند. اسمیت اجاره را نه عامل تعیین‌کننده قیمت، بلکه نتیجه افزایش قیمت‌ها می‌داند و آن را به‌ویژه در زمین‌های کشاورزی، حاصل موقعیت انحصاری و میزان تقاضا تلقی می‌کند. از این‌رو، در نگاه او توزیع ثروت بازتابی از روابط میان کار، سرمایه و مالکیت زمین در یک اقتصاد در حال تحول است.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص120&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====توزیع ثروت از دید دیوید ریکاردو====&lt;br /&gt;
دیوید ریکاردو در نظریات خود برخلاف آدام اسمیت، تمرکزش را نه روی تولید، که روی توزیع قرار داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-36/3773356-%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%BA%D8%AF%D8%BA%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D9%88&amp;lt;/ref&amp;gt;پیش از ریکاردو، اقتصاددانان عمدتا به روش‌های افزایش ثروت توجه داشتند و تحلیل توزیع درآمد میان طبقات اجتماعی کمتر مورد توجه بود. ریکاردو و پیروان او برای نخستین بار، مسئلهٔ توزیع ثروت را به‌طور منسجم بررسی و چگونگی تعیین بهره مالکانه، دستمزد و سود را در نظام سرمایه‌داری تحلیل کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص159&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ریکاردو جامعه اقتصادی را متشکل از سه طبقه می‌داند: سرمایه‌داران، کارگران و مالکان زمین. سرمایه‌داران با پس‌انداز و سرمایه‌گذاری، سود کسب می‌کنند و این فرآیند تا زمانی ادامه دارد که نرخ سود بالاتر از حداقل قابل قبول باشد. کارگران، به‌عنوان بزرگ‌ترین طبقه اجتماعی، با فروش نیروی کار خود دستمزد دریافت می‌کنند که در بلندمدت به سمت دستمزد حداقل معیشت میل می‌کند و مالکان زمین، از عرضه زمین بهره مالکانه دریافت می‌کنند. در نهایت با توجه به محدودیت زمین‌های مرغوب با توجه به افزایش جمعیت لازم است زمین‌های نامرغوب هم زیر کشت بروند و در نتیجه این کمیابی بهره مالکانه افزایش می‌یابد. این افزایش به زیان دو طبقه دیگر و تشدید تضادهای طبقاتی منجر می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص160&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تحلیل ریکاردو، سود شامل کل درآمد خالص صاحبان سرمایه است و در بلندمدت به سطح متعادلی میل می‌کند. با افزایش جمعیت، استفاده از زمین‌های نامرغوب و رشد بهرهٔ مالکانه، سهم باقی‌مانده برای دستمزد و سود کاهش می‌یابد و اقتصاد به حالت سکون می‌رسد. به‌طور خلاصه، ریکاردو معتقد بود که نظام سرمایه‌داری در بلندمدت با افزایش بهره مالکانه، کاهش سود و محدودیت زمین‌های حاصل‌خیز و مرغوب، به رکود اقتصادی و تشدید نابرابری‌های طبقاتی دچار خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص161&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====توزیع ثروت از دید جان استوارت میل====&lt;br /&gt;
جان استوارت میل در نظریه توزیع ثروت، بین قوانین تولید و قوانین توزیع تمایز قائل می‌شود. قوانین تولید از نوع طبیعی و مطلق هستند و مانند بازده نزولی کار و سرمایه، با اراده انسان تغییر نمی‌کنند. در مقابل، قوانین توزیع نسبی و اجتماعی‌اند و به نهادها، قراردادها و تصمیمات انسانی وابسته‌اند، بنابراین امکان اصلاح آن‌ها و تغییر توزیع ثروت وجود دارد. میل معتقد است که اگرچه تولید و توزیع به یکدیگر وابسته‌اند، از منظر عدالت اجتماعی، اصلاح توزیع اهمیت بیشتری دارد. او با الهام از افکار سوسیالیست‌های فرانسوی، نظام سرمایه‌داری را به دلیل مالکیت خصوصی زمین و ابزار تولید در توزیع درآمد ناعادلانه می‌داند، اما انحلال کامل آن را ضروری نمی‌داند و بر نقش دولت در بهبود عدالت تاکید می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص172&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از جمله پیشنهادهای اصلاحی میل، محدود کردن حقوق ارث و وضع مالیات بر ارث برای جلوگیری از تمرکز ثروت است. همچنین، او و پدرش، جیمز میل، پیشنهاد دادند که مالیات بر بهره مالکانه زمین می‌تواند منابع لازم برای سرمایه‌گذاری عمومی و مقابله با بیکاری و رکود را فراهم کند، زیرا این درآمد غیرمولد است و کمترین اثر منفی بر تولید دارد. الهام از نظریه ریکاردو و تجربه هنری جورج در آمریکا، نشان می‌دهد که چنین مالیاتی تأثیری بر تولید نخواهد داشت و به عدالت اقتصادی کمک می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص173&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میل بهبود دستمزد و رفاه کارگران را نیز از طریق کاهش مصرف لوکس سرمایه‌داران، سرمایه‌گذاری در تولید، حمایت از تعاونی‌ها و مشارکت سرمایه و کار امکان‌پذیر می‌داند. او توزیع ثروت را یک پدیده نسبی و اجتماعی می‌داند که با اصلاح نهادها و سیاست‌های اقتصادی می‌توان عدالت اجتماعی را ارتقا داد، دستمزدها و رفاه کارگران را افزایش داد و تمرکز ثروت را کاهش داد.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص174&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع در نظریات مارکس ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع نئوکلاسیک ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مکتب توزیع ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wiki admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://majall.community/wiki/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9_%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA&amp;diff=29</id>
		<title>توزیع ثروت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://majall.community/wiki/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9_%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA&amp;diff=29"/>
		<updated>2025-12-28T12:43:45Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Wiki admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== مفهوم ثروت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثروت در منابع مختلف به شکل‌های متفاوتی تعریف می‌شود. به‌عنوان مثال، در سیستم حساب‌های ملی (SNA)، ثروت ساکنان یک اقتصاد به‌عنوان سطح دارایی‌ها و بدهی‌های آن اقتصاد در مقاطع زمانی مشخص تعریف می‌شود. با این حال، در برخی موارد، برداشت‌های گسترده‌تری از ثروت نیز اهمیت دارند. این برداشت‌ها فراتر از دارایی‌ها و بدهی‌ها به معنای متعارف آن‌ها رفته و انواع دیگری از منابعی را در نظر می‌گیرند که افراد ممکن است در اختیار داشته باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای مثال، دیدگاه رایج اقتصادی درباره ثروت می‌تواند با در نظر گرفتن سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی یا سرمایه فرهنگی گسترش پیدا کند. با این حال، ادغام تمام این مفاهیم دشوار است و علاوه بر این، ابعاد متنوع این انواع سرمایه به‌سختی می‌تواند به‌صورت جامع، به‌ویژه در سطح هر خانوار، اندازه‌گیری شود و نسبت دادن ارزش پولی به آن‌ها با چالش‌های جدی همراه است.&amp;lt;ref&amp;gt;OECD (2013), OECD Guidelines for Micro Statistics on Household Wealth, OECD Publishing, Paris, https://doi.org/10.1787/9789264194878-en.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعاریف اقتصادی ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اقتصاد، ثروت معمولاً به‌عنوان ارزش فعلیِ تنزیل‌شده جریان مصرف آینده یک فرد تعریف می‌شود و توان بالقوه فرد مورد نظر را برای مصرف کالاها و خدمات در طول زمان نشان می‌دهد. تعیین این ارزش معمولاً با استفاده از قیمت‌های بازار انجام می‌شود؛ اما باید در نظر داشت این قیمت‌ها تحت تأثیر عوامل ذهنی، زمینه‌ای و سوگیری‌های رفتاری قرار دارند و همه ارزش‌ها در آن‌ها منعکس نمی‌شود. ارزش ثروت همچنین تابعی از شرایط زمانی و مکانی و قابلیت استفاده از سرمایه‌های مادی، انسانی و اطلاعاتی برای ایجاد ارزش است. به‌رغم چالش‌های نظری و عملی در اندازه‌گیری و کمی‌سازی ثروت، این مفهوم به‌عنوان شاخصی کلان اقتصادی کاربردی باقی می‌ماند و در چارچوب حساب‌های ملی، با تجمیع موجودی‌ها و جریان‌ها، قابل برآورد و تحلیل است.&amp;lt;ref&amp;gt;Kirk Hamilton, Cameron Hepburn, Wealth, Oxford Review of Economic Policy, Volume 30, Issue 1, SPRING 2014, Pages 1–20, https://doi.org/10.1093/oxrep/gru010&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اندازه‌گیری ثروت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برخی مطالعات، به‌ویژه در کشورهایی که داده‌های دقیق درآمد یا دارایی در دسترس نیست، از شاخص‌های ترکیبی ثروت استفاده می‌شود. شاخص ثروت با بهره‌گیری از داده‌هایی مانند مالکیت دارایی‌های بادوام، کیفیت مسکن و دسترسی به آب و خدمات بهداشتی، سطح زندگی بلندمدت خانوارها را به‌صورت نسبی برآورد می‌کند. این شاخص معمولاً با روش‌های آماری محاسبه شده و خانوارها را در طبقات مختلف ثروت دسته‌بندی می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;https://dhsprogram.com/topics/wealth-index/&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مفهوم تمرکز ثروت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طبق تعریف بانک جهانی، تمرکز ثروت فرآیندی است که در آن، تحت شرایط خاص، ثروت ایجاد شده می‌تواند در دست افراد یا نهادهای محدودی متمرکز شود. کسانی که دارای ثروت هستند، توانایی سرمایه‌گذاری در منابع و ساختارهای جدید ثروت را دارند یا می‌توانند از تجمع ثروت موجود بهره‌برداری کنند و در نتیجه، خود از ثروت بیشتری برخوردار می‌شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;Haddad, Cameron Nadim; Mahler, Daniel Gerszon; Diaz-Bonilla, Carolina; Hill, Ruth; Lakner, Christoph; Lara Ibarra, Gabriel.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
The World Bank’s New Inequality Indicator : The Number of Countries with High Inequality (English). Policy Research working paper ; no. WPS 10796; PROSPERITY Washington, D.C. : World Bank Group. http://documents.worldbank.org/curated/en/099549506102441825&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مفهوم توزیع در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفهوم و مصادیق توزیع را می‌توان در حوزه‌های مختلف از جمله اقتصاد، تکنولوژی، بازاریابی و موارد بسیار دیگر جستجو کرد. با این حال در این مطلب مفهوم اقتصادی آن مورد نظر است و از این نظر، طبق تعریف پل ساموئلسون، می‌توان توزیع را به‌صورت تقسیم کل تولید، درآمد یا ثروت میان افراد یا میان عوامل تولید (مانند نیروی کار، زمین و سرمایه) تعریف کرد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ضریب جینی، روشی برای اندازه‌گیری نابرابری در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضریب جینی (Gini Coefficient) (همان شاخص جینی) میزان انحراف توزیع درآمد (یا در برخی موارد، هزینه‌های مصرفی) میان افراد یا خانوارها در یک اقتصاد از توزیع کاملا برابر را اندازه‌گیری می‌کند. منحنی لورنز درصد تجمعی کل درآمد دریافت شده را در مقابل درصد تجمعی تعداد دریافت‌کنندگان، که از فقیرترین فرد یا خانوار شروع می‌شود، رسم می‌کند. شاخص جینی فاصله بین منحنی لورنز و خط فرضی برابری مطلق را اندازه‌گیری می‌کند و به‌صورت درصدی از حداکثر مساحت زیر خط بیان می‌شود. بنابراین، شاخص جینی برابر با صفر نشان‌دهنده برابری کامل و شاخص برابر با ۱۰۰ نشان‌دهنده نابرابری کامل است.&amp;lt;ref&amp;gt;https://databank.worldbank.org/metadataglossary/gender-statistics/series/SI.POV.GIN&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بانک جهانی در مطالعه‌ای که در سال 2024 منتشر شد، اعلام کرد شاخص کلیدی جدیدی برای اندازه‌گیری نابرابری در در داخل کشورها و هدایت فعالیت‌های خود به کار می‌برد، در شیوه محاسبه جدید، کشورهایی با نابرابری بالا با ضریب جینی بالای 40 معرفی می‌شوند. این شاخص جدید در چارچوب دیدگاه تازه بانک جهانی برای پایان دادن به فقر در سیاره‌ای قابل زیست معرفی شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;Haddad, Cameron Nadim; Mahler, Daniel Gerszon; Diaz-Bonilla, Carolina; Hill, Ruth; Lakner, Christoph; Lara Ibarra, Gabriel.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
The World Bank’s New Inequality Indicator : The Number of Countries with High Inequality (English). Policy Research working paper ; no. WPS 10796; PROSPERITY Washington, D.C. : World Bank Group. http://documents.worldbank.org/curated/en/099549506102441825&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تئوری‌های توزیع در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مکاتب اقتصادی مختلف شیوه توزیع منابع در اقتصاد را به روش‌های مختلف توضیح داده‌اند و بعضا برای توزیع عادلانه‌تر راهکارهایی ارائه داده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع کلاسیک&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع در نظریات مارکس&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع نئوکلاسیک&lt;br /&gt;
* مکتب توزیع&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع کلاسیک ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== توزیع ثروت از دید آدام اسمیت====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نظریه توزیع ثروت آدام اسمیت، پس از تحقق تولید سالانه ملی در مرحله‌ای از توسعه اقتصادی که در آن کار، سرمایه متراکم و زمین خصوصی هم‌زمان حضور دارند، ارزش پولی تولید به سه سهم اصلی دستمزد، سود و اجاره زمین تقسیم می‌شود. اسمیت توزیع را ادامه طبیعی نظریه تولید و ارزش می‌داند و آن را نه صرفا به‌عنوان یک ساز و کار فنی که در بستری نهادی و اجتماعی بررسی می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص118&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر اسمیت، دستمزد در کوتاه‌مدت تابع عرضه و تقاضای نیروی کار و قدرت چانه‌زنی است؛ قدرتی که معمولاً به نفع کارفرمایان عمل می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;Adam Smith, An Inquiry into the Nature and Causes of the Wealth of Nations, ed. Edwin Cannon The Modern Library, 1965, New York.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال، او معتقد است دستمزد نمی‌تواند به‌طور پایدار پایین‌تر از سطح معیشتی قرار گیرد، زیرا بقای کارگران و خانواده‌هایشان را تهدید می‌کند. در اقتصادهای در حال رشد، افزایش سرمایه و تقاضای کار می‌تواند دستمزدها را بالاتر از سطح معیشتی ببرد؛ امری که نه‌تنها به زیان جامعه نیست، بلکه با افزایش انگیزه و بهره‌وری نیروی کار، سطح زندگی و تولید ملی را نیز ارتقا می‌دهد. &amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص119&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سود در نظریه اسمیت حاصل پس‌انداز و تراکم سرمایه است و در مسیر پیشرفت اقتصادی نسبت به کاهش گرایش دارد؛ چون رقابت بین سرمایه‌داران تشدید می‌شود و هم‌زمان تقاضا برای نیروی کار افزایش می‌یابد. در مقابل، اجاره زمین سهم مالک از تولید ملی و نوعی مازاد است که پس از پرداخت دستمزد و سود باقی می‌ماند. اسمیت اجاره را نه عامل تعیین‌کننده قیمت، بلکه نتیجه افزایش قیمت‌ها می‌داند و آن را به‌ویژه در زمین‌های کشاورزی، حاصل موقعیت انحصاری و میزان تقاضا تلقی می‌کند. از این‌رو، در نگاه او توزیع ثروت بازتابی از روابط میان کار، سرمایه و مالکیت زمین در یک اقتصاد در حال تحول است.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص120&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====توزیع ثروت از دید دیوید ریکاردو====&lt;br /&gt;
دیوید ریکاردو در نظریات خود برخلاف آدام اسمیت، تمرکزش را نه روی تولید، که روی توزیع قرار داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-36/3773356-%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%BA%D8%AF%D8%BA%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D9%88&amp;lt;/ref&amp;gt;پیش از ریکاردو، اقتصاددانان عمدتا به روش‌های افزایش ثروت توجه داشتند و تحلیل توزیع درآمد میان طبقات اجتماعی کمتر مورد توجه بود. ریکاردو و پیروان او برای نخستین بار، مسئلهٔ توزیع ثروت را به‌طور منسجم بررسی و چگونگی تعیین بهره مالکانه، دستمزد و سود را در نظام سرمایه‌داری تحلیل کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص159&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ریکاردو جامعه اقتصادی را متشکل از سه طبقه می‌داند: سرمایه‌داران، کارگران و مالکان زمین. سرمایه‌داران با پس‌انداز و سرمایه‌گذاری، سود کسب می‌کنند و این فرآیند تا زمانی ادامه دارد که نرخ سود بالاتر از حداقل قابل قبول باشد. کارگران، به‌عنوان بزرگ‌ترین طبقه اجتماعی، با فروش نیروی کار خود دستمزد دریافت می‌کنند که در بلندمدت به سمت دستمزد حداقل معیشت میل می‌کند و مالکان زمین، از عرضه زمین بهره مالکانه دریافت می‌کنند. در نهایت با توجه به محدودیت زمین‌های مرغوب با توجه به افزایش جمعیت لازم است زمین‌های نامرغوب هم زیر کشت بروند و در نتیجه این کمیابی بهره مالکانه افزایش می‌یابد. این افزایش به زیان دو طبقه دیگر و تشدید تضادهای طبقاتی منجر می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص160&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تحلیل ریکاردو، سود شامل کل درآمد خالص صاحبان سرمایه است و در بلندمدت به سطح متعادلی میل می‌کند. با افزایش جمعیت، استفاده از زمین‌های نامرغوب و رشد بهرهٔ مالکانه، سهم باقی‌مانده برای دستمزد و سود کاهش می‌یابد و اقتصاد به حالت سکون می‌رسد. به‌طور خلاصه، ریکاردو معتقد بود که نظام سرمایه‌داری در بلندمدت با افزایش بهره مالکانه، کاهش سود و محدودیت زمین‌های حاصل‌خیز و مرغوب، به رکود اقتصادی و تشدید نابرابری‌های طبقاتی دچار خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص161&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====توزیع ثروت از دید جان استوارت میل====&lt;br /&gt;
جان استوارت میل در نظریهٔ توزیع ثروت، بین قوانین تولید و قوانین توزیع تمایز قائل می‌شود. قوانین تولید از نوع طبیعی و مطلق هستند و مانند بازده نزولی کار و سرمایه، با ارادهٔ انسان تغییر نمی‌کنند. در مقابل، قوانین توزیع نسبی و اجتماعی‌اند و به نهادها، قراردادها و تصمیمات انسانی وابسته‌اند، بنابراین امکان اصلاح آن‌ها و تغییر توزیع ثروت وجود دارد. میل معتقد است که اگرچه تولید و توزیع به یکدیگر وابسته‌اند، از منظر عدالت اجتماعی، اصلاح توزیع اهمیت بیشتری دارد. او با الهام از افکار سوسیالیست‌های فرانسوی، نظام سرمایه‌داری را به دلیل مالکیت خصوصی زمین و ابزار تولید در توزیع درآمد ناعادلانه می‌داند، اما انحلال کامل آن را ضروری نمی‌داند و بر نقش دولت در بهبود عدالت تأکید می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص172&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از جمله پیشنهادهای اصلاحی میل، محدود کردن حقوق ارث و وضع مالیات بر ارث برای جلوگیری از تمرکز ثروت است. همچنین، او و پدرش، جیمز میل، پیشنهاد دادند که مالیات بر بهرهٔ مالکانه زمین می‌تواند منابع لازم برای سرمایه‌گذاری عمومی و مقابله با بیکاری و رکود را فراهم کند، زیرا این درآمد غیرمولد است و کمترین اثر منفی بر تولید دارد. الهام‌گیری از نظریهٔ ریکاردو و تجربهٔ هنری جورج در آمریکا، نشان می‌دهد که چنین مالیاتی تأثیری بر تولید نخواهد داشت و به عدالت اقتصادی کمک می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص173&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
میل بهبود دستمزد و رفاه کارگران را نیز از طریق کاهش مصرف لوکس سرمایه‌داران، سرمایه‌گذاری در تولید، حمایت از تعاونی‌ها و مشارکت سرمایه و کار امکان‌پذیر می‌داند. او توزیع ثروت را یک پدیدهٔ نسبی و اجتماعی می‌داند که با اصلاح نهادها و سیاست‌های اقتصادی می‌توان عدالت اجتماعی را ارتقا داد، دستمزدها و رفاه کارگران را افزایش داد و تمرکز ثروت را کاهش داد.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص174&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع در نظریات مارکس ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع نئوکلاسیک ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مکتب توزیع ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wiki admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://majall.community/wiki/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9_%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA&amp;diff=28</id>
		<title>توزیع ثروت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://majall.community/wiki/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9_%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA&amp;diff=28"/>
		<updated>2025-12-28T12:11:38Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Wiki admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== مفهوم ثروت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثروت در منابع مختلف به شکل‌های متفاوتی تعریف می‌شود. به‌عنوان مثال، در سیستم حساب‌های ملی (SNA)، ثروت ساکنان یک اقتصاد به‌عنوان سطح دارایی‌ها و بدهی‌های آن اقتصاد در مقاطع زمانی مشخص تعریف می‌شود. با این حال، در برخی موارد، برداشت‌های گسترده‌تری از ثروت نیز اهمیت دارند. این برداشت‌ها فراتر از دارایی‌ها و بدهی‌ها به معنای متعارف آن‌ها رفته و انواع دیگری از منابعی را در نظر می‌گیرند که افراد ممکن است در اختیار داشته باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای مثال، دیدگاه رایج اقتصادی درباره ثروت می‌تواند با در نظر گرفتن سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی یا سرمایه فرهنگی گسترش پیدا کند. با این حال، ادغام تمام این مفاهیم دشوار است و علاوه بر این، ابعاد متنوع این انواع سرمایه به‌سختی می‌تواند به‌صورت جامع، به‌ویژه در سطح هر خانوار، اندازه‌گیری شود و نسبت دادن ارزش پولی به آن‌ها با چالش‌های جدی همراه است.&amp;lt;ref&amp;gt;OECD (2013), OECD Guidelines for Micro Statistics on Household Wealth, OECD Publishing, Paris, https://doi.org/10.1787/9789264194878-en.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعاریف اقتصادی ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اقتصاد، ثروت معمولاً به‌عنوان ارزش فعلیِ تنزیل‌شده جریان مصرف آینده یک فرد تعریف می‌شود و توان بالقوه فرد مورد نظر را برای مصرف کالاها و خدمات در طول زمان نشان می‌دهد. تعیین این ارزش معمولاً با استفاده از قیمت‌های بازار انجام می‌شود؛ اما باید در نظر داشت این قیمت‌ها تحت تأثیر عوامل ذهنی، زمینه‌ای و سوگیری‌های رفتاری قرار دارند و همه ارزش‌ها در آن‌ها منعکس نمی‌شود. ارزش ثروت همچنین تابعی از شرایط زمانی و مکانی و قابلیت استفاده از سرمایه‌های مادی، انسانی و اطلاعاتی برای ایجاد ارزش است. به‌رغم چالش‌های نظری و عملی در اندازه‌گیری و کمی‌سازی ثروت، این مفهوم به‌عنوان شاخصی کلان اقتصادی کاربردی باقی می‌ماند و در چارچوب حساب‌های ملی، با تجمیع موجودی‌ها و جریان‌ها، قابل برآورد و تحلیل است.&amp;lt;ref&amp;gt;Kirk Hamilton, Cameron Hepburn, Wealth, Oxford Review of Economic Policy, Volume 30, Issue 1, SPRING 2014, Pages 1–20, https://doi.org/10.1093/oxrep/gru010&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اندازه‌گیری ثروت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برخی مطالعات، به‌ویژه در کشورهایی که داده‌های دقیق درآمد یا دارایی در دسترس نیست، از شاخص‌های ترکیبی ثروت استفاده می‌شود. شاخص ثروت با بهره‌گیری از داده‌هایی مانند مالکیت دارایی‌های بادوام، کیفیت مسکن و دسترسی به آب و خدمات بهداشتی، سطح زندگی بلندمدت خانوارها را به‌صورت نسبی برآورد می‌کند. این شاخص معمولاً با روش‌های آماری محاسبه شده و خانوارها را در طبقات مختلف ثروت دسته‌بندی می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;https://dhsprogram.com/topics/wealth-index/&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مفهوم تمرکز ثروت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طبق تعریف بانک جهانی، تمرکز ثروت فرآیندی است که در آن، تحت شرایط خاص، ثروت ایجاد شده می‌تواند در دست افراد یا نهادهای محدودی متمرکز شود. کسانی که دارای ثروت هستند، توانایی سرمایه‌گذاری در منابع و ساختارهای جدید ثروت را دارند یا می‌توانند از تجمع ثروت موجود بهره‌برداری کنند و در نتیجه، خود از ثروت بیشتری برخوردار می‌شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;Haddad, Cameron Nadim; Mahler, Daniel Gerszon; Diaz-Bonilla, Carolina; Hill, Ruth; Lakner, Christoph; Lara Ibarra, Gabriel.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
The World Bank’s New Inequality Indicator : The Number of Countries with High Inequality (English). Policy Research working paper ; no. WPS 10796; PROSPERITY Washington, D.C. : World Bank Group. http://documents.worldbank.org/curated/en/099549506102441825&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مفهوم توزیع در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفهوم و مصادیق توزیع را می‌توان در حوزه‌های مختلف از جمله اقتصاد، تکنولوژی، بازاریابی و موارد بسیار دیگر جستجو کرد. با این حال در این مطلب مفهوم اقتصادی آن مورد نظر است و از این نظر، طبق تعریف پل ساموئلسون، می‌توان توزیع را به‌صورت تقسیم کل تولید، درآمد یا ثروت میان افراد یا میان عوامل تولید (مانند نیروی کار، زمین و سرمایه) تعریف کرد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ضریب جینی، روشی برای اندازه‌گیری نابرابری در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضریب جینی (Gini Coefficient) (همان شاخص جینی) میزان انحراف توزیع درآمد (یا در برخی موارد، هزینه‌های مصرفی) میان افراد یا خانوارها در یک اقتصاد از توزیع کاملا برابر را اندازه‌گیری می‌کند. منحنی لورنز درصد تجمعی کل درآمد دریافت شده را در مقابل درصد تجمعی تعداد دریافت‌کنندگان، که از فقیرترین فرد یا خانوار شروع می‌شود، رسم می‌کند. شاخص جینی فاصله بین منحنی لورنز و خط فرضی برابری مطلق را اندازه‌گیری می‌کند و به‌صورت درصدی از حداکثر مساحت زیر خط بیان می‌شود. بنابراین، شاخص جینی برابر با صفر نشان‌دهنده برابری کامل و شاخص برابر با ۱۰۰ نشان‌دهنده نابرابری کامل است.&amp;lt;ref&amp;gt;https://databank.worldbank.org/metadataglossary/gender-statistics/series/SI.POV.GIN&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بانک جهانی در مطالعه‌ای که در سال 2024 منتشر شد، اعلام کرد شاخص کلیدی جدیدی برای اندازه‌گیری نابرابری در در داخل کشورها و هدایت فعالیت‌های خود به کار می‌برد، در شیوه محاسبه جدید، کشورهایی با نابرابری بالا با ضریب جینی بالای 40 معرفی می‌شوند. این شاخص جدید در چارچوب دیدگاه تازه بانک جهانی برای پایان دادن به فقر در سیاره‌ای قابل زیست معرفی شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;Haddad, Cameron Nadim; Mahler, Daniel Gerszon; Diaz-Bonilla, Carolina; Hill, Ruth; Lakner, Christoph; Lara Ibarra, Gabriel.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
The World Bank’s New Inequality Indicator : The Number of Countries with High Inequality (English). Policy Research working paper ; no. WPS 10796; PROSPERITY Washington, D.C. : World Bank Group. http://documents.worldbank.org/curated/en/099549506102441825&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تئوری‌های توزیع در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مکاتب اقتصادی مختلف شیوه توزیع منابع در اقتصاد را به روش‌های مختلف توضیح داده‌اند و بعضا برای توزیع عادلانه‌تر راهکارهایی ارائه داده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع کلاسیک&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع در نظریات مارکس&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع نئوکلاسیک&lt;br /&gt;
* مکتب توزیع&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع کلاسیک ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== توزیع ثروت از دید آدام اسمیت====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نظریه توزیع ثروت آدام اسمیت، پس از تحقق تولید سالانه ملی در مرحله‌ای از توسعه اقتصادی که در آن کار، سرمایه متراکم و زمین خصوصی هم‌زمان حضور دارند، ارزش پولی تولید به سه سهم اصلی دستمزد، سود و اجاره زمین تقسیم می‌شود. اسمیت توزیع را ادامه طبیعی نظریه تولید و ارزش می‌داند و آن را نه صرفا به‌عنوان یک ساز و کار فنی که در بستری نهادی و اجتماعی بررسی می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص118&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر اسمیت، دستمزد در کوتاه‌مدت تابع عرضه و تقاضای نیروی کار و قدرت چانه‌زنی است؛ قدرتی که معمولاً به نفع کارفرمایان عمل می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;Adam Smith, An Inquiry into the Nature and Causes of the Wealth of Nations, ed. Edwin Cannon The Modern Library, 1965, New York.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال، او معتقد است دستمزد نمی‌تواند به‌طور پایدار پایین‌تر از سطح معیشتی قرار گیرد، زیرا بقای کارگران و خانواده‌هایشان را تهدید می‌کند. در اقتصادهای در حال رشد، افزایش سرمایه و تقاضای کار می‌تواند دستمزدها را بالاتر از سطح معیشتی ببرد؛ امری که نه‌تنها به زیان جامعه نیست، بلکه با افزایش انگیزه و بهره‌وری نیروی کار، سطح زندگی و تولید ملی را نیز ارتقا می‌دهد. &amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص119&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سود در نظریه اسمیت حاصل پس‌انداز و تراکم سرمایه است و در مسیر پیشرفت اقتصادی نسبت به کاهش گرایش دارد؛ چون رقابت بین سرمایه‌داران تشدید می‌شود و هم‌زمان تقاضا برای نیروی کار افزایش می‌یابد. در مقابل، اجاره زمین سهم مالک از تولید ملی و نوعی مازاد است که پس از پرداخت دستمزد و سود باقی می‌ماند. اسمیت اجاره را نه عامل تعیین‌کننده قیمت، بلکه نتیجه افزایش قیمت‌ها می‌داند و آن را به‌ویژه در زمین‌های کشاورزی، حاصل موقعیت انحصاری و میزان تقاضا تلقی می‌کند. از این‌رو، در نگاه او توزیع ثروت بازتابی از روابط میان کار، سرمایه و مالکیت زمین در یک اقتصاد در حال تحول است.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص120&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====توزیع ثروت از دید دیوید ریکاردو====&lt;br /&gt;
دیوید ریکاردو در نظریات خود برخلاف آدام اسمیت، تمرکزش را نه روی تولید، که روی توزیع قرار داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-36/3773356-%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%BA%D8%AF%D8%BA%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D9%88&amp;lt;/ref&amp;gt;پیش از ریکاردو، اقتصاددانان عمدتا به روش‌های افزایش ثروت توجه داشتند و تحلیل توزیع درآمد میان طبقات اجتماعی کمتر مورد توجه بود. ریکاردو و پیروان او برای نخستین بار، مسئلهٔ توزیع ثروت را به‌طور منسجم بررسی و چگونگی تعیین بهره مالکانه، دستمزد و سود را در نظام سرمایه‌داری تحلیل کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص159&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ریکاردو جامعه اقتصادی را متشکل از سه طبقه می‌داند: سرمایه‌داران، کارگران و مالکان زمین. سرمایه‌داران با پس‌انداز و سرمایه‌گذاری، سود کسب می‌کنند و این فرآیند تا زمانی ادامه دارد که نرخ سود بالاتر از حداقل قابل قبول باشد. کارگران، به‌عنوان بزرگ‌ترین طبقه اجتماعی، با فروش نیروی کار خود دستمزد دریافت می‌کنند که در بلندمدت به سمت دستمزد حداقل معیشت میل می‌کند و مالکان زمین، از عرضه زمین بهره مالکانه دریافت می‌کنند. در نهایت با توجه به محدودیت زمین‌های مرغوب با توجه به افزایش جمعیت لازم است زمین‌های نامرغوب هم زیر کشت بروند و در نتیجه این کمیابی بهره مالکانه افزایش می‌یابد. این افزایش به زیان دو طبقه دیگر و تشدید تضادهای طبقاتی منجر می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص160&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تحلیل ریکاردو، سود شامل کل درآمد خالص صاحبان سرمایه است و در بلندمدت به سطح متعادلی میل می‌کند. با افزایش جمعیت، استفاده از زمین‌های نامرغوب و رشد بهرهٔ مالکانه، سهم باقی‌مانده برای دستمزد و سود کاهش می‌یابد و اقتصاد به حالت سکون می‌رسد. به‌طور خلاصه، ریکاردو معتقد بود که نظام سرمایه‌داری در بلندمدت با افزایش بهره مالکانه، کاهش سود و محدودیت زمین‌های حاصل‌خیز و مرغوب، به رکود اقتصادی و تشدید نابرابری‌های طبقاتی دچار خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص161&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع در نظریات مارکس ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع نئوکلاسیک ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مکتب توزیع ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wiki admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://majall.community/wiki/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9_%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA&amp;diff=27</id>
		<title>توزیع ثروت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://majall.community/wiki/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9_%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA&amp;diff=27"/>
		<updated>2025-12-28T12:10:29Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Wiki admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== مفهوم ثروت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثروت در منابع مختلف به شکل‌های متفاوتی تعریف می‌شود. به‌عنوان مثال، در سیستم حساب‌های ملی (SNA)، ثروت ساکنان یک اقتصاد به‌عنوان سطح دارایی‌ها و بدهی‌های آن اقتصاد در مقاطع زمانی مشخص تعریف می‌شود. با این حال، در برخی موارد، برداشت‌های گسترده‌تری از ثروت نیز اهمیت دارند. این برداشت‌ها فراتر از دارایی‌ها و بدهی‌ها به معنای متعارف آن‌ها رفته و انواع دیگری از منابعی را در نظر می‌گیرند که افراد ممکن است در اختیار داشته باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای مثال، دیدگاه رایج اقتصادی درباره ثروت می‌تواند با در نظر گرفتن سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی یا سرمایه فرهنگی گسترش پیدا کند. با این حال، ادغام تمام این مفاهیم دشوار است و علاوه بر این، ابعاد متنوع این انواع سرمایه به‌سختی می‌تواند به‌صورت جامع، به‌ویژه در سطح هر خانوار، اندازه‌گیری شود و نسبت دادن ارزش پولی به آن‌ها با چالش‌های جدی همراه است.&amp;lt;ref&amp;gt;OECD (2013), OECD Guidelines for Micro Statistics on Household Wealth, OECD Publishing, Paris, https://doi.org/10.1787/9789264194878-en.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعاریف اقتصادی ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اقتصاد، ثروت معمولاً به‌عنوان ارزش فعلیِ تنزیل‌شده جریان مصرف آینده یک فرد تعریف می‌شود و توان بالقوه فرد مورد نظر را برای مصرف کالاها و خدمات در طول زمان نشان می‌دهد. تعیین این ارزش معمولاً با استفاده از قیمت‌های بازار انجام می‌شود؛ اما باید در نظر داشت این قیمت‌ها تحت تأثیر عوامل ذهنی، زمینه‌ای و سوگیری‌های رفتاری قرار دارند و همه ارزش‌ها در آن‌ها منعکس نمی‌شود. ارزش ثروت همچنین تابعی از شرایط زمانی و مکانی و قابلیت استفاده از سرمایه‌های مادی، انسانی و اطلاعاتی برای ایجاد ارزش است. به‌رغم چالش‌های نظری و عملی در اندازه‌گیری و کمی‌سازی ثروت، این مفهوم به‌عنوان شاخصی کلان اقتصادی کاربردی باقی می‌ماند و در چارچوب حساب‌های ملی، با تجمیع موجودی‌ها و جریان‌ها، قابل برآورد و تحلیل است.&amp;lt;ref&amp;gt;Kirk Hamilton, Cameron Hepburn, Wealth, Oxford Review of Economic Policy, Volume 30, Issue 1, SPRING 2014, Pages 1–20, https://doi.org/10.1093/oxrep/gru010&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اندازه‌گیری ثروت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برخی مطالعات، به‌ویژه در کشورهایی که داده‌های دقیق درآمد یا دارایی در دسترس نیست، از شاخص‌های ترکیبی ثروت استفاده می‌شود. شاخص ثروت با بهره‌گیری از داده‌هایی مانند مالکیت دارایی‌های بادوام، کیفیت مسکن و دسترسی به آب و خدمات بهداشتی، سطح زندگی بلندمدت خانوارها را به‌صورت نسبی برآورد می‌کند. این شاخص معمولاً با روش‌های آماری محاسبه شده و خانوارها را در طبقات مختلف ثروت دسته‌بندی می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;https://dhsprogram.com/topics/wealth-index/&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مفهوم تمرکز ثروت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طبق تعریف بانک جهانی، تمرکز ثروت فرآیندی است که در آن، تحت شرایط خاص، ثروت ایجاد شده می‌تواند در دست افراد یا نهادهای محدودی متمرکز شود. کسانی که دارای ثروت هستند، توانایی سرمایه‌گذاری در منابع و ساختارهای جدید ثروت را دارند یا می‌توانند از تجمع ثروت موجود بهره‌برداری کنند و در نتیجه، خود از ثروت بیشتری برخوردار می‌شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;Haddad, Cameron Nadim; Mahler, Daniel Gerszon; Diaz-Bonilla, Carolina; Hill, Ruth; Lakner, Christoph; Lara Ibarra, Gabriel.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
The World Bank’s New Inequality Indicator : The Number of Countries with High Inequality (English). Policy Research working paper ; no. WPS 10796; PROSPERITY Washington, D.C. : World Bank Group. http://documents.worldbank.org/curated/en/099549506102441825&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مفهوم توزیع در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفهوم و مصادیق توزیع را می‌توان در حوزه‌های مختلف از جمله اقتصاد، تکنولوژی، بازاریابی و موارد بسیار دیگر جستجو کرد. با این حال در این مطلب مفهوم اقتصادی آن مورد نظر است و از این نظر، طبق تعریف پل ساموئلسون، می‌توان توزیع را به‌صورت تقسیم کل تولید، درآمد یا ثروت میان افراد یا میان عوامل تولید (مانند نیروی کار، زمین و سرمایه) تعریف کرد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ضریب جینی، روشی برای اندازه‌گیری نابرابری در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضریب جینی (Gini Coefficient) (همان شاخص جینی) میزان انحراف توزیع درآمد (یا در برخی موارد، هزینه‌های مصرفی) میان افراد یا خانوارها در یک اقتصاد از توزیع کاملا برابر را اندازه‌گیری می‌کند. منحنی لورنز درصد تجمعی کل درآمد دریافت شده را در مقابل درصد تجمعی تعداد دریافت‌کنندگان، که از فقیرترین فرد یا خانوار شروع می‌شود، رسم می‌کند. شاخص جینی فاصله بین منحنی لورنز و خط فرضی برابری مطلق را اندازه‌گیری می‌کند و به‌صورت درصدی از حداکثر مساحت زیر خط بیان می‌شود. بنابراین، شاخص جینی برابر با صفر نشان‌دهنده برابری کامل و شاخص برابر با ۱۰۰ نشان‌دهنده نابرابری کامل است.&amp;lt;ref&amp;gt;https://databank.worldbank.org/metadataglossary/gender-statistics/series/SI.POV.GIN&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بانک جهانی در مطالعه‌ای که در سال 2024 منتشر شد، اعلام کرد شاخص کلیدی جدیدی برای اندازه‌گیری نابرابری در در داخل کشورها و هدایت فعالیت‌های خود به کار می‌برد، در شیوه محاسبه جدید، کشورهایی با نابرابری بالا با ضریب جینی بالای 40 معرفی می‌شوند. این شاخص جدید در چارچوب دیدگاه تازه بانک جهانی برای پایان دادن به فقر در سیاره‌ای قابل زیست معرفی شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;Haddad, Cameron Nadim; Mahler, Daniel Gerszon; Diaz-Bonilla, Carolina; Hill, Ruth; Lakner, Christoph; Lara Ibarra, Gabriel.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
The World Bank’s New Inequality Indicator : The Number of Countries with High Inequality (English). Policy Research working paper ; no. WPS 10796; PROSPERITY Washington, D.C. : World Bank Group. http://documents.worldbank.org/curated/en/099549506102441825&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تئوری‌های توزیع در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مکاتب اقتصادی مختلف شیوه توزیع منابع در اقتصاد را به روش‌های مختلف توضیح داده‌اند و بعضا برای توزیع عادلانه‌تر راهکارهایی ارائه داده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع کلاسیک&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع در نظریات مارکس&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع نئوکلاسیک&lt;br /&gt;
* مکتب توزیع&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع کلاسیک ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== توزیع ثروت از دید آدام اسمیت====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نظریه توزیع ثروت آدام اسمیت، پس از تحقق تولید سالانه ملی در مرحله‌ای از توسعه اقتصادی که در آن کار، سرمایه متراکم و زمین خصوصی هم‌زمان حضور دارند، ارزش پولی تولید به سه سهم اصلی دستمزد، سود و اجاره زمین تقسیم می‌شود. اسمیت توزیع را ادامه طبیعی نظریه تولید و ارزش می‌داند و آن را نه صرفا به‌عنوان یک ساز و کار فنی که در بستری نهادی و اجتماعی بررسی می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{تفضلی|فریدون|۱۳۹۲|ک=تاریخ عقاید اقتصادی|ص=118}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر اسمیت، دستمزد در کوتاه‌مدت تابع عرضه و تقاضای نیروی کار و قدرت چانه‌زنی است؛ قدرتی که معمولاً به نفع کارفرمایان عمل می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;Adam Smith, An Inquiry into the Nature and Causes of the Wealth of Nations, ed. Edwin Cannon The Modern Library, 1965, New York.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال، او معتقد است دستمزد نمی‌تواند به‌طور پایدار پایین‌تر از سطح معیشتی قرار گیرد، زیرا بقای کارگران و خانواده‌هایشان را تهدید می‌کند. در اقتصادهای در حال رشد، افزایش سرمایه و تقاضای کار می‌تواند دستمزدها را بالاتر از سطح معیشتی ببرد؛ امری که نه‌تنها به زیان جامعه نیست، بلکه با افزایش انگیزه و بهره‌وری نیروی کار، سطح زندگی و تولید ملی را نیز ارتقا می‌دهد. &amp;lt;ref&amp;gt;{{تفضلی|فریدون|۱۳۹۲|ک=تاریخ عقاید اقتصادی|ص=119}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سود در نظریه اسمیت حاصل پس‌انداز و تراکم سرمایه است و در مسیر پیشرفت اقتصادی نسبت به کاهش گرایش دارد؛ چون رقابت بین سرمایه‌داران تشدید می‌شود و هم‌زمان تقاضا برای نیروی کار افزایش می‌یابد. در مقابل، اجاره زمین سهم مالک از تولید ملی و نوعی مازاد است که پس از پرداخت دستمزد و سود باقی می‌ماند. اسمیت اجاره را نه عامل تعیین‌کننده قیمت، بلکه نتیجه افزایش قیمت‌ها می‌داند و آن را به‌ویژه در زمین‌های کشاورزی، حاصل موقعیت انحصاری و میزان تقاضا تلقی می‌کند. از این‌رو، در نگاه او توزیع ثروت بازتابی از روابط میان کار، سرمایه و مالکیت زمین در یک اقتصاد در حال تحول است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{تفضلی|فریدون|۱۳۹۲|ک=تاریخ عقاید اقتصادی|ص=120}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
====توزیع ثروت از دید دیوید ریکاردو====&lt;br /&gt;
دیوید ریکاردو در نظریات خود برخلاف آدام اسمیت، تمرکزش را نه روی تولید، که روی توزیع قرار داده است.&amp;lt;ref&amp;gt;https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-36/3773356-%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%BA%D8%AF%D8%BA%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D9%88&amp;lt;/ref&amp;gt;پیش از ریکاردو، اقتصاددانان عمدتا به روش‌های افزایش ثروت توجه داشتند و تحلیل توزیع درآمد میان طبقات اجتماعی کمتر مورد توجه بود. ریکاردو و پیروان او برای نخستین بار، مسئلهٔ توزیع ثروت را به‌طور منسجم بررسی و چگونگی تعیین بهره مالکانه، دستمزد و سود را در نظام سرمایه‌داری تحلیل کردند.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص159&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ریکاردو جامعه اقتصادی را متشکل از سه طبقه می‌داند: سرمایه‌داران، کارگران و مالکان زمین. سرمایه‌داران با پس‌انداز و سرمایه‌گذاری، سود کسب می‌کنند و این فرآیند تا زمانی ادامه دارد که نرخ سود بالاتر از حداقل قابل قبول باشد. کارگران، به‌عنوان بزرگ‌ترین طبقه اجتماعی، با فروش نیروی کار خود دستمزد دریافت می‌کنند که در بلندمدت به سمت دستمزد حداقل معیشت میل می‌کند و مالکان زمین، از عرضه زمین بهره مالکانه دریافت می‌کنند. در نهایت با توجه به محدودیت زمین‌های مرغوب با توجه به افزایش جمعیت لازم است زمین‌های نامرغوب هم زیر کشت بروند و در نتیجه این کمیابی بهره مالکانه افزایش می‌یابد. این افزایش به زیان دو طبقه دیگر و تشدید تضادهای طبقاتی منجر می‌شود.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص160&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در تحلیل ریکاردو، سود شامل کل درآمد خالص صاحبان سرمایه است و در بلندمدت به سطح متعادلی میل می‌کند. با افزایش جمعیت، استفاده از زمین‌های نامرغوب و رشد بهرهٔ مالکانه، سهم باقی‌مانده برای دستمزد و سود کاهش می‌یابد و اقتصاد به حالت سکون می‌رسد. به‌طور خلاصه، ریکاردو معتقد بود که نظام سرمایه‌داری در بلندمدت با افزایش بهره مالکانه، کاهش سود و محدودیت زمین‌های حاصل‌خیز و مرغوب، به رکود اقتصادی و تشدید نابرابری‌های طبقاتی دچار خواهد شد.&amp;lt;ref&amp;gt;تفضلی فریدون، 1392، تاریخ عقاید اقتصادی، ص161&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع در نظریات مارکس ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع نئوکلاسیک ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مکتب توزیع ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wiki admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://majall.community/wiki/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9_%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA&amp;diff=26</id>
		<title>توزیع ثروت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://majall.community/wiki/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9_%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA&amp;diff=26"/>
		<updated>2025-12-28T10:45:22Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Wiki admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== مفهوم ثروت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثروت در منابع مختلف به شکل‌های متفاوتی تعریف می‌شود. به‌عنوان مثال، در سیستم حساب‌های ملی (SNA)، ثروت ساکنان یک اقتصاد به‌عنوان سطح دارایی‌ها و بدهی‌های آن اقتصاد در مقاطع زمانی مشخص تعریف می‌شود. با این حال، در برخی موارد، برداشت‌های گسترده‌تری از ثروت نیز اهمیت دارند. این برداشت‌ها فراتر از دارایی‌ها و بدهی‌ها به معنای متعارف آن‌ها رفته و انواع دیگری از منابعی را در نظر می‌گیرند که افراد ممکن است در اختیار داشته باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای مثال، دیدگاه رایج اقتصادی درباره ثروت می‌تواند با در نظر گرفتن سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی یا سرمایه فرهنگی گسترش پیدا کند. با این حال، ادغام تمام این مفاهیم دشوار است و علاوه بر این، ابعاد متنوع این انواع سرمایه به‌سختی می‌تواند به‌صورت جامع، به‌ویژه در سطح هر خانوار، اندازه‌گیری شود و نسبت دادن ارزش پولی به آن‌ها با چالش‌های جدی همراه است.&amp;lt;ref&amp;gt;OECD (2013), OECD Guidelines for Micro Statistics on Household Wealth, OECD Publishing, Paris, https://doi.org/10.1787/9789264194878-en.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعاریف اقتصادی ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اقتصاد، ثروت معمولاً به‌عنوان ارزش فعلیِ تنزیل‌شده جریان مصرف آینده یک فرد تعریف می‌شود و توان بالقوه فرد مورد نظر را برای مصرف کالاها و خدمات در طول زمان نشان می‌دهد. تعیین این ارزش معمولاً با استفاده از قیمت‌های بازار انجام می‌شود؛ اما باید در نظر داشت این قیمت‌ها تحت تأثیر عوامل ذهنی، زمینه‌ای و سوگیری‌های رفتاری قرار دارند و همه ارزش‌ها در آن‌ها منعکس نمی‌شود. ارزش ثروت همچنین تابعی از شرایط زمانی و مکانی و قابلیت استفاده از سرمایه‌های مادی، انسانی و اطلاعاتی برای ایجاد ارزش است. به‌رغم چالش‌های نظری و عملی در اندازه‌گیری و کمی‌سازی ثروت، این مفهوم به‌عنوان شاخصی کلان اقتصادی کاربردی باقی می‌ماند و در چارچوب حساب‌های ملی، با تجمیع موجودی‌ها و جریان‌ها، قابل برآورد و تحلیل است.&amp;lt;ref&amp;gt;Kirk Hamilton, Cameron Hepburn, Wealth, Oxford Review of Economic Policy, Volume 30, Issue 1, SPRING 2014, Pages 1–20, https://doi.org/10.1093/oxrep/gru010&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اندازه‌گیری ثروت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برخی مطالعات، به‌ویژه در کشورهایی که داده‌های دقیق درآمد یا دارایی در دسترس نیست، از شاخص‌های ترکیبی ثروت استفاده می‌شود. شاخص ثروت با بهره‌گیری از داده‌هایی مانند مالکیت دارایی‌های بادوام، کیفیت مسکن و دسترسی به آب و خدمات بهداشتی، سطح زندگی بلندمدت خانوارها را به‌صورت نسبی برآورد می‌کند. این شاخص معمولاً با روش‌های آماری محاسبه شده و خانوارها را در طبقات مختلف ثروت دسته‌بندی می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;https://dhsprogram.com/topics/wealth-index/&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مفهوم تمرکز ثروت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طبق تعریف بانک جهانی، تمرکز ثروت فرآیندی است که در آن، تحت شرایط خاص، ثروت ایجاد شده می‌تواند در دست افراد یا نهادهای محدودی متمرکز شود. کسانی که دارای ثروت هستند، توانایی سرمایه‌گذاری در منابع و ساختارهای جدید ثروت را دارند یا می‌توانند از تجمع ثروت موجود بهره‌برداری کنند و در نتیجه، خود از ثروت بیشتری برخوردار می‌شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;Haddad, Cameron Nadim; Mahler, Daniel Gerszon; Diaz-Bonilla, Carolina; Hill, Ruth; Lakner, Christoph; Lara Ibarra, Gabriel.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
The World Bank’s New Inequality Indicator : The Number of Countries with High Inequality (English). Policy Research working paper ; no. WPS 10796; PROSPERITY Washington, D.C. : World Bank Group. http://documents.worldbank.org/curated/en/099549506102441825&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مفهوم توزیع در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفهوم و مصادیق توزیع را می‌توان در حوزه‌های مختلف از جمله اقتصاد، تکنولوژی، بازاریابی و موارد بسیار دیگر جستجو کرد. با این حال در این مطلب مفهوم اقتصادی آن مورد نظر است و از این نظر، طبق تعریف پل ساموئلسون، می‌توان توزیع را به‌صورت تقسیم کل تولید، درآمد یا ثروت میان افراد یا میان عوامل تولید (مانند نیروی کار، زمین و سرمایه) تعریف کرد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ضریب جینی، روشی برای اندازه‌گیری نابرابری در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضریب جینی (Gini Coefficient) (همان شاخص جینی) میزان انحراف توزیع درآمد (یا در برخی موارد، هزینه‌های مصرفی) میان افراد یا خانوارها در یک اقتصاد از توزیع کاملا برابر را اندازه‌گیری می‌کند. منحنی لورنز درصد تجمعی کل درآمد دریافت شده را در مقابل درصد تجمعی تعداد دریافت‌کنندگان، که از فقیرترین فرد یا خانوار شروع می‌شود، رسم می‌کند. شاخص جینی فاصله بین منحنی لورنز و خط فرضی برابری مطلق را اندازه‌گیری می‌کند و به‌صورت درصدی از حداکثر مساحت زیر خط بیان می‌شود. بنابراین، شاخص جینی برابر با صفر نشان‌دهنده برابری کامل و شاخص برابر با ۱۰۰ نشان‌دهنده نابرابری کامل است.&amp;lt;ref&amp;gt;https://databank.worldbank.org/metadataglossary/gender-statistics/series/SI.POV.GIN&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بانک جهانی در مطالعه‌ای که در سال 2024 منتشر شد، اعلام کرد شاخص کلیدی جدیدی برای اندازه‌گیری نابرابری در در داخل کشورها و هدایت فعالیت‌های خود به کار می‌برد، در شیوه محاسبه جدید، کشورهایی با نابرابری بالا با ضریب جینی بالای 40 معرفی می‌شوند. این شاخص جدید در چارچوب دیدگاه تازه بانک جهانی برای پایان دادن به فقر در سیاره‌ای قابل زیست معرفی شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;Haddad, Cameron Nadim; Mahler, Daniel Gerszon; Diaz-Bonilla, Carolina; Hill, Ruth; Lakner, Christoph; Lara Ibarra, Gabriel.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
The World Bank’s New Inequality Indicator : The Number of Countries with High Inequality (English). Policy Research working paper ; no. WPS 10796; PROSPERITY Washington, D.C. : World Bank Group. http://documents.worldbank.org/curated/en/099549506102441825&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تئوری‌های توزیع در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مکاتب اقتصادی مختلف شیوه توزیع منابع در اقتصاد را به روش‌های مختلف توضیح داده‌اند و بعضا برای توزیع عادلانه‌تر راهکارهایی ارائه داده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع کلاسیک&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع در نظریات مارکس&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع نئوکلاسیک&lt;br /&gt;
* مکتب توزیع&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع کلاسیک ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==== توزیع ثروت از دید آدام اسمیت====&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در نظریه توزیع ثروت آدام اسمیت، پس از تحقق تولید سالانه ملی در مرحله‌ای از توسعه اقتصادی که در آن کار، سرمایه متراکم و زمین خصوصی هم‌زمان حضور دارند، ارزش پولی تولید به سه سهم اصلی دستمزد، سود و اجاره زمین تقسیم می‌شود. اسمیت توزیع را ادامه طبیعی نظریه تولید و ارزش می‌داند و آن را نه صرفا به‌عنوان یک ساز و کار فنی که در بستری نهادی و اجتماعی بررسی می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;{{تفضلی|فریدون|۱۳۹۲|ک=تاریخ عقاید اقتصادی|ص=118}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
از نظر اسمیت، دستمزد در کوتاه‌مدت تابع عرضه و تقاضای نیروی کار و قدرت چانه‌زنی است؛ قدرتی که معمولاً به نفع کارفرمایان عمل می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;Adam Smith, An Inquiry into the Nature and Causes of the Wealth of Nations, ed. Edwin Cannon The Modern Library, 1965, New York.&amp;lt;/ref&amp;gt; با این حال، او معتقد است دستمزد نمی‌تواند به‌طور پایدار پایین‌تر از سطح معیشتی قرار گیرد، زیرا بقای کارگران و خانواده‌هایشان را تهدید می‌کند. در اقتصادهای در حال رشد، افزایش سرمایه و تقاضای کار می‌تواند دستمزدها را بالاتر از سطح معیشتی ببرد؛ امری که نه‌تنها به زیان جامعه نیست، بلکه با افزایش انگیزه و بهره‌وری نیروی کار، سطح زندگی و تولید ملی را نیز ارتقا می‌دهد. &amp;lt;ref&amp;gt;{{تفضلی|فریدون|۱۳۹۲|ک=تاریخ عقاید اقتصادی|ص=119}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
سود در نظریه اسمیت حاصل پس‌انداز و تراکم سرمایه است و در مسیر پیشرفت اقتصادی نسبت به کاهش گرایش دارد؛ چون رقابت بین سرمایه‌داران تشدید می‌شود و هم‌زمان تقاضا برای نیروی کار افزایش می‌یابد. در مقابل، اجاره زمین سهم مالک از تولید ملی و نوعی مازاد است که پس از پرداخت دستمزد و سود باقی می‌ماند. اسمیت اجاره را نه عامل تعیین‌کننده قیمت، بلکه نتیجه افزایش قیمت‌ها می‌داند و آن را به‌ویژه در زمین‌های کشاورزی، حاصل موقعیت انحصاری و میزان تقاضا تلقی می‌کند. از این‌رو، در نگاه او توزیع ثروت بازتابی از روابط میان کار، سرمایه و مالکیت زمین در یک اقتصاد در حال تحول است.&amp;lt;ref&amp;gt;{{تفضلی|فریدون|۱۳۹۲|ک=تاریخ عقاید اقتصادی|ص=120}}&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع در نظریات مارکس ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع نئوکلاسیک ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مکتب توزیع ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wiki admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://majall.community/wiki/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9_%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA&amp;diff=25</id>
		<title>توزیع ثروت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://majall.community/wiki/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9_%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA&amp;diff=25"/>
		<updated>2025-12-28T08:12:12Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Wiki admin: /* مفهوم ثروت */&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== مفهوم ثروت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثروت در منابع مختلف به شکل‌های متفاوتی تعریف می‌شود. به‌عنوان مثال، در سیستم حساب‌های ملی (SNA)، ثروت ساکنان یک اقتصاد به‌عنوان سطح دارایی‌ها و بدهی‌های آن اقتصاد در مقاطع زمانی مشخص تعریف می‌شود. با این حال، در برخی موارد، برداشت‌های گسترده‌تری از ثروت نیز اهمیت دارند. این برداشت‌ها فراتر از دارایی‌ها و بدهی‌ها به معنای متعارف آن‌ها رفته و انواع دیگری از منابعی را در نظر می‌گیرند که افراد ممکن است در اختیار داشته باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای مثال، دیدگاه رایج اقتصادی درباره ثروت می‌تواند با در نظر گرفتن سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی یا سرمایه فرهنگی گسترش پیدا کند. با این حال، ادغام تمام این مفاهیم دشوار است و علاوه بر این، ابعاد متنوع این انواع سرمایه به‌سختی می‌تواند به‌صورت جامع، به‌ویژه در سطح هر خانوار، اندازه‌گیری شود و نسبت دادن ارزش پولی به آن‌ها با چالش‌های جدی همراه است.&amp;lt;ref&amp;gt;OECD (2013), OECD Guidelines for Micro Statistics on Household Wealth, OECD Publishing, Paris, https://doi.org/10.1787/9789264194878-en.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعاریف اقتصادی ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اقتصاد، ثروت معمولاً به‌عنوان ارزش فعلیِ تنزیل‌شده جریان مصرف آینده یک فرد تعریف می‌شود و توان بالقوه فرد مورد نظر را برای مصرف کالاها و خدمات در طول زمان نشان می‌دهد. تعیین این ارزش معمولاً با استفاده از قیمت‌های بازار انجام می‌شود؛ اما باید در نظر داشت این قیمت‌ها تحت تأثیر عوامل ذهنی، زمینه‌ای و سوگیری‌های رفتاری قرار دارند و همه ارزش‌ها در آن‌ها منعکس نمی‌شود. ارزش ثروت همچنین تابعی از شرایط زمانی و مکانی و قابلیت استفاده از سرمایه‌های مادی، انسانی و اطلاعاتی برای ایجاد ارزش است. به‌رغم چالش‌های نظری و عملی در اندازه‌گیری و کمی‌سازی ثروت، این مفهوم به‌عنوان شاخصی کلان اقتصادی کاربردی باقی می‌ماند و در چارچوب حساب‌های ملی، با تجمیع موجودی‌ها و جریان‌ها، قابل برآورد و تحلیل است.&amp;lt;ref&amp;gt;Kirk Hamilton, Cameron Hepburn, Wealth, Oxford Review of Economic Policy, Volume 30, Issue 1, SPRING 2014, Pages 1–20, https://doi.org/10.1093/oxrep/gru010&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اندازه‌گیری ثروت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برخی مطالعات، به‌ویژه در کشورهایی که داده‌های دقیق درآمد یا دارایی در دسترس نیست، از شاخص‌های ترکیبی ثروت استفاده می‌شود. شاخص ثروت با بهره‌گیری از داده‌هایی مانند مالکیت دارایی‌های بادوام، کیفیت مسکن و دسترسی به آب و خدمات بهداشتی، سطح زندگی بلندمدت خانوارها را به‌صورت نسبی برآورد می‌کند. این شاخص معمولاً با روش‌های آماری محاسبه شده و خانوارها را در طبقات مختلف ثروت دسته‌بندی می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;https://dhsprogram.com/topics/wealth-index/&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مفهوم تمرکز ثروت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طبق تعریف بانک جهانی، تمرکز ثروت فرآیندی است که در آن، تحت شرایط خاص، ثروت ایجاد شده می‌تواند در دست افراد یا نهادهای محدودی متمرکز شود. کسانی که دارای ثروت هستند، توانایی سرمایه‌گذاری در منابع و ساختارهای جدید ثروت را دارند یا می‌توانند از تجمع ثروت موجود بهره‌برداری کنند و در نتیجه، خود از ثروت بیشتری برخوردار می‌شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;Haddad, Cameron Nadim; Mahler, Daniel Gerszon; Diaz-Bonilla, Carolina; Hill, Ruth; Lakner, Christoph; Lara Ibarra, Gabriel.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
The World Bank’s New Inequality Indicator : The Number of Countries with High Inequality (English). Policy Research working paper ; no. WPS 10796; PROSPERITY Washington, D.C. : World Bank Group. http://documents.worldbank.org/curated/en/099549506102441825&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مفهوم توزیع در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفهوم و مصادیق توزیع را می‌توان در حوزه‌های مختلف از جمله اقتصاد، تکنولوژی، بازاریابی و موارد بسیار دیگر جستجو کرد. با این حال در این مطلب مفهوم اقتصادی آن مورد نظر است و از این نظر، طبق تعریف پل ساموئلسون، می‌توان توزیع را به‌صورت تقسیم کل تولید، درآمد یا ثروت میان افراد یا میان عوامل تولید (مانند نیروی کار، زمین و سرمایه) تعریف کرد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ضریب جینی، روشی برای اندازه‌گیری نابرابری در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضریب جینی (Gini Coefficient) (همان شاخص جینی) میزان انحراف توزیع درآمد (یا در برخی موارد، هزینه‌های مصرفی) میان افراد یا خانوارها در یک اقتصاد از توزیع کاملا برابر را اندازه‌گیری می‌کند. منحنی لورنز درصد تجمعی کل درآمد دریافت شده را در مقابل درصد تجمعی تعداد دریافت‌کنندگان، که از فقیرترین فرد یا خانوار شروع می‌شود، رسم می‌کند. شاخص جینی فاصله بین منحنی لورنز و خط فرضی برابری مطلق را اندازه‌گیری می‌کند و به‌صورت درصدی از حداکثر مساحت زیر خط بیان می‌شود. بنابراین، شاخص جینی برابر با صفر نشان‌دهنده برابری کامل و شاخص برابر با ۱۰۰ نشان‌دهنده نابرابری کامل است.&amp;lt;ref&amp;gt;https://databank.worldbank.org/metadataglossary/gender-statistics/series/SI.POV.GIN&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بانک جهانی در مطالعه‌ای که در سال 2024 منتشر شد، اعلام کرد شاخص کلیدی جدیدی برای اندازه‌گیری نابرابری در در داخل کشورها و هدایت فعالیت‌های خود به کار می‌برد، در شیوه محاسبه جدید، کشورهایی با نابرابری بالا با ضریب جینی بالای 40 معرفی می‌شوند. این شاخص جدید در چارچوب دیدگاه تازه بانک جهانی برای پایان دادن به فقر در سیاره‌ای قابل زیست معرفی شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;Haddad, Cameron Nadim; Mahler, Daniel Gerszon; Diaz-Bonilla, Carolina; Hill, Ruth; Lakner, Christoph; Lara Ibarra, Gabriel.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
The World Bank’s New Inequality Indicator : The Number of Countries with High Inequality (English). Policy Research working paper ; no. WPS 10796; PROSPERITY Washington, D.C. : World Bank Group. http://documents.worldbank.org/curated/en/099549506102441825&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تئوری‌های توزیع در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مکاتب اقتصادی مختلف شیوه توزیع منابع در اقتصاد را به روش‌های مختلف توضیح داده‌اند و بعضا برای توزیع عادلانه‌تر راهکارهایی ارائه داده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع کلاسیک&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع در نظریات مارکس&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع نئوکلاسیک&lt;br /&gt;
* مکتب توزیع&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع کلاسیک ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع در نظریات مارکس ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع نئوکلاسیک ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مکتب توزیع ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wiki admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://majall.community/wiki/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9_%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA&amp;diff=24</id>
		<title>توزیع ثروت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://majall.community/wiki/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9_%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA&amp;diff=24"/>
		<updated>2025-12-28T07:52:41Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Wiki admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== مفهوم ثروت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این یک متن نمونه است. ثروت در منابع مختلف به شکل‌های متفاوتی تعریف می‌شود. به‌عنوان مثال، در سیستم حساب‌های ملی (SNA)، ثروت ساکنان یک اقتصاد به‌عنوان سطح دارایی‌ها و بدهی‌های آن اقتصاد در مقاطع زمانی مشخص تعریف می‌شود. با این حال، در برخی موارد، برداشت‌های گسترده‌تری از ثروت نیز اهمیت دارند. این برداشت‌ها فراتر از دارایی‌ها و بدهی‌ها به معنای متعارف آن‌ها رفته و انواع دیگری از منابعی را در نظر می‌گیرند که افراد ممکن است در اختیار داشته باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای مثال، دیدگاه رایج اقتصادی درباره ثروت می‌تواند با در نظر گرفتن سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی یا سرمایه فرهنگی گسترش پیدا کند. با این حال، ادغام تمام این مفاهیم دشوار است و علاوه بر این، ابعاد متنوع این انواع سرمایه به‌سختی می‌تواند به‌صورت جامع، به‌ویژه در سطح هر خانوار، اندازه‌گیری شود و نسبت دادن ارزش پولی به آن‌ها با چالش‌های جدی همراه است.&amp;lt;ref&amp;gt;OECD (2013), OECD Guidelines for Micro Statistics on Household Wealth, OECD Publishing, Paris, https://doi.org/10.1787/9789264194878-en.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعاریف اقتصادی ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اقتصاد، ثروت معمولاً به‌عنوان ارزش فعلیِ تنزیل‌شده جریان مصرف آینده یک فرد تعریف می‌شود و توان بالقوه فرد مورد نظر را برای مصرف کالاها و خدمات در طول زمان نشان می‌دهد. تعیین این ارزش معمولاً با استفاده از قیمت‌های بازار انجام می‌شود؛ اما باید در نظر داشت این قیمت‌ها تحت تأثیر عوامل ذهنی، زمینه‌ای و سوگیری‌های رفتاری قرار دارند و همه ارزش‌ها در آن‌ها منعکس نمی‌شود. ارزش ثروت همچنین تابعی از شرایط زمانی و مکانی و قابلیت استفاده از سرمایه‌های مادی، انسانی و اطلاعاتی برای ایجاد ارزش است. به‌رغم چالش‌های نظری و عملی در اندازه‌گیری و کمی‌سازی ثروت، این مفهوم به‌عنوان شاخصی کلان اقتصادی کاربردی باقی می‌ماند و در چارچوب حساب‌های ملی، با تجمیع موجودی‌ها و جریان‌ها، قابل برآورد و تحلیل است.&amp;lt;ref&amp;gt;Kirk Hamilton, Cameron Hepburn, Wealth, Oxford Review of Economic Policy, Volume 30, Issue 1, SPRING 2014, Pages 1–20, https://doi.org/10.1093/oxrep/gru010&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اندازه‌گیری ثروت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برخی مطالعات، به‌ویژه در کشورهایی که داده‌های دقیق درآمد یا دارایی در دسترس نیست، از شاخص‌های ترکیبی ثروت استفاده می‌شود. شاخص ثروت با بهره‌گیری از داده‌هایی مانند مالکیت دارایی‌های بادوام، کیفیت مسکن و دسترسی به آب و خدمات بهداشتی، سطح زندگی بلندمدت خانوارها را به‌صورت نسبی برآورد می‌کند. این شاخص معمولاً با روش‌های آماری محاسبه شده و خانوارها را در طبقات مختلف ثروت دسته‌بندی می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;https://dhsprogram.com/topics/wealth-index/&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مفهوم تمرکز ثروت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طبق تعریف بانک جهانی، تمرکز ثروت فرآیندی است که در آن، تحت شرایط خاص، ثروت ایجاد شده می‌تواند در دست افراد یا نهادهای محدودی متمرکز شود. کسانی که دارای ثروت هستند، توانایی سرمایه‌گذاری در منابع و ساختارهای جدید ثروت را دارند یا می‌توانند از تجمع ثروت موجود بهره‌برداری کنند و در نتیجه، خود از ثروت بیشتری برخوردار می‌شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;Haddad, Cameron Nadim; Mahler, Daniel Gerszon; Diaz-Bonilla, Carolina; Hill, Ruth; Lakner, Christoph; Lara Ibarra, Gabriel.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
The World Bank’s New Inequality Indicator : The Number of Countries with High Inequality (English). Policy Research working paper ; no. WPS 10796; PROSPERITY Washington, D.C. : World Bank Group. http://documents.worldbank.org/curated/en/099549506102441825&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مفهوم توزیع در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفهوم و مصادیق توزیع را می‌توان در حوزه‌های مختلف از جمله اقتصاد، تکنولوژی، بازاریابی و موارد بسیار دیگر جستجو کرد. با این حال در این مطلب مفهوم اقتصادی آن مورد نظر است و از این نظر، طبق تعریف پل ساموئلسون، می‌توان توزیع را به‌صورت تقسیم کل تولید، درآمد یا ثروت میان افراد یا میان عوامل تولید (مانند نیروی کار، زمین و سرمایه) تعریف کرد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ضریب جینی، روشی برای اندازه‌گیری نابرابری در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضریب جینی (Gini Coefficient) (همان شاخص جینی) میزان انحراف توزیع درآمد (یا در برخی موارد، هزینه‌های مصرفی) میان افراد یا خانوارها در یک اقتصاد از توزیع کاملا برابر را اندازه‌گیری می‌کند. منحنی لورنز درصد تجمعی کل درآمد دریافت شده را در مقابل درصد تجمعی تعداد دریافت‌کنندگان، که از فقیرترین فرد یا خانوار شروع می‌شود، رسم می‌کند. شاخص جینی فاصله بین منحنی لورنز و خط فرضی برابری مطلق را اندازه‌گیری می‌کند و به‌صورت درصدی از حداکثر مساحت زیر خط بیان می‌شود. بنابراین، شاخص جینی برابر با صفر نشان‌دهنده برابری کامل و شاخص برابر با ۱۰۰ نشان‌دهنده نابرابری کامل است.&amp;lt;ref&amp;gt;https://databank.worldbank.org/metadataglossary/gender-statistics/series/SI.POV.GIN&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بانک جهانی در مطالعه‌ای که در سال 2024 منتشر شد، اعلام کرد شاخص کلیدی جدیدی برای اندازه‌گیری نابرابری در در داخل کشورها و هدایت فعالیت‌های خود به کار می‌برد، در شیوه محاسبه جدید، کشورهایی با نابرابری بالا با ضریب جینی بالای 40 معرفی می‌شوند. این شاخص جدید در چارچوب دیدگاه تازه بانک جهانی برای پایان دادن به فقر در سیاره‌ای قابل زیست معرفی شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;Haddad, Cameron Nadim; Mahler, Daniel Gerszon; Diaz-Bonilla, Carolina; Hill, Ruth; Lakner, Christoph; Lara Ibarra, Gabriel.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
The World Bank’s New Inequality Indicator : The Number of Countries with High Inequality (English). Policy Research working paper ; no. WPS 10796; PROSPERITY Washington, D.C. : World Bank Group. http://documents.worldbank.org/curated/en/099549506102441825&amp;lt;/ref&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تئوری‌های توزیع در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مکاتب اقتصادی مختلف شیوه توزیع منابع در اقتصاد را به روش‌های مختلف توضیح داده‌اند و بعضا برای توزیع عادلانه‌تر راهکارهایی ارائه داده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع کلاسیک&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع در نظریات مارکس&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع نئوکلاسیک&lt;br /&gt;
* مکتب توزیع&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع کلاسیک ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع در نظریات مارکس ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع نئوکلاسیک ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مکتب توزیع ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wiki admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://majall.community/wiki/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9_%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA&amp;diff=23</id>
		<title>توزیع ثروت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://majall.community/wiki/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9_%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA&amp;diff=23"/>
		<updated>2025-12-28T07:48:04Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Wiki admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== مفهوم ثروت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این یک متن نمونه است. ثروت در منابع مختلف به شکل‌های متفاوتی تعریف می‌شود. به‌عنوان مثال، در سیستم حساب‌های ملی (SNA)، ثروت ساکنان یک اقتصاد به‌عنوان سطح دارایی‌ها و بدهی‌های آن اقتصاد در مقاطع زمانی مشخص تعریف می‌شود. با این حال، در برخی موارد، برداشت‌های گسترده‌تری از ثروت نیز اهمیت دارند. این برداشت‌ها فراتر از دارایی‌ها و بدهی‌ها به معنای متعارف آن‌ها رفته و انواع دیگری از منابعی را در نظر می‌گیرند که افراد ممکن است در اختیار داشته باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای مثال، دیدگاه رایج اقتصادی درباره ثروت می‌تواند با در نظر گرفتن سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی یا سرمایه فرهنگی گسترش پیدا کند. با این حال، ادغام تمام این مفاهیم دشوار است و علاوه بر این، ابعاد متنوع این انواع سرمایه به‌سختی می‌تواند به‌صورت جامع، به‌ویژه در سطح هر خانوار، اندازه‌گیری شود و نسبت دادن ارزش پولی به آن‌ها با چالش‌های جدی همراه است.&amp;lt;ref&amp;gt;OECD (2013), OECD Guidelines for Micro Statistics on Household Wealth, OECD Publishing, Paris, https://doi.org/10.1787/9789264194878-en.&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعاریف اقتصادی ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اقتصاد، ثروت معمولاً به‌عنوان ارزش فعلیِ تنزیل‌شده جریان مصرف آینده یک فرد تعریف می‌شود و توان بالقوه فرد مورد نظر را برای مصرف کالاها و خدمات در طول زمان نشان می‌دهد. تعیین این ارزش معمولاً با استفاده از قیمت‌های بازار انجام می‌شود؛ اما باید در نظر داشت این قیمت‌ها تحت تأثیر عوامل ذهنی، زمینه‌ای و سوگیری‌های رفتاری قرار دارند و همه ارزش‌ها در آن‌ها منعکس نمی‌شود. ارزش ثروت همچنین تابعی از شرایط زمانی و مکانی و قابلیت استفاده از سرمایه‌های مادی، انسانی و اطلاعاتی برای ایجاد ارزش است. به‌رغم چالش‌های نظری و عملی در اندازه‌گیری و کمی‌سازی ثروت، این مفهوم به‌عنوان شاخصی کلان اقتصادی کاربردی باقی می‌ماند و در چارچوب حساب‌های ملی، با تجمیع موجودی‌ها و جریان‌ها، قابل برآورد و تحلیل است.&amp;lt;ref&amp;gt;Kirk Hamilton, Cameron Hepburn, Wealth, Oxford Review of Economic Policy, Volume 30, Issue 1, SPRING 2014, Pages 1–20, https://doi.org/10.1093/oxrep/gru010&amp;lt;ref/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اندازه‌گیری ثروت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برخی مطالعات، به‌ویژه در کشورهایی که داده‌های دقیق درآمد یا دارایی در دسترس نیست، از شاخص‌های ترکیبی ثروت استفاده می‌شود. شاخص ثروت با بهره‌گیری از داده‌هایی مانند مالکیت دارایی‌های بادوام، کیفیت مسکن و دسترسی به آب و خدمات بهداشتی، سطح زندگی بلندمدت خانوارها را به‌صورت نسبی برآورد می‌کند. این شاخص معمولاً با روش‌های آماری محاسبه شده و خانوارها را در طبقات مختلف ثروت دسته‌بندی می‌کند.&amp;lt;ref&amp;gt;https://dhsprogram.com/topics/wealth-index/&amp;lt;ref/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مفهوم تمرکز ثروت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طبق تعریف بانک جهانی، تمرکز ثروت فرآیندی است که در آن، تحت شرایط خاص، ثروت ایجاد شده می‌تواند در دست افراد یا نهادهای محدودی متمرکز شود. کسانی که دارای ثروت هستند، توانایی سرمایه‌گذاری در منابع و ساختارهای جدید ثروت را دارند یا می‌توانند از تجمع ثروت موجود بهره‌برداری کنند و در نتیجه، خود از ثروت بیشتری برخوردار می‌شوند.&amp;lt;ref&amp;gt;Haddad, Cameron Nadim; Mahler, Daniel Gerszon; Diaz-Bonilla, Carolina; Hill, Ruth; Lakner, Christoph; Lara Ibarra, Gabriel.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
The World Bank’s New Inequality Indicator : The Number of Countries with High Inequality (English). Policy Research working paper ; no. WPS 10796; PROSPERITY Washington, D.C. : World Bank Group. http://documents.worldbank.org/curated/en/099549506102441825&amp;lt;ref/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مفهوم توزیع در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفهوم و مصادیق توزیع را می‌توان در حوزه‌های مختلف از جمله اقتصاد، تکنولوژی، بازاریابی و موارد بسیار دیگر جستجو کرد. با این حال در این مطلب مفهوم اقتصادی آن مورد نظر است و از این نظر، طبق تعریف پل ساموئلسون، می‌توان توزیع را به‌صورت تقسیم کل تولید، درآمد یا ثروت میان افراد یا میان عوامل تولید (مانند نیروی کار، زمین و سرمایه) تعریف کرد.&amp;lt;ref&amp;gt;&amp;lt;ref/&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ضریب جینی، روشی برای اندازه‌گیری نابرابری در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضریب جینی (Gini Coefficient) (همان شاخص جینی) میزان انحراف توزیع درآمد (یا در برخی موارد، هزینه‌های مصرفی) میان افراد یا خانوارها در یک اقتصاد از توزیع کاملا برابر را اندازه‌گیری می‌کند. منحنی لورنز درصد تجمعی کل درآمد دریافت شده را در مقابل درصد تجمعی تعداد دریافت‌کنندگان، که از فقیرترین فرد یا خانوار شروع می‌شود، رسم می‌کند. شاخص جینی فاصله بین منحنی لورنز و خط فرضی برابری مطلق را اندازه‌گیری می‌کند و به‌صورت درصدی از حداکثر مساحت زیر خط بیان می‌شود. بنابراین، شاخص جینی برابر با صفر نشان‌دهنده برابری کامل و شاخص برابر با ۱۰۰ نشان‌دهنده نابرابری کامل است.&amp;lt;ref&amp;gt;https://databank.worldbank.org/metadataglossary/gender-statistics/series/SI.POV.GINI&amp;lt;ref/&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بانک جهانی در مطالعه‌ای که در سال 2024 منتشر شد، اعلام کرد شاخص کلیدی جدیدی برای اندازه‌گیری نابرابری در در داخل کشورها و هدایت فعالیت‌های خود به کار می‌برد، در شیوه محاسبه جدید، کشورهایی با نابرابری بالا با ضریب جینی بالای 40 معرفی می‌شوند. این شاخص جدید در چارچوب دیدگاه تازه بانک جهانی برای پایان دادن به فقر در سیاره‌ای قابل زیست معرفی شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;Haddad, Cameron Nadim; Mahler, Daniel Gerszon; Diaz-Bonilla, Carolina; Hill, Ruth; Lakner, Christoph; Lara Ibarra, Gabriel.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
The World Bank’s New Inequality Indicator : The Number of Countries with High Inequality (English). Policy Research working paper ; no. WPS 10796; PROSPERITY Washington, D.C. : World Bank Group. http://documents.worldbank.org/curated/en/099549506102441825&amp;lt;ref/&amp;gt; &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تئوری‌های توزیع در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مکاتب اقتصادی مختلف شیوه توزیع منابع در اقتصاد را به روش‌های مختلف توضیح داده‌اند و بعضا برای توزیع عادلانه‌تر راهکارهایی ارائه داده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع کلاسیک&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع در نظریات مارکس&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع نئوکلاسیک&lt;br /&gt;
* مکتب توزیع&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع کلاسیک ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع در نظریات مارکس ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع نئوکلاسیک ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مکتب توزیع ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wiki admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://majall.community/wiki/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9_%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA&amp;diff=22</id>
		<title>توزیع ثروت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://majall.community/wiki/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9_%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA&amp;diff=22"/>
		<updated>2025-12-28T06:52:02Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Wiki admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== مفهوم ثروت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
این یک متن نمونه است.&amp;lt;ref&amp;gt;winsoo.ir&amp;lt;/ref&amp;gt; ثروت در منابع مختلف به شکل‌های متفاوتی تعریف می‌شود. به‌عنوان مثال، در سیستم حساب‌های ملی (SNA)، ثروت ساکنان یک اقتصاد به‌عنوان سطح دارایی‌ها و بدهی‌های آن اقتصاد در مقاطع زمانی مشخص تعریف می‌شود. با این حال، در برخی موارد، برداشت‌های گسترده‌تری از ثروت نیز اهمیت دارند. این برداشت‌ها فراتر از دارایی‌ها و بدهی‌ها به معنای متعارف آن‌ها رفته و انواع دیگری از منابعی را در نظر می‌گیرند که افراد ممکن است در اختیار داشته باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای مثال، دیدگاه رایج اقتصادی درباره ثروت می‌تواند با در نظر گرفتن سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی یا سرمایه فرهنگی گسترش پیدا کند. با این حال، ادغام تمام این مفاهیم دشوار است و علاوه بر این، ابعاد متنوع این انواع سرمایه به‌سختی می‌تواند به‌صورت جامع، به‌ویژه در سطح هر خانوار، اندازه‌گیری شود و نسبت دادن ارزش پولی به آن‌ها با چالش‌های جدی همراه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعاریف اقتصادی ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اقتصاد، ثروت معمولاً به‌عنوان ارزش فعلیِ تنزیل‌شده جریان مصرف آینده یک فرد تعریف می‌شود و توان بالقوه فرد مورد نظر را برای مصرف کالاها و خدمات در طول زمان نشان می‌دهد. تعیین این ارزش معمولاً با استفاده از قیمت‌های بازار انجام می‌شود؛ اما باید در نظر داشت این قیمت‌ها تحت تأثیر عوامل ذهنی، زمینه‌ای و سوگیری‌های رفتاری قرار دارند و همه ارزش‌ها در آن‌ها منعکس نمی‌شود. ارزش ثروت همچنین تابعی از شرایط زمانی و مکانی و قابلیت استفاده از سرمایه‌های مادی، انسانی و اطلاعاتی برای ایجاد ارزش است. به‌رغم چالش‌های نظری و عملی در اندازه‌گیری و کمی‌سازی ثروت، این مفهوم به‌عنوان شاخصی کلان اقتصادی کاربردی باقی می‌ماند و در چارچوب حساب‌های ملی، با تجمیع موجودی‌ها و جریان‌ها، قابل برآورد و تحلیل است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اندازه‌گیری ثروت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برخی مطالعات، به‌ویژه در کشورهایی که داده‌های دقیق درآمد یا دارایی در دسترس نیست، از شاخص‌های ترکیبی ثروت استفاده می‌شود. شاخص ثروت با بهره‌گیری از داده‌هایی مانند مالکیت دارایی‌های بادوام، کیفیت مسکن و دسترسی به آب و خدمات بهداشتی، سطح زندگی بلندمدت خانوارها را به‌صورت نسبی برآورد می‌کند. این شاخص معمولاً با روش‌های آماری محاسبه شده و خانوارها را در طبقات مختلف ثروت دسته‌بندی می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مفهوم تمرکز ثروت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طبق تعریف بانک جهانی، تمرکز ثروت فرآیندی است که در آن، تحت شرایط خاص، ثروت ایجاد شده می‌تواند در دست افراد یا نهادهای محدودی متمرکز شود. کسانی که دارای ثروت هستند، توانایی سرمایه‌گذاری در منابع و ساختارهای جدید ثروت را دارند یا می‌توانند از تجمع ثروت موجود بهره‌برداری کنند و در نتیجه، خود از ثروت بیشتری برخوردار می‌شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مفهوم توزیع در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفهوم و مصادیق توزیع را می‌توان در حوزه‌های مختلف از جمله اقتصاد، تکنولوژی، بازاریابی و موارد بسیار دیگر جستجو کرد. با این حال در این مطلب مفهوم اقتصادی آن مورد نظر است و از این نظر، طبق تعریف پل ساموئلسون، می‌توان توزیع را به‌صورت تقسیم کل تولید، درآمد یا ثروت میان افراد یا میان عوامل تولید (مانند نیروی کار، زمین و سرمایه) تعریف کرد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ضریب جینی، روشی برای اندازه‌گیری نابرابری در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضریب جینی (Gini Coefficient) (همان شاخص جینی) میزان انحراف توزیع درآمد (یا در برخی موارد، هزینه‌های مصرفی) میان افراد یا خانوارها در یک اقتصاد از توزیع کاملا برابر را اندازه‌گیری می‌کند. منحنی لورنز درصد تجمعی کل درآمد دریافت شده را در مقابل درصد تجمعی تعداد دریافت‌کنندگان، که از فقیرترین فرد یا خانوار شروع می‌شود، رسم می‌کند. شاخص جینی فاصله بین منحنی لورنز و خط فرضی برابری مطلق را اندازه‌گیری می‌کند و به‌صورت درصدی از حداکثر مساحت زیر خط بیان می‌شود. بنابراین، شاخص جینی برابر با صفر نشان‌دهنده برابری کامل و شاخص برابر با ۱۰۰ نشان‌دهنده نابرابری کامل است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بانک جهانی در مطالعه‌ای که در سال 2024 منتشر شد، اعلام کرد شاخص کلیدی جدیدی برای اندازه‌گیری نابرابری در در داخل کشورها و هدایت فعالیت‌های خود به کار می‌برد، در شیوه محاسبه جدید، کشورهایی با نابرابری بالا با ضریب جینی بالای 40 معرفی می‌شوند. این شاخص جدید در چارچوب دیدگاه تازه بانک جهانی برای پایان دادن به فقر در سیاره‌ای قابل زیست معرفی شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تئوری‌های توزیع در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مکاتب اقتصادی مختلف شیوه توزیع منابع در اقتصاد را به روش‌های مختلف توضیح داده‌اند و بعضا برای توزیع عادلانه‌تر راهکارهایی ارائه داده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع کلاسیک&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع در نظریات مارکس&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع نئوکلاسیک&lt;br /&gt;
* مکتب توزیع&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع کلاسیک ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع در نظریات مارکس ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع نئوکلاسیک ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مکتب توزیع ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wiki admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://majall.community/wiki/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9_%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA&amp;diff=21</id>
		<title>توزیع ثروت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://majall.community/wiki/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9_%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA&amp;diff=21"/>
		<updated>2025-12-27T08:00:30Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Wiki admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== مفهوم ثروت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثروت در منابع مختلف به شکل‌های متفاوتی تعریف می‌شود. به‌عنوان مثال، در سیستم حساب‌های ملی (SNA)، ثروت ساکنان یک اقتصاد به‌عنوان سطح دارایی‌ها و بدهی‌های آن اقتصاد در مقاطع زمانی مشخص تعریف می‌شود. با این حال، در برخی موارد، برداشت‌های گسترده‌تری از ثروت نیز اهمیت دارند. این برداشت‌ها فراتر از دارایی‌ها و بدهی‌ها به معنای متعارف آن‌ها رفته و انواع دیگری از منابعی را در نظر می‌گیرند که افراد ممکن است در اختیار داشته باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای مثال، دیدگاه رایج اقتصادی درباره ثروت می‌تواند با در نظر گرفتن سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی یا سرمایه فرهنگی گسترش پیدا کند. با این حال، ادغام تمام این مفاهیم دشوار است و علاوه بر این، ابعاد متنوع این انواع سرمایه به‌سختی می‌تواند به‌صورت جامع، به‌ویژه در سطح هر خانوار، اندازه‌گیری شود و نسبت دادن ارزش پولی به آن‌ها با چالش‌های جدی همراه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعاریف اقتصادی ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اقتصاد، ثروت معمولاً به‌عنوان ارزش فعلیِ تنزیل‌شده جریان مصرف آینده یک فرد تعریف می‌شود و توان بالقوه فرد مورد نظر را برای مصرف کالاها و خدمات در طول زمان نشان می‌دهد. تعیین این ارزش معمولاً با استفاده از قیمت‌های بازار انجام می‌شود؛ اما باید در نظر داشت این قیمت‌ها تحت تأثیر عوامل ذهنی، زمینه‌ای و سوگیری‌های رفتاری قرار دارند و همه ارزش‌ها در آن‌ها منعکس نمی‌شود. ارزش ثروت همچنین تابعی از شرایط زمانی و مکانی و قابلیت استفاده از سرمایه‌های مادی، انسانی و اطلاعاتی برای ایجاد ارزش است. به‌رغم چالش‌های نظری و عملی در اندازه‌گیری و کمی‌سازی ثروت، این مفهوم به‌عنوان شاخصی کلان اقتصادی کاربردی باقی می‌ماند و در چارچوب حساب‌های ملی، با تجمیع موجودی‌ها و جریان‌ها، قابل برآورد و تحلیل است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اندازه‌گیری ثروت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برخی مطالعات، به‌ویژه در کشورهایی که داده‌های دقیق درآمد یا دارایی در دسترس نیست، از شاخص‌های ترکیبی ثروت استفاده می‌شود. شاخص ثروت با بهره‌گیری از داده‌هایی مانند مالکیت دارایی‌های بادوام، کیفیت مسکن و دسترسی به آب و خدمات بهداشتی، سطح زندگی بلندمدت خانوارها را به‌صورت نسبی برآورد می‌کند. این شاخص معمولاً با روش‌های آماری محاسبه شده و خانوارها را در طبقات مختلف ثروت دسته‌بندی می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مفهوم تمرکز ثروت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طبق تعریف بانک جهانی، تمرکز ثروت فرآیندی است که در آن، تحت شرایط خاص، ثروت ایجاد شده می‌تواند در دست افراد یا نهادهای محدودی متمرکز شود. کسانی که دارای ثروت هستند، توانایی سرمایه‌گذاری در منابع و ساختارهای جدید ثروت را دارند یا می‌توانند از تجمع ثروت موجود بهره‌برداری کنند و در نتیجه، خود از ثروت بیشتری برخوردار می‌شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مفهوم توزیع در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفهوم و مصادیق توزیع را می‌توان در حوزه‌های مختلف از جمله اقتصاد، تکنولوژی، بازاریابی و موارد بسیار دیگر جستجو کرد. با این حال در این مطلب مفهوم اقتصادی آن مورد نظر است و از این نظر، طبق تعریف پل ساموئلسون، می‌توان توزیع را به‌صورت تقسیم کل تولید، درآمد یا ثروت میان افراد یا میان عوامل تولید (مانند نیروی کار، زمین و سرمایه) تعریف کرد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ضریب جینی، روشی برای اندازه‌گیری نابرابری در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضریب جینی (Gini Coefficient) (همان شاخص جینی) میزان انحراف توزیع درآمد (یا در برخی موارد، هزینه‌های مصرفی) میان افراد یا خانوارها در یک اقتصاد از توزیع کاملا برابر را اندازه‌گیری می‌کند. منحنی لورنز درصد تجمعی کل درآمد دریافت شده را در مقابل درصد تجمعی تعداد دریافت‌کنندگان، که از فقیرترین فرد یا خانوار شروع می‌شود، رسم می‌کند. شاخص جینی فاصله بین منحنی لورنز و خط فرضی برابری مطلق را اندازه‌گیری می‌کند و به‌صورت درصدی از حداکثر مساحت زیر خط بیان می‌شود. بنابراین، شاخص جینی برابر با صفر نشان‌دهنده برابری کامل و شاخص برابر با ۱۰۰ نشان‌دهنده نابرابری کامل است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بانک جهانی در مطالعه‌ای که در سال 2024 منتشر شد، اعلام کرد شاخص کلیدی جدیدی برای اندازه‌گیری نابرابری در در داخل کشورها و هدایت فعالیت‌های خود به کار می‌برد، در شیوه محاسبه جدید، کشورهایی با نابرابری بالا با ضریب جینی بالای 40 معرفی می‌شوند. این شاخص جدید در چارچوب دیدگاه تازه بانک جهانی برای پایان دادن به فقر در سیاره‌ای قابل زیست معرفی شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تئوری‌های توزیع در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مکاتب اقتصادی مختلف شیوه توزیع منابع در اقتصاد را به روش‌های مختلف توضیح داده‌اند و بعضا برای توزیع عادلانه‌تر راهکارهایی ارائه داده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع کلاسیک&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع در نظریات مارکس&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع نئوکلاسیک&lt;br /&gt;
* مکتب توزیع&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع کلاسیک ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع در نظریات مارکس ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع نئوکلاسیک ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مکتب توزیع ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wiki admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://majall.community/wiki/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9_%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA&amp;diff=20</id>
		<title>توزیع ثروت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://majall.community/wiki/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9_%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA&amp;diff=20"/>
		<updated>2025-12-27T07:59:57Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Wiki admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== مفهوم ثروت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;ref&amp;gt;ثروت در منابع&amp;lt;/ref&amp;gt; مختلف &amp;lt;ref&amp;gt;http://www.cnn.com&amp;lt;/ref&amp;gt; به شکل‌های متفاوتی تعریف می‌شود. به‌عنوان مثال، در سیستم حساب‌های ملی (SNA)، ثروت ساکنان یک اقتصاد به‌عنوان سطح دارایی‌ها و بدهی‌های آن اقتصاد در مقاطع زمانی مشخص تعریف می‌شود. با این حال، در برخی موارد، برداشت‌های گسترده‌تری از ثروت نیز اهمیت دارند. این برداشت‌ها فراتر از دارایی‌ها و بدهی‌ها به معنای متعارف آن‌ها رفته و انواع دیگری از منابعی را در نظر می‌گیرند که افراد ممکن است در اختیار داشته باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای مثال، دیدگاه رایج اقتصادی درباره ثروت می‌تواند با در نظر گرفتن سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی یا سرمایه فرهنگی گسترش پیدا کند. با این حال، ادغام تمام این مفاهیم دشوار است و علاوه بر این، ابعاد متنوع این انواع سرمایه به‌سختی می‌تواند به‌صورت جامع، به‌ویژه در سطح هر خانوار، اندازه‌گیری شود و نسبت دادن ارزش پولی به آن‌ها با چالش‌های جدی همراه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعاریف اقتصادی ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اقتصاد، ثروت معمولاً به‌عنوان ارزش فعلیِ تنزیل‌شده جریان مصرف آینده یک فرد تعریف می‌شود و توان بالقوه فرد مورد نظر را برای مصرف کالاها و خدمات در طول زمان نشان می‌دهد. تعیین این ارزش معمولاً با استفاده از قیمت‌های بازار انجام می‌شود؛ اما باید در نظر داشت این قیمت‌ها تحت تأثیر عوامل ذهنی، زمینه‌ای و سوگیری‌های رفتاری قرار دارند و همه ارزش‌ها در آن‌ها منعکس نمی‌شود. ارزش ثروت همچنین تابعی از شرایط زمانی و مکانی و قابلیت استفاده از سرمایه‌های مادی، انسانی و اطلاعاتی برای ایجاد ارزش است. به‌رغم چالش‌های نظری و عملی در اندازه‌گیری و کمی‌سازی ثروت، این مفهوم به‌عنوان شاخصی کلان اقتصادی کاربردی باقی می‌ماند و در چارچوب حساب‌های ملی، با تجمیع موجودی‌ها و جریان‌ها، قابل برآورد و تحلیل است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اندازه‌گیری ثروت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برخی مطالعات، به‌ویژه در کشورهایی که داده‌های دقیق درآمد یا دارایی در دسترس نیست، از شاخص‌های ترکیبی ثروت استفاده می‌شود. شاخص ثروت با بهره‌گیری از داده‌هایی مانند مالکیت دارایی‌های بادوام، کیفیت مسکن و دسترسی به آب و خدمات بهداشتی، سطح زندگی بلندمدت خانوارها را به‌صورت نسبی برآورد می‌کند. این شاخص معمولاً با روش‌های آماری محاسبه شده و خانوارها را در طبقات مختلف ثروت دسته‌بندی می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مفهوم تمرکز ثروت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طبق تعریف بانک جهانی، تمرکز ثروت فرآیندی است که در آن، تحت شرایط خاص، ثروت ایجاد شده می‌تواند در دست افراد یا نهادهای محدودی متمرکز شود. کسانی که دارای ثروت هستند، توانایی سرمایه‌گذاری در منابع و ساختارهای جدید ثروت را دارند یا می‌توانند از تجمع ثروت موجود بهره‌برداری کنند و در نتیجه، خود از ثروت بیشتری برخوردار می‌شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مفهوم توزیع در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفهوم و مصادیق توزیع را می‌توان در حوزه‌های مختلف از جمله اقتصاد، تکنولوژی، بازاریابی و موارد بسیار دیگر جستجو کرد. با این حال در این مطلب مفهوم اقتصادی آن مورد نظر است و از این نظر، طبق تعریف پل ساموئلسون، می‌توان توزیع را به‌صورت تقسیم کل تولید، درآمد یا ثروت میان افراد یا میان عوامل تولید (مانند نیروی کار، زمین و سرمایه) تعریف کرد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ضریب جینی، روشی برای اندازه‌گیری نابرابری در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضریب جینی (Gini Coefficient) (همان شاخص جینی) میزان انحراف توزیع درآمد (یا در برخی موارد، هزینه‌های مصرفی) میان افراد یا خانوارها در یک اقتصاد از توزیع کاملا برابر را اندازه‌گیری می‌کند. منحنی لورنز درصد تجمعی کل درآمد دریافت شده را در مقابل درصد تجمعی تعداد دریافت‌کنندگان، که از فقیرترین فرد یا خانوار شروع می‌شود، رسم می‌کند. شاخص جینی فاصله بین منحنی لورنز و خط فرضی برابری مطلق را اندازه‌گیری می‌کند و به‌صورت درصدی از حداکثر مساحت زیر خط بیان می‌شود. بنابراین، شاخص جینی برابر با صفر نشان‌دهنده برابری کامل و شاخص برابر با ۱۰۰ نشان‌دهنده نابرابری کامل است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بانک جهانی در مطالعه‌ای که در سال 2024 منتشر شد، اعلام کرد شاخص کلیدی جدیدی برای اندازه‌گیری نابرابری در در داخل کشورها و هدایت فعالیت‌های خود به کار می‌برد، در شیوه محاسبه جدید، کشورهایی با نابرابری بالا با ضریب جینی بالای 40 معرفی می‌شوند. این شاخص جدید در چارچوب دیدگاه تازه بانک جهانی برای پایان دادن به فقر در سیاره‌ای قابل زیست معرفی شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تئوری‌های توزیع در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مکاتب اقتصادی مختلف شیوه توزیع منابع در اقتصاد را به روش‌های مختلف توضیح داده‌اند و بعضا برای توزیع عادلانه‌تر راهکارهایی ارائه داده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع کلاسیک&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع در نظریات مارکس&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع نئوکلاسیک&lt;br /&gt;
* مکتب توزیع&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع کلاسیک ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع در نظریات مارکس ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع نئوکلاسیک ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مکتب توزیع ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wiki admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://majall.community/wiki/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9_%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA&amp;diff=19</id>
		<title>توزیع ثروت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://majall.community/wiki/index.php?title=%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9_%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA&amp;diff=19"/>
		<updated>2025-12-25T10:55:31Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Wiki admin: صفحه‌ای تازه حاوی «== مفهوم ثروت ==   ثروت در منابع مختلف به شکل‌های متفاوتی تعریف می‌شود. به‌عنوان مثال، در سیستم حساب‌های ملی (SNA)، ثروت ساکنان یک اقتصاد به‌عنوان سطح دارایی‌ها و بدهی‌های آن اقتصاد در مقاطع زمانی مشخص تعریف می‌شود. با این حال، در برخی موارد،...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;== مفهوم ثروت ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ثروت در منابع مختلف به شکل‌های متفاوتی تعریف می‌شود. به‌عنوان مثال، در سیستم حساب‌های ملی (SNA)، ثروت ساکنان یک اقتصاد به‌عنوان سطح دارایی‌ها و بدهی‌های آن اقتصاد در مقاطع زمانی مشخص تعریف می‌شود. با این حال، در برخی موارد، برداشت‌های گسترده‌تری از ثروت نیز اهمیت دارند. این برداشت‌ها فراتر از دارایی‌ها و بدهی‌ها به معنای متعارف آن‌ها رفته و انواع دیگری از منابعی را در نظر می‌گیرند که افراد ممکن است در اختیار داشته باشند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برای مثال، دیدگاه رایج اقتصادی درباره ثروت می‌تواند با در نظر گرفتن سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی یا سرمایه فرهنگی گسترش پیدا کند. با این حال، ادغام تمام این مفاهیم دشوار است و علاوه بر این، ابعاد متنوع این انواع سرمایه به‌سختی می‌تواند به‌صورت جامع، به‌ویژه در سطح هر خانوار، اندازه‌گیری شود و نسبت دادن ارزش پولی به آن‌ها با چالش‌های جدی همراه است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تعاریف اقتصادی ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در اقتصاد، ثروت معمولاً به‌عنوان ارزش فعلیِ تنزیل‌شده جریان مصرف آینده یک فرد تعریف می‌شود و توان بالقوه فرد مورد نظر را برای مصرف کالاها و خدمات در طول زمان نشان می‌دهد. تعیین این ارزش معمولاً با استفاده از قیمت‌های بازار انجام می‌شود؛ اما باید در نظر داشت این قیمت‌ها تحت تأثیر عوامل ذهنی، زمینه‌ای و سوگیری‌های رفتاری قرار دارند و همه ارزش‌ها در آن‌ها منعکس نمی‌شود. ارزش ثروت همچنین تابعی از شرایط زمانی و مکانی و قابلیت استفاده از سرمایه‌های مادی، انسانی و اطلاعاتی برای ایجاد ارزش است. به‌رغم چالش‌های نظری و عملی در اندازه‌گیری و کمی‌سازی ثروت، این مفهوم به‌عنوان شاخصی کلان اقتصادی کاربردی باقی می‌ماند و در چارچوب حساب‌های ملی، با تجمیع موجودی‌ها و جریان‌ها، قابل برآورد و تحلیل است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== اندازه‌گیری ثروت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در برخی مطالعات، به‌ویژه در کشورهایی که داده‌های دقیق درآمد یا دارایی در دسترس نیست، از شاخص‌های ترکیبی ثروت استفاده می‌شود. شاخص ثروت با بهره‌گیری از داده‌هایی مانند مالکیت دارایی‌های بادوام، کیفیت مسکن و دسترسی به آب و خدمات بهداشتی، سطح زندگی بلندمدت خانوارها را به‌صورت نسبی برآورد می‌کند. این شاخص معمولاً با روش‌های آماری محاسبه شده و خانوارها را در طبقات مختلف ثروت دسته‌بندی می‌کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مفهوم تمرکز ثروت ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طبق تعریف بانک جهانی، تمرکز ثروت فرآیندی است که در آن، تحت شرایط خاص، ثروت ایجاد شده می‌تواند در دست افراد یا نهادهای محدودی متمرکز شود. کسانی که دارای ثروت هستند، توانایی سرمایه‌گذاری در منابع و ساختارهای جدید ثروت را دارند یا می‌توانند از تجمع ثروت موجود بهره‌برداری کنند و در نتیجه، خود از ثروت بیشتری برخوردار می‌شوند. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== مفهوم توزیع در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مفهوم و مصادیق توزیع را می‌توان در حوزه‌های مختلف از جمله اقتصاد، تکنولوژی، بازاریابی و موارد بسیار دیگر جستجو کرد. با این حال در این مطلب مفهوم اقتصادی آن مورد نظر است و از این نظر، طبق تعریف پل ساموئلسون، می‌توان توزیع را به‌صورت تقسیم کل تولید، درآمد یا ثروت میان افراد یا میان عوامل تولید (مانند نیروی کار، زمین و سرمایه) تعریف کرد.  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== ضریب جینی، روشی برای اندازه‌گیری نابرابری در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ضریب جینی (Gini Coefficient) (همان شاخص جینی) میزان انحراف توزیع درآمد (یا در برخی موارد، هزینه‌های مصرفی) میان افراد یا خانوارها در یک اقتصاد از توزیع کاملا برابر را اندازه‌گیری می‌کند. منحنی لورنز درصد تجمعی کل درآمد دریافت شده را در مقابل درصد تجمعی تعداد دریافت‌کنندگان، که از فقیرترین فرد یا خانوار شروع می‌شود، رسم می‌کند. شاخص جینی فاصله بین منحنی لورنز و خط فرضی برابری مطلق را اندازه‌گیری می‌کند و به‌صورت درصدی از حداکثر مساحت زیر خط بیان می‌شود. بنابراین، شاخص جینی برابر با صفر نشان‌دهنده برابری کامل و شاخص برابر با ۱۰۰ نشان‌دهنده نابرابری کامل است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بانک جهانی در مطالعه‌ای که در سال 2024 منتشر شد، اعلام کرد شاخص کلیدی جدیدی برای اندازه‌گیری نابرابری در در داخل کشورها و هدایت فعالیت‌های خود به کار می‌برد، در شیوه محاسبه جدید، کشورهایی با نابرابری بالا با ضریب جینی بالای 40 معرفی می‌شوند. این شاخص جدید در چارچوب دیدگاه تازه بانک جهانی برای پایان دادن به فقر در سیاره‌ای قابل زیست معرفی شده است. &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== تئوری‌های توزیع در اقتصاد ==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مکاتب اقتصادی مختلف شیوه توزیع منابع در اقتصاد را به روش‌های مختلف توضیح داده‌اند و بعضا برای توزیع عادلانه‌تر راهکارهایی ارائه داده‌اند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع کلاسیک&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع در نظریات مارکس&lt;br /&gt;
* تئوری توزیع نئوکلاسیک&lt;br /&gt;
* مکتب توزیع&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع کلاسیک ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع در نظریات مارکس ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== تئوری توزیع نئوکلاسیک ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
=== مکتب توزیع ===&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== منابع ==&lt;br /&gt;
{{پانویس}}&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wiki admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://majall.community/wiki/index.php?title=A&amp;diff=18</id>
		<title>A</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://majall.community/wiki/index.php?title=A&amp;diff=18"/>
		<updated>2025-12-16T06:56:59Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Wiki admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;AFAFASFAF&lt;br /&gt;
[[پرونده:logo.png]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wiki admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://majall.community/wiki/index.php?title=A&amp;diff=17</id>
		<title>A</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://majall.community/wiki/index.php?title=A&amp;diff=17"/>
		<updated>2025-12-16T06:56:45Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Wiki admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;AFAFASFAF&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
              [[مدیا:Logo.png|200px|thumb|left|Caption]]&lt;br /&gt;
https://majall.community/wiki/images/c/c9/Logo.png&lt;br /&gt;
[[پرونده:logo.png]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wiki admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://majall.community/wiki/index.php?title=A&amp;diff=16</id>
		<title>A</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://majall.community/wiki/index.php?title=A&amp;diff=16"/>
		<updated>2025-12-16T06:55:21Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Wiki admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;AFAFASFAF&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
              [[مدیا:Logo.png|200px|thumb|left|Caption]]&lt;br /&gt;
https://majall.community/wiki/images/c/c9/Logo.png&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wiki admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://majall.community/wiki/index.php?title=A&amp;diff=15</id>
		<title>A</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://majall.community/wiki/index.php?title=A&amp;diff=15"/>
		<updated>2025-12-16T06:53:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Wiki admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;AFAFASFAF&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
              [[مدیا:Logo.png|200px|thumb|left|Caption]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wiki admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://majall.community/wiki/index.php?title=A&amp;diff=14</id>
		<title>A</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://majall.community/wiki/index.php?title=A&amp;diff=14"/>
		<updated>2025-12-16T06:52:53Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Wiki admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;AFAFASFAF&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
             [[مدیا:200px|thumb|left|Caption|Logo.png]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wiki admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://majall.community/wiki/index.php?title=A&amp;diff=13</id>
		<title>A</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://majall.community/wiki/index.php?title=A&amp;diff=13"/>
		<updated>2025-12-16T06:51:49Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Wiki admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;AFAFASFAF&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
             [[مدیا:Logo.png]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wiki admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://majall.community/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Logo.png&amp;diff=12</id>
		<title>پرونده:Logo.png</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://majall.community/wiki/index.php?title=%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Logo.png&amp;diff=12"/>
		<updated>2025-12-16T06:51:24Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Wiki admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wiki admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://majall.community/wiki/index.php?title=A&amp;diff=11</id>
		<title>A</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://majall.community/wiki/index.php?title=A&amp;diff=11"/>
		<updated>2025-12-16T06:50:58Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Wiki admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;AFAFASFAF&lt;br /&gt;
[[مدیا:Logo.png]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wiki admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://majall.community/wiki/index.php?title=A&amp;diff=10</id>
		<title>A</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://majall.community/wiki/index.php?title=A&amp;diff=10"/>
		<updated>2025-12-15T13:27:07Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Wiki admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;AFAFASFAF&lt;br /&gt;
File.jpg]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wiki admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://majall.community/wiki/index.php?title=A&amp;diff=9</id>
		<title>A</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://majall.community/wiki/index.php?title=A&amp;diff=9"/>
		<updated>2025-12-15T13:26:21Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Wiki admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;AFAFASFAF&lt;br /&gt;
[[پرونده:Photo_5776044836716136620_y_1_(2).png]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wiki admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://majall.community/wiki/index.php?title=A&amp;diff=8</id>
		<title>A</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://majall.community/wiki/index.php?title=A&amp;diff=8"/>
		<updated>2025-12-15T13:25:34Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Wiki admin: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;AFAFASFAF&lt;br /&gt;
[[پرونده:File.jpg]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wiki admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://majall.community/wiki/index.php?title=A&amp;diff=5</id>
		<title>A</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://majall.community/wiki/index.php?title=A&amp;diff=5"/>
		<updated>2025-12-15T13:18:48Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Wiki admin: صفحه‌ای تازه حاوی «AFAFASFAF» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;AFAFASFAF&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wiki admin</name></author>
	</entry>
	<entry>
		<id>https://majall.community/wiki/index.php?title=Winsoo&amp;diff=3</id>
		<title>Winsoo</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://majall.community/wiki/index.php?title=Winsoo&amp;diff=3"/>
		<updated>2025-12-15T13:13:58Z</updated>

		<summary type="html">&lt;p&gt;Wiki admin: صفحه‌ای تازه حاوی « &amp;#039;;» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
&#039;;&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Wiki admin</name></author>
	</entry>
</feed>